محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1178

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

از آب سيب و آب ميوهء تر شراب ترتيب دهند ده مثقال آن تمريخ كند بحدّى كه يك رطل شراب بدون ازالهء عقل و دو درم كل آن با يك درم طين ارمنى و دو درم شكر رافع خفقان است و عرق كاوزبان جهة امراض سوداوى مفيد و در ساير افعال ضعيف‌تر از آن و قدر شربتش سى مثقال و برك سوختهء آن جهت قلاع اطفال و سستى بن دندان و حرارت دهان مفيد است فصل در بيان خميرهاى لسان الثّور [ خميرهء زهرهء لسان الثور ] خميرهء زهرهء لسان الثور تفريح و تقويت قلب و دماغ نمايد و امراض سوداويه و خفقان و ماليخوليا و جنون و توحش را نافع است صنعت آن كل كاوزبان با شصت مثقال صندل سفيد پانزده مثقال برك بادرنجبويه پنج مثقال قند سفيد يكمن نبات سفيد سه من كل كاوزبان صندل و برك بادرنجبويه را در كلاب و عرق بيدمشك يك شبانه‌روز بخيسانند پس بجوشانند تا ثلث بماند پس بپالايند و بمالند و با قند و با نبات بقوام اورند و از آتش بركرفته عنبر اشهب چهار مثقال مشك تبتى خالص چهار مثقال ورق طلا ورق نقره محلولين مرواريد ناسفته از هريك شش مثقال زعفران يك مثقال سوده در آن داخل نمايند و با تير معجون‌سازى برهم زنند تا نيكو مخلوط شود تا مثل خميره كردد و نكاه دارند شربتى دو مثقال و اكر يكمن نبات را كم نموده و بعوض آن رب سيب شيرين داخل نمايند بهتر است [ خميرهء گل گاو زبان مفرح و مقوى قلب و دماغ است ] خميرهء كل كاوزبان مفرح و مقوى قلب و دماغ است و دفع مواد سوداويه نمايد و اصحاب ماليخوليا و وسواس و جنون را نافع است صنعت آن بكيرند آب نىشكر سفيد و كف آن را با شير و سفيدهء تخم مرغ صافى نمايند پس تير زنند تا لهاته كردد كل كاوزبان تازه يكمن كف‌مال كرده در آن داخل نمايند و باز تير زنند تا نيكو مخلوط شود و به كار دارند شربتى ده درم و اكر خواسته باشند دو مثقال عنبر اشهب محلول در آن داخل نمايند و آن هنكام آن را خميرهء كاوزبان عنبرى كويند و شربتى از آن سه مثقالست و اكر كل كاوزبان تازه بهم نرسد كل خشك آن را كرفته نم كرده بدستور مذكور خميره سازند ليكن اكر از كل خشك سازند در هريك من كل چهار من شكر بايد داخل كرده شود و اكر عنبرى خواهند چهار مثقال عنبر داخل كنند فصل در ذكر شرابهاى لسان الثّور شراب لسان الثور نافع از براى مرهء سودا و خفقان و ضعف قلب و ماليخوليا و وسواس صنعت آن كاوزبان سى درم سر بنفشه پانزده درم بادرنجبويه ده درم هليلهء سياه افتيمون بسفايج فستقى اسطوخودوس از هريك ده درم اجزا نيم كوفته با سه من كلاب بجوشانند تا يكمن باقى ماند و بپالايند و در آن يك من شكر طبرزد داخل كرده بقوام اورند شربتى ده درم شراب لسان الثور ديكر تركيب حكيم محمّد حسين طاب ثراه صنعت آن كل كاوزبان كيلانى چهل مثقال كل نيلوفر بادرنجبويه صندل سفيد بكلاب سوده از هريك ده مثقال كلاب عرق بيدمشك عرق شاه‌تره كاوزبان از هريك دو مينا قند سفيد نبات سفيد از هريك نيمن تبريز ورق نقره پنج مثقال ورق طلا دو مثقال عنبر اشهب مشك خالص از هريك يك مثقال بدستور مقرّر مرتب نمايند شراب لسان الثور كه همان منفعت دارد و امراض بلغمى را نيز سودمند است