محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1202

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

و مندمل شوند مثل موم روغن از جملهء دواهاى مراهم دوائيست كه ريش متعفّن را باصلاح اورد مثل زراوند طويل و سعد و انزروت را سخت و مغره و زاج سرخ سوخته و پوست انار و كندر و اشق و جاوشير و ادويهء سوختكى آتش است مثل سفيدهء تخم مرغ و آهك شسته و حنا و سركه و برك بارتنك و پوست درخت صنوبر و كل ارمنى و صندل و سفيداب و مرداسنك و سفال سفيد نو و ادويهءايست كه خون از جراحت بازدارد مثل صبر و كندر و دم‌الاخوين و پشم خركوش و خانهء عنكبوت و غبار اسيا و انزروت و نشاسته و قلقطار و محبسين و غير اينها و ادويهء ملينه نيز از آن جمله است مانند بابونج و بيخ خطمى و اشق و مقل و ميعه و قنه و زوفاى رطب و روغنها و پيها و غير اينها و بسيارى از ادويهء مراهم است كه در اكثر اين تاثيرات مشتركند و اين اثار از ايشان سر مىزند با وجود آنكه ضدّ يكديكراند باعتبار مركب القوى بودن انها مانند سرمه و انزروت و سفيداب و راسخت و مرداسنك كه از جملهء دواهائىاند كه كوشت در جراحت ميرويانند و مع هذا كوشت فاسد قروح را نيز ميخورند و در قروح تازه استعمال مينمايند و در ريشهاى متعفن نيز به كار مىبرند و در داروهاى ملحم نيز داخل‌اند چنانچه از افعال و خواص هريك از دواهاى مرهم در مفردات بتفصيل معلوم مىشود و امثال ادويهء مجففه از غير قبض بسيار مرداسنك و صدف محرقست هنكامى كه نرم سوده بر جراحت بپاشند قروح و جروح محتاج باكثر اين اغراض يعنى رويانيدن كوشت و التحام و اندمال و خشك كردانيدن كه ختم است و جلا و اذابهء كوشت فاسد و قطع آن مراهم را بحسب آن باختلاف مراتب طبقات و درجات تركيب بايد نمود چون اين مقدمات معلوم شد كه مراهم از چكونه ادويه تركيب مييابند بر كسى كه صاحب فطنهء سليم و حدس درست است از براى هر غرضى از اغراض از دوائى كه مناسب آن باشد مرهمها مىتواند ترتيب داد كه در وقت احتياج به كار دارد و بعضى از انها بر سبيل مثال مذكور مييابد تا زيادتى بصيرت در قواعد تركيب بهم رسد فرضا اكر كسى را مطلب انبات لحم باشد و خواهد كه كوشت تازه بر جراحت برويد و مندمل شود مرهم خل مناسب است چرا كه مرداسنك و سركه اجزاى اين مرهم‌اند و فايدهء هر دو در رويانيدن كوشت است و اندمال قرحه و اكر مطلب تنقيهء قرحه باشد از اوساخ و مواد متعفّنه و رويانيدن كوشت در قروح غايرهء كهنه مرهم حواريّين مناسب است و اكر غرض افناى كوشتهاى فاسد باشد مرهم زنكار و مراهم اخضر موافق است و اكر غرض انضاج باشد مرهم عسل و اكر غرض تحليل باشد در مثل سلعه و خنازير و اورام صلبه مرهم دياخليون لايق حالست و همچنين ساير مراهم و نفع انها از ادويهء كه از آن تركيب يافته‌اند ميتوان دانست و بايد دانست كه ادخال روغنها در مراهم از چند وجه است يكى آنكه هريك از روغنها را نفعى در جراحت و قروح است مثل تبريد و تجفيف و تقويت در روغن كل سرخ تجفيف اقوى و قبض و تقويت در زيت انفاق كه زيت فراگرفته از زيتون خام است و در روغن مورد انضاج و تحليل و تليين و در روغن زيتون رسيده تحليل اقوى و تنقيهء قروح در زيت كهنه و تبريد و ترطيب در روغن بنفشه بادام و مانند اينها و براى مبرودين زيت السّراج كه دهن زيت رسيدهء نضيج است و در غير مبرودين زيت الانفاقست و شيرج كه روغن كنجد است و در مواد يابسه و در تابستان بايد كه روغن كنجد نصف موم باشد و ديكر آنكه بسبب روغنها بقاى قوام مراهم بيشتر مىباشد نيز الصاق انها بر قروح طولى مييابد پس لا محالة تاثيرى بسيار مىكند و نفع بيشتر ظاهر مىشود بىانكه مضرتى از ادويه بقروح رسد و اين وجه اقواى وجوه است كه در اصول التراكيب مذكور شده وجه ديكر آنست كه در بعضى مواضع روغنها كسر حدت دواها ميكنند و منع نكايت و افساد آن ادويه از جراحات مينمايد كه نميكذارند كه ضرر رسد بانها و ديكر آنكه روغنها حفظ قوت دواها ميكنند و نميكذارند كه زود ضايع شوند و روغنهاى مستعمل در مراهم بحسب احتياج بسوى تبريد و ترطيب و قبض و تسخين و تحليل زيت و دهن خل كه شيرج و روغن كنجد نامند و روغن كل سرخ و روغن مورد و روغن بنفشه