محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1262

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

و تبهاى مركّبه و بارده و فالج و اوجاع مفاصل و دافع اذيّت هواى وبائى و اختلاف ابها و جاذب اخلاط رديه از عمق بدنست و جهة هيضه مفيد و چون بشارب آن بعد از شرب مقدار دو برنج تا چهار برنج غثيان و قى عارض كردد بايد كه فى الفور قى نمايند و مدافعه نكند زيرا كه مواد رديهء فاسدهء سينه را از فم معده بقى دفع مينمايد و بعد از قى اكر احساس ثقلى و رداء قى و غثيان و تهوع در خود يابد باز همان مقدار در آب يا كلاب سائيده بنوشند و اكر قى آيد باز قى نمايد و هم‌چنين تا آنكه تمام اخلاط رديهء فاسده را جذب نموده بقى دفع نمايد زيرا كه از خواص آنست كه چون در بدن خلط فاسد نيابد تحريك قى نميكند و بدين دستور با شير كاو تازه دوشيده سائيده يا با كلاب جهة اقسام زهرهاى مشروبه و ملدوغه و افيون خورده و امثال اينها مفيد و اكر صاحب تب بلغمى در حالت احساس بقشعريره مقدار دو جوى از آن را سائيده بخورد و قى نمايد تخفيف بسيارى در تب او عارض ميكردد و نفع عظيم دارد و طلاى آن بر موضع كزيدهء عقرب و زنبور و رتيلا و افعى و ساير هوام زهردار رافع الم آنست در ساعت و دافع سميّت آن و مقدار شربت آن از يك قيراط تا دو قيراط كفته و اين باختلاف بلدان و اهويهء انها و امزجه و ابدان از حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و كهنكى و نوى آن پر ميكردد و هم‌چنين ساير خواص آن مثلا در بلدان حارهء يابسه و امزجه حارّه يابسهء كهنهء از احداث كرمى و ساير افعال مذكوره مينمايد پس در آن حين مقدار شربت آن آن مقدار خواهد بود و در بلدان باردهء رطبه و امزجه و امراض باردهء رطبه زياده و همچنين از نو آن مقدار شربت آن زياده از كهنهء آنست زيرا كه آنچه معلوم شد كهنهء آن را قوت زياده است و در بعضى مواد و احوال و در ابتداى هيضه و قى اوردن و دفع مواد بخلاف نو آن و در تقويت ارواح و قوى تازهء نو آن و ليكن هرگاه جهة تقويت تناول نمايند بايد كه بدن از اخلاط فاسدهء رديه بقى صاف باشد و همچنين هر ادويهء قويه تا آنكه باعث تحريك هيجان و ثوران انها نكردد كه احداث اذيت و ضرر زياده بر منفعت و تقويت بخشد و اللّه اعلم [ حبّ نارجيل بحرى ] حبّ نارجيل بحرى كهنئ جهة رفع هيضه و قى و غثيان و رفع سموم مشروبه صنعت آن نارجيل بحرى كهنه در كلاب سوده نيم درم تخم اترج تخم نارنج از هريك يك درم و اكر بجاى تخم نارنج تخم كنوله كه نوعى از نارنكى است بزرك به مقدار نارنج متوسطى نمايند و اكر كنوله پوسيده مجموع پوست و مغز و تخم باشد يعنى كنوله درست رسيده را بكذارند تا پوسيده شود و خشك كردد بهتر است و با كلاب نرم سوده حبّ بندند هر حبى مقدار نخودى شربتى از سه حب تا شش حبّ و بتفاريق ده دوازده حب نيز ميتوان داد بدين ترتيب مثلا سه حبّ بخورانند اكر تسكين نمود و زايل كشت بهتر و الا چهار پنج حب ديكر [ حبّ نارجيل بحرى نوع ديگر ] حبّ نارجيل بحرى نوع ديكر اقوى از آن جهت علل مذكوره هنكامى كه قى و اسهال بند نكردد و ضعف و نقاهت بسيار باشد و بجهة تقويت بدن و حفظ صحت نافعست صنعت آن نارجيل بحرى تازه يك درم زمرد اعلا كهربا مرجان عقيق يمنى لعل بدخشى ياقوت رمانى ياقوت زرد عود هندى عود الصّليب ايرسا مصطكى قرنفل دارچينى قاقلهء صغار ورق طلا محلول جدوار خطائى مجرب زعفران از هريك نيم درم صندلين طباشير سفيد تخم اترج تخم خرفهء مقشر ورق نقره محلول از هريك نيم مثقال مرواريد ناسفته يك مثقال جواهر با بيدمشك يا كلاب سوده و ساير ادويه كوفته و بيخته با بيدمشك سرشته حبوب سازند هر حبى به قدر نخودى شربتى از سه حب تا چهار حب با كلاب و بيدمشك فروبرند و اكر يك درم فادزهر معدنى و يك قيراط فادزهر حيوانى و دو قيراط عنبر اشهب و سه قيراط مشك خالص اضافه نمايند ميكردد اقوى ناطف به فارسى حلواى قبيده نامند كثير الغذا موافق سينه و رئه و سرفه و خلط بلغمى و مسمن بدن و جهة منع انصباب مواد بمعده و مضرّ محرورين و مصلحش ترشيها است نانخواه بدانكه نانخواه بفتح نون و الف و نون و خاى معجمه و واو و الف و ها