محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1247
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
كرده افتيمون داخل نكرده و وزن كل سرخ را ده درم و مشك را نيم درم كرده باقى موافق است با نسخهء قسم اول و اين نسخه چهل و دو جزو است و وزن آن تخمينا يك صد و دوازده درم و نيم و مزاجش كرم در نصف درجهء اولى و خشك در نصف اخر درجهء ثانيه قسم سيّم كه بجهة مبرود المزاج قرار داده صنعت آن پوست زرد اترج بسباسه زنجبيل عود بلسان فلفل از هريك سه درم جندبيدستر دو مثقال اين شش جزو را بر نسخهء قسم اول اضافه كرده و اين تركيب چهل و سه جزو است و وزن آن شصت و نه درم و پنجدانك بيست و دو مثقال سه دانك و نيم است كه مجموع يكصد و دو درم باشد تخمينا مزاج كرم است در يك درجه و خشكست در اخر درجهء دويم و حكيم مير محمد مومن در اين تصرفات از زيادتيها و كميتها نموده مانند آنكه يك درم ياقوت احمر بر اصل نسخه افزوده و كفته كه اكر خواهند بعد از تخمير و مزاج استعمال نمايند در آن پنج مثقال افيون و پنج مثقال جندبيدستر هر دو باهم سوده داخل معجون نمايند و اين زمان البته بايد بعد از شش ماه استعمال نمايند و غرض از ادخال افيون حفظ مزاج و ادخال جند جهة اصلاح افيون است كه مركب باز بعد از ادخال افيون بر اعتدال خود باقى باشد و اكر كسى را سوى مزاج حار غالب باشد مىبايد كه مشك و زعفران اين تركيب را نيم مثقال كند و افيون را كم كرده بدل آن سنا مكى چهار درم قسط يك درم شاهتره يك مثقال نيم كند و در اين تركيب يك درم كل سرخ و هشت درم خرفه و هشت درم طباشير دو درم تخم كاهو و سه درم صندل داخل سازد و باقى ادويه را به حال خود بكذارد و بدستور قرص سازد و يا معجون نمايد و اكر كسى را سوء المزاج بارد غالب باشد واجب بود كه در اين ادويه قشور جوزبوا كه آن بسباسه است و قشور اترج و عود بلسان زنجبيل فلفل از هريك سه درم و جندبيدستر دو مثقال و وزن كافور نصف مثقال كند و اكر صاحب مزاج بارد شربتى از آن با طسوجى جند بخورد كافى باشد و احتياج بتغيير و تبديل اصل اين نسخه نيست و حكيم محمد باقر مرحوم ميكويد كه من بعضى از ملوك را علاج كردهام در مرض ماليخوليا كه منجر بمانيا شده بود به اين معجون و در نسخهء معتدل اين تركيب يك مثقال ياقوت رمانى اضافه كردهام نفع عظيم مشاهده نموده شد [ مفرّح ديگر منقول از حاوى صغير نافع از براى سوء المزاج قلب ] مفرّح ديكر منقول از حاوى صغير نافع از براى سوء المزاج قلب حادث از مرهء صفرا و مسكّن خفقان و شفائى باسم مفرّح دلكشا ذكر كرده صنعت آن ساذج هندى سعد كوفى نانخواه اشنه انيسون تخم كرفس از هريك سه درم مرواريد ناسفته بسد از هريك پنج درم عصارهء افسنتين شش درم افتيمون سه درم زعفران يك درم بادرنجبويه ده درم پوست اترج دو درم تخم فرنجمشك سى درم كاوزبان هفت درم سك اصلى يك درم كوفته و بيخته با عسل مصفّى يا آب افتيمون مطبوخ بقوام آورده سرشته معجون سازند شربتى سه درم مفرّح ديكر منقول از كتاب مزبور كه نافعست از براى خفقان با خبت نفس [ صنعت آن ] كهربا بسد سعد كوفى از هريك سه درم زراوند درونج از هريك نيم درم مشك خالص دو دانك شكر سفيد ده درم كوفته و بيخته بسه وزن ادويه عسل مصفى بسرشند شربتى يك مثقال مفرّح ديكر نافع از براى قلب صنعت آن سندروس سه درم بادرونج كشنيز خشك از هريك دو درم بهمن سرخ و سفيد از هريك پنج درم مصطكى سه درم مشك خالص عنبر اشهب از هريك يك درم كوفته و بيخته بعسل كف كرفته بسرشند شربتى يك مثقال مفرّح ديكر نافع از براى ضعف قلب و غشى و خفقان صنعت آن مصطكى دارچينى دارفلفل نمام فرنجمشك بادروج ساذج هندى از هريك پنج درم كشنيز خشك سنبل الطيب از هريك سه درم كهربا مرواريد ناسفته طباشير سفيد از هريك دو درم و