و نيلوفر و خيرى و روغن كاو و مانند اينها است و ادخال موم نيز بواسطهء همين وجوه است با فائده ديكر كه استمساك اجزاى مرهم مىكند و قوام صالح مىبخشد كه قروح قرار كيرد و بسبب مائيت روغنها سيلان نكنند وزن موم روغن در مرهمها چنين مذكور كرده‌اند كه بايد موم زياده بر ساير اخلاط باشد وقتى كه مغرى ديكر در آن نباشد و الا مغرى ديكر نايب مناب او است در زياده بودن بر ساير اجزا و روغن در زمستان دو چند موم و در تابستان مساوى و نيز كفته‌اند كه بهترين روغنها روغن كل سرخ است اكر در زمستان باشد در هر ده درم روغن يك درم موم داخل كنند و اكر در تابستان باشد سه درم و همين قسم ديكر و حكيم مير محمد مومن در تحفه نوشته كه شرط است كه روغنها در مراهم زياده از نصف و ربع اجزا نباشد بلكه بايد كه ادويه شش جزو و روغن پنج جزو و موم ربع جزو باشد و ادخال پيه‌ها در بعضى مراهم از حيثيات مذكوره است و براى زيادتى تليين و تحليل مانند پيه كوهان شتر و پيه مرغ و بط و مانند اينها و ادخال امخاخ يعنى مغزها مثل مغز ساق كاو و غيره نيز بواسطهء زيادتى تحليل و تليين است و سفيدهء تخم مرغ از جهة زيادتى تبريد و تليين است و زردهء تخم مرغ بواسطهء تليين است اين بود مجملى از احوال اجزاى مرهم كه ذكر كرده شده و زياده بر اين اينجا كنجايش ندارد [ طريق ساختن مراهم و كيفيت تدابير ادويهء انها ] و اما طريق ساختن مراهم و كيفيت تدابير ادويهء انها چنانست كه اول ادويهء جيدهء تازهء خوب اختيار نمايند و از اشياى غريبه و كرد و خاك و غيره پاكيزه كنند پس از آن اكر دوائيست كه كوفته و بيخته مىشود نيكو بكوبند و نرم بپزند و اكر هاون سنكى صلب باشد مثل سنك سماق كه در كوفتن چيزى از آن هاون داخل نشود بهتر است و از پارچهء تافته بپزند و يا زيل مرتبهء ديكر بكوبند و بپزند و باز در هاون صلايه نمايند تا مثل غبار شود زيرا كه بعض ادويه خصوصا ادويهء كه صلابتى داشته باشد هرچند نرم‌تر است منفعتى كه از آن متوقع است بيشتر ظاهر مىشود و نيز از جهة درشتى بر جراحت اسيبى نميرسانند و سزاوار آنست كه از هريك از ادويه جداجدا بطريق مذكور بكوبند و بپزند و بعد از آن بوزنى كه مقرر شده بكشند و باهم مخلوط نمايند و آنچه صمغ باشد مثل جاوشير و اشق و قنه و راتينج و مقل و مانند اينها در دواى مايعى كه مناسب غرض مطلوبست از مرهم مثل سركه و آب سداب تازه و آب كندنا و امثال اينها بخيسانند تا حل شود و در هاون خوب برهم زنند و بسايند كه چيزى حل ناشده نماند و بعد از آن صاف كرده داخل كنند و اكر دواى مائعى در مراهم نبوده باشد حتى المقدور آن را در هاون نرم نمايند و بعد از آن در روغنهاى مرهم بر روى آتش اخكر ملايم حل كنند خواه در اين صورت و خواه در زمانى كه در چيزى مائع حل كرده باشند و بايد كه آتش تند نباشد كه بسوزد و اكر بعد از حل شدن ثفلى يا دردى در آن مانده كه حل نشده باشد از پارچهء تنكى بكذرانند و صاف كنند و بايد كه مقدار دردى از آن دوا زياده اخذ نمايند تا بعد تصفيه وزن آن كم نيايد و بعد از آن دواهاى بيخته را داخل نمايند و زفت را نيز در روغنهاى مرهم حل نمايند و زفت را نيز در روغنهاى مرهم حل نمايند پيش از آنكه دواى ديكر را داخل كرده باشند و اكر دردى داشته باشد آن را نيز صاف نمايند و سقّز و مصطكى را نيز در اين روغنها حل نمايند پيش از داخل كردن دواهاى ديكر و طريق تركيب آنست كه موم را در روغنها و شحوم بكدازند و از آتش بركيرند و كرماكرم زفت را مرتبهء اول در آن حل كنند و پس از آن صمغها را حل كنند و اكر زفت و ادويهء صمغيه را با اندك روغنى كه موم داخل نداشته باشد حل كنند و از پارچهء دستارى يعنى نازكى بكذرانند و صاف نمايند و بعد از آن با موم كداخته و تتمهء روغنها بياميزند بهتر خواهد بود و سقز را نيز در وقتى كه زفت داخل ميكنند مىبايد داخل كرد حاصل آنكه آنچه داخل كرد نيست مىبايد كه اول در روغنها كه حرارتى داشته باشد كه اينها حل شوند اول انها را داخل نموده حل نموده و اندكى بكذارند تا حرارت روغنها كم شود پس دواهاى خشك كه كوفته‌اند و بيخته داخل كنند و چندانكه توانند برهم زنند تا نيكو مستوى و يكسان كردد و اكر ادويهء