بمعنى طالب نان اسم فارسى است و نيز آن را به فارسى زينان نامند و به عربى كمون ملوكى و بهندى اجواين بعضى اطبّا را كمان آن كه نانخواه تخم صعتر جبلى است و آن تخمى است شبيه بانيسون و از آن كوچكتر و اشقر مايل بزردى و تندبو و با حرافت و اندك تلخى و تندى طعم و قوتش تا چهار سال باقى ميماند كرم و خشك در اول درجهء سيّم بعضى در اخر سيّم كفته‌اند مجفف رطوبات و با تجفيف قوت تليين نيز دارد و مدر بول و حيض و عرق و ترياق سموم و نهش هوام و محلّل رياح و دافع فواق و رطوبات لزجه و درد سينه و تفتيح آن و تقلب دل و صلابت جكر و سپرز و مغص ريحى و آنچه بسبب دواء سمى مسهل عارض شده باشد و منقى چرك و لزوجات سينه و بجهة ترك عادت افيون و مضرت آن و عسر البول و حصاة و قى و غثيان و جشا و اروغ بدبو و تخمه و فساد اشتها و رفع بلت معده و كبد و تقويت معده و كبد بان و لبهاى مزمنهء كهنه خصوص ربع و سردى و بلت احشا و برص و قوبا و با عسل و شراب جهة احتباس بول مبرودين و كرم معده و حب القرع و با سكنجبين جهة محرورين و بجهة جميع امراض رحم و كسى كه اطعمه بذائقهء آن لذيذ نباشد نافع است و ضماد آن با سفيدهء تخم مرغ جهة ناف برامده مجرب و با عسل جهة درد جميع اعضا و تحليل اورام از مجربات شمرده‌اند خصوصا با طين قيموليا و بدستور جهة رفع منجمد خون تحت جلد بيعديل و با عسل و ادويهء بهق و با عسل و ادويهء برص و اثار جلد مقوى فعل انها و با روغنها جهة بثور لبنيه و با نمك و ترمس و زعفران جهة ورم انيثين و نطول آن جهت رفع كزيدن عقرب سريع الاثر و قطور آن جهت كرانى سامعه و بخور آن با راتينج و فرزجه و حقنهء آن جهت تنقيهء رحم از رطوبات بدبو نافع و خوردن و طلا نمودن بر بدن بالخاصيّة مورث زردى جلد و سه مثقال آن كه در يك رطل شير جوشانيده باشند تا به نصف رسيده باشد با يك اوقيه قند سفيد كه بر بالاى لحوم خورده باشد باعث فربهى بافراط كردد و ناشتا خوردن آن دافع سنك كرده و مثانه و از مجربات شمرده و مصدع محرورين و مورث زردى بدن و ظلمت بصر اكثار خوردن آن و مصلحش كشنيز و مقلل شير مرضعه و مصلحش ترمس و قدر شربتش تا سه درم و بدلش در غير تسمين شونيز است [ جوارش نانخواه تاليف حكيم محمد امين الدين ] جوارش نانخواه تاليف حكيم محمد امين الدين جهة قوت هاضمه و اصلاح معدهء بارد و دفع بلغم و رطوبات معده و دفع تخمه و تلطيف اخلاط غليظه نافع صنعت آن نانخواه صعتر فارسى زوفاى خشك از هريك ده مثقال وج تركى بسباسه رازيانه زنجبيل جوزبوا تخم كرفس از هريك شش مثقال نعناع خشك شونيز زيرهء كرمانى مدبر از هريك ده مثقال حاشا چهار مثقال كوفته و بيخته بعسل مصفى سفيد بقوام آورده با سه وزن مجموع ادويه بدستور مقرر جوارش سازند [ جوارش نانخواه ديگر منقول از اصول التراكيب نجيب الدين سمرقندى ] جوارش نانخواه ديكر منقول از اصول التراكيب نجيب الدين سمرقندى مقوى هاضمه و مفتت حصاة كليه و مثانه و منقى آلات بولست صنعت آن نانخواه كوفته با سه مثل آن عسل مصفى با شكر بقوام آورده بسرشند و هر روز يك مثقال آن را تناول نمايند و كاه زياده كرده مىشود شونيز نيز براى زيادتى تقويت آن [ دستور مدبر نمودن نانخواه ] دستور مدبر نمودن نانخواه بدستور كمونست كه در سركهء انكورى بخيسانند و در سايه خشك نموده اندك بريان كرده يا بدون بريان استعمال نمايند [ دهن نانخواه ] دهن نانخواه طريق استخراج آن مانند دهن انيسون است و در انيسون مذكور شد و در افعال قريب بدانست [ سفوف نانخواه تاليف حكيم مير محمّد مومن ] سفوف نانخواه تاليف حكيم مير محمّد مومن جهة تحليل رياح و درد معده و سپرز و تقويت هاضمه و رفع زحير و تجسّس بخارات بغايت نافعست صنعت آن نانخواه تخم كرفس بالسّويه كوفته و بيخته با مثل هر دو آن قند سفيد سفوف نمايند [ سفوف نانخواه ديگر تاليف مير محمّد زمان والد مير محمد مومن ] سفوف نانخواه ديكر تاليف مير محمّد زمان والد مير محمد مومن صاحب تحفه جهة اسهال بلغمى صنعت آن نانخواه كندر كلنار از هريك يك جزو دانهء مويز دو جزو با ميبهء ممسك استعمال نمايند سفوف نانخواه اقوى از آن صنعت آن نانخواه انيسون تخم كرفس تخم رازيانه