نيم بادرنجبويه سه درم مشك تبتى يك درم زعفران نيم درم كوفته بحرير بيخته بعسل مربا بسرشند شربتى دو درم باب سيب شيرين [ مفرّح ديگر كه اكثر امراض قلب را نافعست ] مفرّح ديكر كه اكثر امراض قلب را نافعست و قلب را قوت دهد و خفقان را دفع كند و نشاط اورد و رنك رو را نيكو كرداند صنعت آن مرواريد ناسفته بسد عود قمارى خام كل كاوزبان از هريك دو درم كهرباى شمعى تخم كاسنى كشنيز خشك مقشر صندل سفيد طباشير سفيد از هريك هشت درم افتيمون غنچهء كل سرخ از هريك شش درم ساذج هندى تخم بادرنجبويه زرنباد تخم فرنجمشك تخم خشخاش سفيد سر بنفشه كل ارمنى از هريك چهار درم زعفران عنبر اشهب درونج از هريك دو درم ادويه را به شراب سيب بدستور معجون مرتّب سازند [ مفرّح ديگر كه اعضاى رئيسه و قوى و ارواح را تقويت بخشد ] مفرّح ديكر كه اعضاى رئيسه و قوى و ارواح را تقويت بخشد و منى بيفزايد و خفقان و ماليخوليا و توحش و ضعف معده را مفيد است و فوايد بسيار دارد صنعت آن مرواريد ناسفته عود قمارى خام غرقى صندل سفيد ابريشم خام مقرض طباشير سفيد كهربا درونج كل سرخ منزوع الاقماع زرنباد بهمن سفيد كاوزبان زرشك منقى تخم خرفهء مقشر سنبل الطيب تخم فرنجمشك اشنه تخم كاهو خشخاش سفيد از هريك سه درم زعفران مصطكى جوزبوا دارچينى پوست زرد اترج مغز تخم خيارين مغز تخم كدو ورق نقرهء محلول از هريك دو درم لعل بدخشى ياقوت رمانى عنبر اشهب ورق طلا محلول بسد لاجورد مغسول كل مختوم كل ارمنى بادرنجبويه قرفه كشنيز خشك نارمشك از هريك يك درم مشك خالص نيم درم اجزا كوفته و بيخته على الرّسم با سه وزن ادويه شربت حمّاض بسرشند شربتى تا دو مثقال اين نسخه از حكيم كريم اللّه است و بعضى بهمن سرخ و شقاقل و بوزيدان از هريك دو درم و زمرد اعلى عقيق يمنى فيروزه از هريك يك درم افزوده و نوشته كه با شراب سيب و عسل بالمناصفه سه وزن ادويه بسرشند [ ديگر مفرحات ] بدانكه اكثر مفرحات مانند مفرّح ابريشمى و افيون و املجى و انبرباريسى و اهليلجى و شاهى در باد زهر حيوانى و بيشى و جدوارى و چوب چينى و صندلى و لؤلؤى مذكور شدند و ياقوتى مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى باب الميم مع القاف مقل ازرق بضمّ ميم و سكون قاف و لام مراد از آن صمغ درختى است مانند درخت كندر و بسيار عظيم در شحر و عمان و هند كثير الوجود است و مثل صموغ ديكر از آن تراوش مىكند آنچه مايل بسرخى باشد مقل ازرق و بهندى كوكل نامند و مائل بزردى را مقل اليهود و مايل به تيركى و سياهى را صقلبى و آنچه از نواحى يمن خيزد و بادنجانى رنك مىباشد آن را مقل عربى كويند و بهترين آن زرد صاف برّاق خالص از غش و چوب و خاشاك خشبوى چسبندهء ملايم با تلخى است كه زود در آب حل شود و چون در آتش اندازند خوشبو باشد و بوى غار از آن آيد و قوتش تا بيست سال باقى ميماند و چون كهنه شود تلخى آن زياده مىشود و هرچند كهنهتر كردد به تيركى ميكرايد و نرمى آن به خشكى مبدّل ميكردد خصوصا عربى آن در اول سيّم كرم و شيخ الرئيس در دويّم كرم كفته و در اول دويّم خشك جالى و ملين و محلّل و مدرّ بول و شير و حيض و ياقوت ترياقيت و مفتت سنك كرده و مفتح سدّه و مسهل بلغم شربا و چون بياميزند با ادويهء مسهله رفع حدت انها مينمايد و جهة سرفهء رطوبى كهنه و تنقيهء سينه از اخلاط و كزاز و درد كلو و ربو و ضعف جكر و رياح آن و تحليل خون منجمد در احشا و رفع بواسير و سميّت كزيدن هوام و عرق النّسا و نقرس و احتباس حيض و عسر ولادت و يك درم آن با شير تازه دوشيده جهة تقويت باه و با سركه جهة تسمين مفرط و ضماد آن ملين اورام صلبه و تعقد عصب و ورم حنجره و فسخ عضل و درد پهلو و رياح غليظه و خون منجمد تحت جلد و امراض رحم و مقعده و بواسير و تقويت باه و با آب دهن صائم جهة