محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1248
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
ورم پلك چشم و اورام صلبهء جكر و باد فتق و با اندكى سرنج جهة اسقاط دانهء بواسير و ثاليل خصوص تازهء آن و بخور آن جهت بواسير و انفتاح رحم منضم و آنچه از جنين و رفع فساد هوا كه بسبب رطوبت بسيار وقتى كه مردار بسيار باشد و حمول آن جهت رفع انضمام فم رحم و انحدار جنين و رطوبات رحم و قطع بواسير و ضماد مسحوق مطبوخ آن با سه وزن آن ادويه سبوس كندم كه بجاى آب انكور يا رب آن باشد با قدرى روغن كاو جهة ورم شقيقه از مجرباتست و همچنين چون بسايند و با كفى باقلا جوش داده خمير كنند و بر ثاليل اويخته ببندند آن را ساقط ميكرداند و بر اورام بلغميّه و صلبهء آن را تحليل ميدهد و بر قيلة الماء صبيان خاصة و قيلة الامعا را نيز مفيد و شيخ الرئيس كفته قوت تليين صقلبى آن زياده است و عربى آن جهت اورام حنجره و حلق و چون از صافى مقل عربى سرخرنك مقدار دو مثقال بسايند و با ماء العسل بياشامند منحدر ميكرداند بلغم را و مقل مكى كه كويند ثمر دوم است زايل كنندهء خنازير است و شرب مطبوخ آن جهت اورام باطنيه مفيد بغدادى كفته كه چون ارادهء تليين بطن نمايند بكوبند و بريزند بران آب كرم و با شراب و بخورند اسهال بلغم مىكند و مضر رئه و مصلحش كثيرا و مضر جكر و مصلح آن زعفران و شربتش يك درم و بدلش دو ثلث آن مرمكى و ربع آن صبر است اطريفلات مقلى نسخ آن در حرف الالف در اهليلج در ضمن اطريفلات ذكر يافت بخور مقل چند نسخهء آن در بخورات مذكور است فصل در ذكر نسخ حبوبى كه اصل و عمود در انها مقل است حبى كه بواسير را نافعست صنعت آن پوست هليلهء زرد هليلهء سياه از هريك پنج درم صبر سقوطرى هليلهء كابلى مقل ازرق از هريك پانزده درم تربد سفيد ده درم سكبينج پنج درم خردل دو درم مقل و سكبينج را در آب حل كنند و داروهاى ديكر كوفته و بيخته بان بسرشند حبّ مقل ديكر بجهة بواسير صنعت آن مقل ازرق بيست مثقال صبر سقوطرى هليلهء سياه پوست هليلهء زرد از هريك سه مثقال كثيرا دو مثقال انجير سيعدد على الرّسم حب سازند و هر صبح سه عدد آن را فرو برند حب مقل كه خون بواسير را بازدارد صنعت آن هليلهء كابلى بروغن كاو بريان كرده پنج درم مازوى سبز سه درم مقل ازرق پانزده درم مقل را در آب كند تا حل كرده باقى ادويه را كوفته و بيخته بان سرشته حب سازند شربتى از دو درم تا سه درم حب مقل ديكر كه چون سه شب متوالى بنوشند وجع بواسير را تسكين دهد صنعت آن هليلهء سياه بليله املهء منقى مقل ازرق از هريك چهار درم نمك هندى صعتر مصطكى سورنجان اشق هزاراسپند شيطرج نانخواه از هريك يك درم سنبل الطيب زعفران دارچينى وج قاقله سليخه از هريك هشت درم صبر سقوطرى بيست درم سكبينج دو درم مقل و سكبينج را در آب كندنا حل كنند و باقى ادويه كوفته بان بسرشند و حب سازند شربتى دو مثقال حبّ مقل ديكر مسكن وجع بواسير مخترع مير ابو القاسم ولد مير محمد مسيح غفر اللّه لهما صنعت آن مقل ازرق صمغ عربى از هريك يك مثقال بيخ لفاح مصطكى بزر البنج جوزبوا تخم كرفس زعفران از هريك نيم مثقال افيون يك دانك عاقرقرحا مر صاف از هريك يك درم تخم خشخاش يك مثقال سكبينج يك دانك جندبيدستر نيمدانك مقل و سكبينج و صموغ را در آب باديان يا در شيرهء باديان كه با كلاب شيره كرفته باشند حل كرده باقى ادويه كوفته و بيخته در مقل و سكبينج محلول سرشته حبها سازند هر حبّى به مقدار نخودى و بوقت حاجت دو حب آن را فروبرند حبّ مقل كه بجهة كشودن خون بواسير نافعست صنعت آن هليلهء سياه پوست هليلهء كابلى از هريك دو