عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
141
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
305 لقد خاب من أولاد آدم من مشى * الى النّار مغلول القلادة أزرقا « 5 » 306 إذا شربوا فيها الحميم رأيتهم * يذوبون من حرّ الحميم تمزّقا « 6 » ( بيان ) گفتار خداى - تعالى - : « يَشْوِي الْوُجُوهَ » ؛ يعنى : هرگاه بيايد تا بنوشد ، چهره از گرماى آن بريان مىشود . و در وجه نامگذارى آن مايع به « آب » دو تأويل است : نخست اين كه از آن آب ، آبمطلق اراده شده ، جز اين كه داراى اين وصف ( حرارت ) است كه عذاب نوشندهاش را مىافزايد . دوم اين كه ممكن است ، نامگذارى آن مايع به آب ، بر وجه استعاره باشد ، و حقيقة آب نباشد ؛ مانند گفتار خداى - تعالى - : وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ « 7 » . پس خدا ، صديد ( خونابه ) را بر وجه استعاره ماء ( آب ) ناميد ؛ و حال آن كه آب نيست . و آب بر سه قسم است : آبمطلق ، آب مضاف ، و آب مستعار . آبمطلق آبى است كه از آسمان سرازير مىشود ، و از چشمههاى زمين مىجوشد ؛ مانند آب دريا كه پيامبر ( ص ) از آن ياد كرد و گفت : « هو الطّهور ماءه ، الحلّ ميتته » « 8 » . و اين آب ، همان آبى است كه شاعران از آن ياد كردهاند كه بر آن وارد شده ، و از آن پىجويى نموده و نوشيدهاند ؛ و هرگاه خبردهندهاى خبر دهد كه آن آب را نوشيده ، يا از آن عبور كرده ، يا خويشتن را با آن پاكيزه ساخته ، آن آب ، به آب ديگرى اشتباه نمىشود ، و آن همان آبى است كه بستايش و نكوهش ، دست بدست مىگردانند ؛ پس گفته مىشود : « عذب ( : گوارا ) ، ملح ( : شور ) ، أجاج ( : تلخ ) ، نقاح ( : سرد ) ، صاف ( : زلال ) ، طام ( : فراوان ) ، أزرق ( آسمانى ) ، أسمر ( : گندمگون ) ،
--> ( 5 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در ديوان او « مشدود الخناقة » ، و در الكامل « مغلول القلادة موثقا » ضبط شده است . ( 6 ) - در نسخه اصل و الكامل چنين است ، امّا در ديوان بجاى « الحميم » الصديد ، و بجاى « حرّ الحميم » حرّ الصديد ضبط شده است . ( 7 ) - سورة ابراهيم ( 14 ) آيه 16 . ( 8 ) - النّهاية ، ج 3 ، ص 147 ملاحظه شود .