محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

996

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

معلق بياويزند و سر آن را بسته در زير آن آتش ملايم نمايند تا شير منجمد مثل چربه شود و يا بسيار غليظ كردد پس فرود آورده به كار برند و اكر بجاى شير آب نارجيل تازه كنند نيز خوبست و اكر نباشد روغن نارجيل تازه يك اثار كنند و سه چهار اثار آب در آن ريخته بجوشانند تا آب برود و روغن بماند و نسخ دهن الراحة در ادهان ذكر يافت [ ضماد زيبق ] و ضماد زيبق در اضمده خواهد آمد فصل در ذكر نسخ طلاى زيبقى طلاى زيبق نافع جهت اتشك و قروح خبيثه صنعت آن كندر مصطكى زيبق از هريك ده درم پيه بز به قدر كفايت درهم نيكو سرشته طلا نمايند طلاى ديكر كه همين نفع دارد صنعت آن زيبق يك درم فرفيون انزروت بارزد جاوشير كندر مصطكى كثيرا مر صاف از هريك پنج درم پيه بر پيه خوك بالمناصفه به قدر كفايت طلاي ديكر كه همين خاصيّت دارد صنعت آن زنجار سه درم برك حنا دو درم بورهء ارمنى سه درم بادام تلخ سوخته يك درم زيبق سه درم روغن كل سرخ سى درم طلاي ديكر [ صنعت آن ] سورنجان مصرى عروق خطمى صندل سفيد مر صافى مقل ازرق از هريك دو درم حنا پنج درم زيبق يك درم روغن زيت روغن كل روغن قسط روغن مازو سبز از هريك ده درم طلاي ديكر صنعت آن زيبق يك درم فرفيون انزروت بارزد جاوشير كندر مصطكى مقل ازرق از هريك سه درم مر صافى ميعهء سائله توتياى كرمانى مرداسنك مغسول سورنجان مصرى از هريك دو درم روغن كل سرخ روغن زيت روغن قسط از هريك ده درم پيه كردهء بز به قدر كفايت طلاي ديكر [ صنعت آن ] زيبق يك درم جاوشير سه درم مر صافى مقل ازرق هريك ده درم حنا پنج درم مصطكى سه درم سورنجان مصرى يك درم روغن كل ده درم پيه‌كردهء بز به قدر كفايت طلاي ديكر [ صنعت آن ] زيبق آب به و صابون از هريك هشت مثقال انزروت يك مثقال صبر سقوطرى مرداسنك از هريك پنج مثقال زاج محرق ماه‌فروين خطائى از هريك سه مثقال كندر يك مثقال مصطكى شش مثقال جندبيدستر سه مثقال روغن فرفيون ده مثقال پيه كردهء بز چهل مثقال زيبق را بصابون و آب ليمو بكشند و ادويه را نرم بكوبند و ممزوج سازند و در هاون بسايند تا سفيد كردد طلاي ديكر جهت باد اين مرض صنعت آن اصل السّوس مرداسنك از هريك يك درم زيبق يك مثقال روغن زيت پنج مثقال و نيم طلاي ديكر كه مكرّر بتجربه رسيده و در جميع امراض كثير النفع است و عظيم الفوايد صنعت آن جدوار خطائى دو مثقال كندر مصطكى از هريك دو مثقال صابون يك اوقيه و نيم آب برك حنا سه مثقال آب ليمو به قدر حاجت سورنجان قسط مغاث بغدادى زراوند مدحرج و طويل حبّ الغار مر صافى مقل سكبينج جاوشير زرنباد از هريك دو مثقال زيبق چهار مثقال عاقرقرحا دو مثقال روغن خيرى روغن بابونه از هريك يك مثقال روغن سوسن پنج مثقال روغن زيت كهنه پانزده مثقال روغن كل سرخ ده مثقال موم زرد يك مثقال پيه كردهء بز بيست مثقال روغنها را با موم بكدازند و بيخها را بكلاب بسايند و صمغها را با سركه حل كنند و زيبق را با پيه بكشند و مجموع را تركيب كنند و سعى در كشتن زيبق بيشتر نمايند و در وقتى كه داخل كنند بايد كه سرد شده باشد و در هاون نيك بسايند و بعد از آن چند روز بكذارند كه مزاج تمام يابد بعد از آن سه حصّه كنند و هر حصّه را كه ميمالند از ميان دوا بر او ابتدا كنند و تا پس كردن مقدار چهار انگشت پهنا بمالند و تمام مهرهاى پشت را بمالند و سر و دوش و مرفق و رسغ و بندهاى انگشت را بمالند و ورك و زانو و مفصل قدم را بمالند و از ترقوه يعنى چنبر كردن و استخوان فس تا سر معده چرب كنند و ميان ناف نيز چرب نمايند و بر قلب و دماغ و بيضتين نمالند كه بد است و رخوت پنبه‌دار بپوشند و از طعامها