درم سكبينج سه درم تخم سپندان دو درم مقل ازرق پانزده درم مقل را در آب كندنا حل كنند و ادويه را بان سرشته حب سازند حبّ مقل خداوند بواسير را نافع باشد و طبع را نرم كند صنعت آن مقل اليهود ده درم پوست هليلهء زرد هليلهء سياه پوست هليلهء كابلى از هريك پنج درم تربد سفيد مدبر ده درم سكبينج پنج درم خردل دو درم مقل را در آب كندنا حل كنند و ادويه كوفته و بيخته بان بسرشند و حب سازند شربتى از دو درم تا سه درم حبّ مقل ديكر كه خون بواسير حبس كند صنعت آن هليله و بليله امله از هريك ده درم بسد كهربا صدف سوخته شاخ كوزن سوخته از هريك پنج درم زاج سفيد دو درم نانخواه سه درم مقل بيست درم مقل را با آب كندنا يا آب آهنكران حل كنند و ادويه را بان بسرشند و حبها بندند شربتى دو درم و در نسخهء ديكر نانخواه و زاج داخل نيست و پنج درم مرواريد ناسفته داخل است و در نسخهء ديكر صدف سوخته هليلهء سياه بليله املهء منقى مقل از هريك يك جزو بسد سوخته كهربا از هريك نصف جزو است حبّ مقل كه جهة بواسير و اعتقال طبع مجرب است صنعت آن املهء مقشر پوست هليلهء زرد هليلهء سياه پوست هليلهء كابلى پوست بليله تخم كندنا از هريك پنج جزو مقل ازرق چهار جزو مقل را نيم كوفته در آب كندنا شسته بخيسانند و روز ديكر در هاون بكوبند كه مثل مرهم شود و ادويه را در آن سرشته به قدر نخودى حبّها سازند و هر روز در خلاى معده نه عدد تا پانزده عدد فروبرند و از چيزهاى سوداوى پرهيز نمايند حبّ مقل ديكر كه خون بواسير حبس كند و نفخ و رياح را زايل كند صنعت آن هليلهء كابلى هليلهء زرد بليله از هريك ده درم صدف سوخته شاخ كوزن سوخته از هريك يك درم نانخواه سه درم مقل دو چند ادويه مقل را با آب كندنا حل كنند و حبّها بندند شربتى يك مثقال وقت خواب و در شفاء الاسقام چنين است هليلهء سياه و كابلى بليله امله صدف سوخته كهربا از هريك پنج درم نانخواه شش درم مقل ازرق بيست درم مقل را در آب كندنا بكدازند و ادويه را بان بسرشند و حبّها بندند شربتى سه درم ناشتا باب كرم مولف كويد كه اكر سه درم جوزجندم بر اجزا بيفزايند ميكردد اقوى حبّ مقل ديكر كه خون بواسير حبس كند صنعت آن هليلهء سياه بليله املهء منقى از هريك پنج درم تخم كندنا سه درم بسد كهربا صدف سوخته از هريك دو نيم درم مقل ازرق ده درم ادويه را كوفته و بيخته مقل را در آب برك سرو و آب برك كندنا حل نمايند و باهم سرشته حبّها بندند شربتى سه درم با آبى كه آهن تافته در آن سرد كرده باشند حبّ مقل ديكر كه جهة بواسير دموى و ريحى و قطع خون رحم و بواسير مجربست منقول از كامل الصناعه صنعت آن هليلهء سياه امله حب الاس از هريك چهار درم جفت بلوط طراثيث كلنار مقل خبث الحديد مدبر از هريك دو درم مصطكى جوزبوا سنبل الطيب قرنفل از هريك يك درم تخم كندنا دو درم هليلجات و تخم كندنا را در روغن زيتون بجوشانند و مقل را در آب برك سرو حل كنند و ادويه را باز بسرشند و حبّها سازند و دو مثقال آن را با آب كرم بنوشند حبّ مقل ديكر كه خون امدن از بواسير را بازدارد صنعت آن هليلهء كابلى بريان كرده سى درم كهربا ده درم مقل ازرق چهل درم مقل را در آب كراث حل كنند و ادويه را كوفته و بيخته بان سرشته حب سازند حبّ مقل كه خون بواسير را بازدارد صنعت آن پوست هليلهء كابلى پوست هليلهء زرد بروغن بادام شيرين بريان كرده هليلهء سياه املهء منقى از هريك دو درم بسد كهربا ودع سوخته از هريك يك درم مقل ازرق مساوى جميع اجزا مقل را در آب آهنكران حل كرده باقى ادويه كوفته و بيخته بان سرشته حب سازند شربتى دو درم حبّ مقل ديكر از يوحنا ابن سرابيون به جهت خون بواسير