محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
910
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
كه آن هيوفاريقون است اولوقوس كه آن برك خامالاون سياه است حرف كه آن بزر لينابوطيس است از هريك چهار مثقال حماما بيست مثقال دارچينى لينابوطيس جبلى سنبل هندى زعفران فليقى تخم كرفس جبلى جعده تخم سداب برى مشكطرامشيع اقريطى از هريك دوازده مثقال بيخ سوسن حجر شامى ذكريا انثى كه حجر اليهود است از هريك شانزده مثقال ادويه را كوفته بيخته با سه وزن آن عسل مصفّى مقوم بسرشند شربتى يك مثقال صنعت اين معجون به نسخهء ديكر بيخ سوسن اسمانجونى سيساليوس كماذريوس هيوفاريقون لادن سياه از هريك چهار مثقال حماما هشت مثقال دارچينى لينافيطس جبلى زعفران سنبل هندى بزر كرفس جبلى جعده تخم سداب برى اصل السوس مشكطرامشيع اقريطى حجر شامى ذكر و انثى از هريك دوازده مثقال حرف تخم فنجنكشت هز از هريك بيست و چهار مثقال قردمانا چهل و هشت مثقال اجزا را كوفته بيخته بعسل مصفّى بسرشند شربتى مقدار فندقى با شراب ممزوج بعسل چهار چهار قوانوس بياشامند بدانكه قوانوس سه اوقيه است و هر اوقيهايست ده درم باب الحاء مع الدال المهملتين [ حديد ] حديد نر و ماده مىباشد نر آن را كه سخت است به فارسى فولاد و مادهء آن را كه نرم است آهن نامند در دويم كرم و در سيوم خشك و فولاد طبيعى كانى را شاپورقان و شايرقان نيز و مصنوع از آهن نرم را اسطام نامند و چون شاخ سوخته بز و حجر الرخام را بالسويه بر آهن ماليده بر آتش سرخ كنند بسيار نرم شود و قير و قتر عبارت از آن است و هرگاه با رصاص يا مرقشيشا يا سم الفار يا زرنيخ بكدازند بمرتبهء رصاص زود كداز كردد و بدستور چون با نحاس بكدازند و بعد از آن با شوره نحاس را بسوزانند بغايت زود كداز كردد و فولاد مصنوع كه متعارف است بسيار است ازو طريق ساختن او كويند آن است كه آهن متعارف را در كوره مخصوص باتش بسيار شديد تا يك هفته بتابند و حنظل و صبر و هرچه در تلخى قوى باشد با زهرهاى حيوانات ساييده و بر او ريخته آن مقدار بتابند كه در جسم او داخل شود و كويند چون آهن را تافته يك بار در روغن كنجد تطفيه كرده بار ديكر در آب اطفا نمايند اقسام آهن را مثل آهن ربا جذب مىكند و آب آهن تافته بغايت مقوى باه و قابض و جهت جراحت امعا و اسهال مزمن بواسيرى و ورم سپرز و تقويت معده و سلس البول و درد مقعده و كزيدن سك ديوانه و رفع زردى رخساره و هيضه نافع و آبى كه آهنكران آهن تافته را مكرر در آن سرد مينمايند و آن را دوس و ماء الحديد نيز نامند و شراب باهن تافته در رفع خفقان و استسقا و ضعف جكر و معده و باه قوىتر از آب تفته آن است و دوغ باهن تافته در اسهال دموى و نزف حيض و استرخاى مقعده قويتر است و چون برادهء آهن را در شرابى كه زهرالود باشد بيندازند تمام زهرها را به خود جذب مىكند و رفع سميت آن مىشود و شرب آن زيان نميرساند و خبث الحديد و زعفران الحديد ان شاء اللّه تعالى مذكور خواهد شد و برادهء آهن را چون بخورند درد شكم شديد و خشكى دهن و درد سر اورد و مداوى آن باشاميدن شير تازه دوشيده با بعضى از ادويه قويه است و بعد از آن مسكه و روغن بنفشه و روغن كل و سركه بر سر بمالند و مقدار