مثل ماش مقشر و برنج و دارچينى و اسفاناج بخورند و از ميوهاى سرد و ترشيها و لبنيّات و شيرينها احتراز نمايند و نبات و عرق كاوزبان و كلاب و تخم شربتى بنوشند و پارچهء نقره در دهان نكاه دارند و به سركه و كلاب و آب كشنيز مضمضه كنند و تا سه روز تحمل كنند كه اكر عرق بسيار آمد و دانها تمام ريخته شود و درد پا بالكلّيه بر طرف شد سه روز ديكر تحمل كنند و بعد از آن بحمام روند و اكر نه باقى روغن را بمالند و بعد از سه روز بحمّام روند و بدن را باب بنفشه و خطمى و سبوس بشويند بعد از آنكه بصابون شسته باشند و اين طلا مرض را بالكلّيه زايل مىكند هرچند كهنه شده باشد و اكر بسيار قوى باشد و مدتى مديد كذشته باشد شايد بتكرار طلا حاجت افتد و اكر مكرر كنند چنان كنند كه ميان دو طلا فاصله زياده از يك ماه نكردد و اكر جائى از اعضا درد كند از اين مرهم بمالند زود بر طرف شود و اكر مرض بسيار قوى باشد مقدارش را زياده ميتوان كرد تا شش مثقال رسانند و طلا را نزد اعضاى رئيسه نبايد برد طلاي ديكر مجرّب صنعت آن كندر شش مثقال مصطكى صبر سياه حلبه اقليميا شوره از هريك سه مثقال حنا ده مثقال زيبق بيست مثقال زنكار ده مثقال روغن نفط روغن كاو از هر دو چهار سير على الرسم مرهم سازند طلاي ديكر صنعت آن ماميران چينى دو درم موميائى معدنى ميعهء سائله از هريك سه درم كندر دو درم توتياى كرمانى ورق حنا از هريك پنج درم زيبق هفت و نيم درم پيه بز سياه دو درم بيخ بنفشه پوست نارنج از هريك دو درم روغن كل سرخ بيست و يك درم مغز قلم كاو روغن زيت از هريك دو درم موم كافورى يك درم آب ليمو به قدر كفاف طلايى ديكر كه جرب را بسيار نافع و مجربست صنعت آن كندش اصل الحلبه عروق درخت انار عروق عنب الثعلب عروق حماض برى هليلهء سوخته تخم و ساس برك خرزهره زيبق مقتول زيره با خاكستر زيره يا خاكستر جو با روغن اقليمياى فضى ميعهء يابسه نوشادر حلبه عاقرقرحا بيخ انجدان هر دو را سوخته ادويه كوفته و بيخته با زيبق مقتول يك جا كرده با قطران سرشته در ظرفى بلند عمق‌دار كنند و طبقى از سفال بر سر آن نهند و يك شب تمام در تنور كرم بكذارند و صباح براورند و بكذارند تا سرد شود پس ادويه را بيرون اورند اكر مانند زغال شده باشد بهتر و الا تكرار عمل نمايند پس سحق نموده با ربع آن نمك بياميزند و مجموع را بروغن كل چرب كنند و بر يك عضو طلا نمايند و بكذارند تا خشك شود پس بر عضو ديكر و هم‌چنين تا تمام شود و هرچند صبر كنند و يك بار بمالند بهتر است و چند نسخهء ديكر در اطليه مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى عقد زيبق جهت امساك و تقويت باه قوى الاثر است صنعت آن بكيرند مقدار هشت مثقال زيبق را و با قدرى سركهء كهنه كه در هاون آهنى خوب بمالند كه مضمحل شود پس سه مثقال نمك هندى كوفته در آن داخل نمايند و خوب مالند آن كاه در ظرف آهنى كه از سركهء انكورى خوب تند پر كرده باشند ريخته بر آتش كذارند و سه مثقال روسنحتج صلايه كرده اندك‌اندك بخورد سيماب دهند و بدستهء آهن درهم بسايند تا بسته شود پس از آتش فرو كيرند و باب سرد بشويند تا از چرك زايل شود و از پارچهء سفيد متقالى محكم بيفشرند آن كاه كلوله سازند و در وسط آن سوراخى كنند و ريسمانى از آن سوراخ بكذارنند و يك شب در ميان آب ليمو بكذارند تا محكم شود و منحجر كردد پس آن را در ميان روغن تا توله كه بهندى دهتوره نامند بجوشانند و تا يك سال كاهى در ميان شير و كاهى در ميان روغن و كاهى در ديك طعام و كاهى در ميان آب برك كياهى از كياهان مناسبه بيندازند و هميشه در دست ميماليده باشند چندانكه منجلى و همچون انبه كردد و شفاف نمايد و مطلق كدورت در جسم آن نماند آن كاه به جهت امساك منى است هنكام مقاربت