عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
200
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
روبروى برج « حوت » قرار دارد ، و ذو الرّمّة گفته است : [ از بحر طويل ] 550 ألا طرقت مىّ هيوما بذكرها * و أيدى الثّريّا جنّح فى المغارب « 30 » شاعر از « ايدى الثّريّا ( : دستهاى ثريّا ) » همين دو كفّ « الكفّان » را اراده كرده است ؛ و چه بسا ستارهء عيّوق « 31 » را به ثريّا نسبت دادهاند زيرا طلوع آن همزمان با طلوع ثريّا است حاتم الطّائى گفته است : [ از بحر طويل ] 551 و عاذلة هبّت بليل تلومنى * و قد غاب عيّوق الثّريّا فعرّدا « 32 » و آن ( عيوق ) ستارهاى است درخشان و نورانى پشت ستاره ثريّا ، و آن ستاره به قطب نزديكتر از ثريّاست ، و دنبال آن سه ستاره است كه به آنها « الاعلام » گفته مىشود ، و پايينتر از عيّوق ستارهاى است كه به آن « رجل العيّوق » گفته مىشود ، و باران ستاره ثريّا پسنديده و فراوان و آن بهترين ستارگان باران بهارى است ، و طلوع آن سيزده شب رفته از ماه ايار است . ديگر ( از منزلهاى ماه ) « الدّبران » است و آن ستارهاى سرخ و نورانى و دنبال ثريّاست ، و تابع الثّريّا ناميده مىشود ، و چون پشت سر ثريّا مىآيد ، الدّبران ، و نيز مجدح و مجدح ناميده مىشود ، و آن ستاره همان است كه در اين حديث ياد شده است : « لو انّ اللّه حبس القطر عن النّاس سبع سنين ثمّ ارسله اصبحت طائفة به كافرين يقولون مطرنا نوء المجدح « 33 » .
--> ( 30 ) - ديوان او ، ص 55 ملاحظه شود . ( 31 ) - العيّوق : ستارهاى نورانى و سرخ و مقابل ثريّا در طرف شمال است ، و پيش از ستاره جوزاء طلوع مىكند ، و از آن جهت عيّوق ناميده شده كه مانع از روبرويى ستاره الدبران با ثريّا مىشود . لسان العرب ، ريشه « عوق » . ( 32 ) - ديوان حاتم الطّائى ، ص 40 ملاحظه شود . ( 33 ) - المجدح : ستارهاى از ستارگان است ، گفته شده آن ستاره دبران مىباشد و گفته شده ، آن سه ستاره مانند سهپايه اجاق است ، و به سبب شباهت به مجدح ( : كفچه پست ) كه داراى سه شاخه مىباشد ، به آن مجدح گفته شده است ، و آن نزد عرب از ستارگانى است كه علامت باران است . النهاية