يك درم مقناطيس بخورند و امراق دسمه و روغن كاو بنوشند و در خواص آن اوردهاند كه برادهء آهن اكر بر كسى بندند كه در خواب دندان بخايد ديكر نخايد دستور قتل آهن و فولاد بطور اهل هند آنست كه برادهء آهن ساده يا فولاد را از هركدام خواهند سه شبانروز در بول كاو بخيسانند پس براورده بر روى سنك باب هليلجات بسايند پس قرص ساخته خشك نمايند مجموع قرصها را در ديك سفال كرده و سفالى ديكر بر بالاى آن كذاشته درز آن را بكل حكمت محكم سازند و تا يك هفته در ميان سركين كاو صحرائى هر روز بكذارند پس براورند تا ده مرتبه مكرر به همان طريق اجزاى آهن يا فولاد را در آب هليلجات و كاه باب صبر تازه صلايه نموده خشك كرده در ظرف سفالى كذاشته هفت روز هر روز باتش سركين كاو صحرائى بكذارند بعضى مردم در مرتبهء اخر آهن را باز صلايه نموده يك شبانهروز در ميان ماست ترش ميكذارند پس براورده با قدرى نوشادر سحق بليغ نموده هفت روز ديكر در ميان آتش ميكذارند بعد از آن سحق نموده استعمال ميكنند نوع ديكر آن است كه برادهء آهن را ده مرتبه با شيرهء صبر تازه بر روى سنك صلايه كنند و هر مرتبه در آتش سركين كاو صحرائى بكذارند تا خوب سوخته شود و ده بار ديكر باب هليلجات صلايهء كرده در ميان ظرف سفالى كذاشته و سفال را در آتش سركين كاو هفت روز بكذارند پس براورند و بسايند و از پارچه حرير نرم به بپزند و قدرى بر روى آب بماند و بته آب نرود خوب كشته شده و اكر بته آب بهنشيند و بر روى آب نماند پس بايد كه چند بار ديكر باب هليلجات صلايه نموده باز آتش دهند تا وقتى كه بر بالاى آب قرار كيرد و بماند و در ته آب فرو نرود علامت كشته شدن همين است دستور قتل فولاد فولاد را براده كرده و دع غير محرق كه بهندى سنكهه نامند نوشادر تنكار از هريك سه مثقال همه را در دوازده پاس در آب برك صبر تر كه بهندى كهيكوار كويند در هاون سنكى سحق نمايند و باز دوازده پاس ديكر در عصاره پاك پهنى كه كياه هندى است سحق نمايند و باز تا دوازده پاس ديكر در عصاره بسكهپره كه نيز كياه هنديست سحق نمايند پس در پياله شيشه بسيار ضخيم كرده سر آن را بسته در افتاب كذارند و عصاره از هريك از جل كنوئين و لتوبرى و سيتاكاندل و كنك ترياتا سه سه روز هريك را جدا جدا و به تنهائى بر روى آن بريزند كه از روى فولاد مسحوق بركردد و تا چهل و نه روز به ترتيب مذكور اين عمل نمايند و روزها در افتاب كذارند سر كشاده و ليكن محافظت نمايند كه كرد و غبار در آن داخل نشود و شبها سر آن را بپوشند و بعد چهل و نه روز تا يك هفته دايم سر آن را پوشيده دارند تا مزاج كيرد پس براورده به كار برند شربتى مقدار يك برنج با تنبول بخورند اكثر امراض را مفيد است خصوص ضيق النفس و ضعف باه و معده را [ قتل فولاد نوع ديكر كه اسهل جميع انواع است ] قتل فولاد نوع ديكر كه اسهل جميع انواع است و از براى اكثر امراض مثل ضعف معده و كبد و استسقا و اسهال بواسيرى و غيره و قرحهء مثانه و اجليل و بول الدم و ورم طحال و نفحهء آن و ورم بيضه را مفيد است صنعت آن بكيرند مقدار دو توله با هر قدر كه خواهند فولاد جوهردار و براده نمايند و در يك كاسه آب برك جامون كه درخت تمر هنديست و در اكثر بلاد هند و بنكاله وافر است