محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1214
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
از آن ادويهء حاره كوفته و بيخته بران ريزند و ده روز ديكر در افتاب بكذارند و چون خواهند كه ابكامه رقيق باشد بكيرند از اين خمير مقدار يكمن و سه من سركهء انكورى كهنه بر سر آن ريزند و ادويهء حاره نيم كوفته در كيسه كرده در آن اندازند و چهل روز در افتاب كذارند پس صافى كرده استعمال نمايند صنعت اين مرى بنسخهء ديكر بكيرند نان كندم و در ظرف سفال سبز نو كرماكرم بر روى هم كذارند تا سبز شود پس از نانهاى سبز را بسركهء انكورى تند خمير كرده در افتاب بكذارند و تا ده روز هر روز سركه بران ريزند و ده روز ديكر خمير آن را بدوشاب تازه سازند و ده روز ديكر بشيرهء انكورى خمير كنند و بعد از آن ادويهء حاره كوفته در كيسه كرده در آن اندازند و تا چهل روز در افتاب بكذارند و به كار برند صنعت فوذج كه مايهء و مادهء ابكامه و كامها و ترشيهاى ديكر است بكيرند آرد كندم و آرد جو بهم بسرشند خشك و با آب كرم و خميرهء نان و نمك خمير كنند و قرص سازند و سوراخى در ميان آن كنند و در برك انجير پيچيده در ظرفى نهند و در سايه بكذارند تا سبز و عفن و پوسيده شود پس بيرون آورده به كار برند و بعضى كفتهاند كه فوذج را به اين صنعت مىسازند كه آرد جو و آرد كندم با آب كرم خمير كرده بىنمك ترتيب داده و در برك بيد انجير پيچيده در ظرف كرده در سايه ميكذارند تا متعفّن شود و خشك كرده نكاه دارند و بعضى در آن ادويهء خشبو اضافه نموده با سركه مخلوط ساخته مدتى در افتاب بكذارند و خواص آن در حرف الالف در فودنج ذكر يافت و صنعت آن نيز و مكرر براى ايضاح و تسهيل اينجا نيز آورده مري فرمودهاند كه اين از اختراع بندهء حكم معتمد الملوك سيّد علوى خان است صنعت آن آرد كندم آرد جو مساوى خشك درهم كرده در هر يكمن تبريزى از آن پانزده مثقال نمك و دو مثقال نيم بورهء ارمنى يا بورهء درختى كه آن را بهندى كهار نامند سى و هفت مثقال نيم مادهء مري كه فوذج باشد و پنج مثقال خردل سوده و ده مثقال خميرمايه داخل كرده باب خمير كرده و ليكن بايد كه در آن آب به قدر چهل مثقال سركهء انكورى داخل باشد و مثل سركه دوشاب نيز باشد پس آن را خمير كرده بكذارند تا آن خمير ترش كردد پس از آن خمير نانهاى ضخيم ساخته و در تنور نيم پخته نموده پس آن نانها را در ظرف سفالى سبز كرماكرم بر روى هم بكذارند و در سايه جاى نمناك نهند تا آن نانها سبز شود پس آن نانها را خمير كرده باب و قدرى پودنه و نمك دارچينى قرنفل و رازيانه داخل كرده بيست روز در افتاب بكذارند و هر روز قدرى آب داخل كرده برهم زنند پس يكمن از آن خمير را در سه من آب حل كرده در شيشه كنند و نانخواه و كشنيز خشك قرنفل باديان دارچينى زنجبيل بسباسه خردل پودنه و شونيز نيم كوفته در كيسهء كتانى كرده در آن انداخته بيست روز در افتاب بكذارند پس صافى نموده به كار دارند و اكر خواسته باشند نانها را بعد از سبز شدن به سركه خمير كرده بيست روز در افتاب بكذارند و هر روز سركه بران بپاشند و برهمزنند و بعد از بيست روز يكمن از آن خمير را در سه من سركه حلّ كرده در شيشه نموده ادويهء مزبوره را سواى خردل در شيشه نموده بيست روز ديكر در افتاب بكذارند پس صافى كرده به كار برند مري ديكر تاليف آن مرحوم صنعت آن فراگيرند از آرد كندم و يا آرد جو هر قدر كه خواهند و از هركدام كه خواهند و يا هر دو درهم و خمير كنند و بايد كه خميرمايه در خمير آن زياده از قدر متعارف باشد و خمير آن را بكذارند تا نيكو ترش شود و برايد پس آن خمير را در تنور نانهاى حجيم نيم پخته بپزند پس بر انها اندكى آب پاشيده كرمكرم در ظرف سفالى سبز بر روى هم بكذارند و ظرفى ديكر بر سر آن و در سايه در جاى نمناك نهند تا نانها سبز شود پس آن نانها را خشك كرده بكوبند تا نصف آن فودنه و نمك خمير به وزن آن و از هريك از رازيانه و شونيز و خردل سرشته در ظرفى كنند و در افتاب نهند و هر روز آب بران افشانند و برهمزنند تا سياه شود پس آب در آن كنند و سه هفته در افتاب نهند تا جوش خورد و از جوش فرو نشيند پس صافى نموده آن صافى را نصف وزن آن سركه و نصف سركه نبات داخل كرده بران اثفال ريزند و سه هفته ديكر در افتاب نهند پس صافى نموده زعفران دارچينى نانخواه كشنيز خشك قرنفل رازيانه شونيز بسباسه زنجبيل در هريك من از آن آب مروق يك درم از اين ادويه داخل كرده سه هفته ديكر در افتاب بكذارند پس صافى نموده در شيشها كرده به كار دارند و اثفال آن را نكاه داشته هرگاه خواسته باشند تا چند بار آب و سركه يا آب خالص بر روى آن كرده سه هفته در افتاب نهند پس صافى كرده افاويهء مذكوره داخل كرده چند روز ديكر در افتاب نهند [ مري ديگر معده را قوت دهد و بلغم دفع كند و اشتهاى طعام اورد ] مري ديكر معده را قوت دهد و بلغم دفع كند و اشتهاى طعام اورد و صفرا و صداع صفراوى و لكنت زبان را دفع كند و رنك رو را نيكو كرداند و بوى دهان خوش كند صنعت آن نان تازهء كرم را در كوزهء كلى آب نديده بكذارند تا سبز شود بعد از آن در سركه انكورى بكذارند تا نرم شود بعد دو روز در همان سركه خمير نمايند و در افتاب كذارند تا ده روز و ليكن بايد كه سركه بالاى آن نان باشد بعد از چند روز براورده در قند خمير كرده و صاف نمايند و در شيشه كرده نكاه دارند و ادويهء كرم مطيب مانند مشك زنجبيل دارچينى قرنفل دانهء هيل جوزبوا پودنهء تازه و اكر بهم نرسد خشك آن فلفل اجزا برابر جوكوب نموده در كيسه كرده در آن اندازند و دو اثار سركهء انكورى خالص تند داخل نمايند و بيست روز در افتاب بكذارند بعد از آن كيسهء مزبوره را براورده بعد طعام و با طعام بنوشند بسيار نافع بود صنعت مري بنسخهء ديكر نان موصوف سبز كشته را با مساوى آن آرد ميده و سركه خمير كنند و در ظرف سفالى كرده در افتاب بكذارند و سر آن را پيوسته هر روز با قدرى سركهء انكورى خمير آن را تازه سازند تا چهل روز بعد از آن در هر سه چهار يكمن سركهء انكورى حل نمايند و ادويهء مذكوره فوق را نيم كوفته در كيسهء كتانى كرده در آن اندازند و هر روز دو مرتبه آن را برهم زنند تا طعم ادويه در آن ظاهر كردد پس برداشته صافى نموده نكاه دارند و اكر غليظ باشد قدرى سركهء انكورى و دوشاب داخل نمايند [ مري از مسعود بن محمّد سنجرى در رسالهء اسرار الطب ] مري بنا بر آنچه مسعود بن محمّد سنجرى در رسالهء اسرار الطب ذكر كرده به اين صنعت است [ صنعت آن ] بكيرند سبوس كندم مقدار ده من طبى كه بيست رطل بغدادى است و باب شيرين آن را تر كنند با نمك و بكذارند تا خوب ترش شود يعنى تا هفت روز بكذارند و اين عمل در اخر بهار باشد پس بپالايند آن را و بكيرند صافى آن را و نكاه دارند ثفل آن را بشويند باب چنان كه مطلق بوى در آن نماند پس ابها را تمام در تغار سبزى كرده در افتاب بكذارند پس بكيرند آرد جو مقدار ده من طبى و خمير كرده سه روز بكذارند تا ترش شود پس آن خمير را نانها ساخته در تنور نيم پخته در آب سبوس اندازند و چهل روز در افتاب بكذارند پس بيندازند در آن مقدار پنج اثار آب كرم و تحديد آب نمايند يعنى در آب سبوس هر قدر آب كم شود همان قدر داخل نمايند و بكذارند بعد از انداختن نان بيست روز تجديد ابها بر آن همان قسم ميكرده باشند پس آب صافى كرده در ظرفهاى ديكر مثل قدحهاى بزرك كنند و در افتاب بكذارند تا برسد و داخل كنند در آن رازيانهء تر يا خشك نيم كوفته جريش و سياه دانه و نانخواه و كمون كرمانى و كاهى مري از ماهى ميكيرند بر صفت مذكوره و در موضع ديكر در كتاب مسطور كفته مرى چيزيست سيال از خيس نانخورش كه فراگرفته مىشود از نان و مر آن را خميرهايست از آرد جو و سبوس كندم كه با آب و نمك سرشته در خم ريزند و بكذارند در افتاب تابستان چهل روز تا برسد پس صاف نمايند آب صافى آن مرى است و ثفلش بن است مري بنسخهء ميرزا محمد باقر حكيم باشى منقول از خط معزى اليه صنعت آن نان كرم آرد جو با آرد كندم نيم پخته در تغار سبز سفالى آب نديده بكذارند تا سبز شود آن كاه با سركهء انكورى خمير كرده ده روز در افتاب بكذارند و هر روز قدرى سركه بران بريزند پس آن را بدوشاب خمير كنند و ده روز ديكر در افتاب كذارند پس خمير آن را بشيرهء انكور سياه تازه نموده ده روز ديكر در افتاب كذارند و بعد از آن در هر يكمن شاه از اين خميره سه من شاه بسركهء انكورى كل كلز پر دارچينى سيلانى زنجبيل جوزبوا بسباسه پودنه اشنه سنبل الطيب كبابه شونيز رازيانه كرويا فلفل قرنفل از هريك پنج مثقال زعفران يك مثقال داخل كرده چهل روز در افتاب بكذارند و در اين مدت هر روز دو مرتبه برهم زنند و اين نسخه بسبب شيرهء انكورى خالى از دغدقه نيست و اكر با ادويه قدرى نمك يعنى به قدر ده مثقال داخل نمايند رفع دغدقهء آن ميكردد