صنعت آن آب لسان الثور تازه يكمن آب بادرنجبويه تازه يكمن با عسل مصفّى يكمن بجوشانند و كف آن را بكيرند و صافى نموده بقوام اورند و يك درم زعفران سوده در آن داخل نموده نكاه دارند شربتى ده درم و اكر حرارت در مزاج نباشد و خواسته باشد كه زياده تقويت قلب كند يك مثقال عنبر اشهب در آن حل كنند و اكر بجاى عسل قند سفيد داخل كنند شايد در نسخهء ذخيره اب لسان الثور يكمن و آب بادرنجبويه نيمن عسل يكمن نيم زعفران يك درم است و اين نسخه بهتر است شراب لسان الثور به نسخهء حكيم مير محمّد مومن صنعت آن كل كاوزبان چهل مثقال بادرنجبويه بيست مثقال جوشانيده بپالايند و با دو صد مثقال قند سفيد بقوام اورند و در شيشه نكاه دارند شربتى ده درم شراب لسان الثور بنسخهء بعض اطبّاى متاخر صنعت آن كل كاوزبان خشك سى درم برك فرنجمشك پنج درم ساذج هندى دو درم شير امله چهل درم در سه من آب بپزند تا بيك من رسد و با يكمن قند سفيد بقوام اورند شربتى ده درم با بيست درم كلاب بنوشند و اكر خواسته باشند در اخر يك مثقال عنبر اشهب در آن حل نمايند [ شراب لسان الثور ساذج ] شراب لسان الثور ساذج دل را قوت دهد و خفقان يابس را نافع باشد و توحش سوداوى و وسواس و ماليخوليا و جميع امراض را مفيد است صنعت آن بكيرند آب لسان الثور تازه يكمن و با يكمن قند سفيد بقوام اورند و اكر از آب كل كاوزبان تازه مرتب شود الطف و انفع است و اكر لسان الثور تازه بهم نرسد از كاوزبان يا كل كاوزبان خشك مرتب نمايند به اين دستور كه بكيرند كاوزبان خشك يا كل آن هركدام كه باشد مقدار چهار يكمن تبريز و در كلاب و عرق بيدمشك بخيسانند پس بجوشانند و بپالايند و با يكمن قند سفيد بقوام اورند و نكاه دارند و اكر حرارت در مزاج نباشد يك مثقال عنبر اشهب در اخر در آن حل كرده نكاه دارند شراب لسان الثور ديكر صنعت آن كل كاوزبان پنجاه مثقال بادرنجبويه بيست و پنج مثقال در كلاب و عرق كاوزبان و عرق بيدمشك از هريك يك رطل شب بخيسانند و صبح بجوشانند و صافى نموده قند سفيد دو صد مثقال داخل كرده بقوام آورده تير بزنند تا لهاته شود عنبر اشهب ورق نقره از هريك يك مثقال مشك تبتى ورق طلا داخل كرده تير بزنند تا مخلوط شود و نكاه دارند و اين خميره مقوى اعضاى رئيسه و معده است و نافعست از براى ماليخوليا شراب لسان الثور منقول از مجرّبات عماد الدين كاشغرى صنعت آن كل كاوزبان كيلانى ده مثقال صندل سفيد هفت مثقال نيم تخم بادرنجبويه ده مثقال تخم بالنكو ده مثقال مشك خالص عنبر اشهب ورق نقره از هريك يك مثقال و يك دانك نيم قند سفيد يك‌صد و نود مثقال بدستور مرتّب نمايند [ عرق لسان الثور مقوى اعضا ] عرق لسان الثور مقوى اعضا است و جهة امراض سوداوى و سرسام و جنون و ماليخوليا و خفقان و توحش و تقويت حرارت غريزى و نيكوئى رنك رخسار نافع صنعت آن بكيرند عرق لسان الثور تازه و در يك من آن شش من آب داخل كرده در ديك كنند و بطريق متعارف عرق كشند و اكر سبك‌تر خواهند آب را زياده كنند و اكر كاوزبان تازه نباشد از برك خشك آن عرق كشند بدين طور كه در يكمن آن هشت من آب يا كمتر يا زياده بحسب اغراض داخل نموده عرق كشند و اكر براى زيادتى تقويت قدرى كل آن نيز اضافه نمايند بهتر است و كاهى جهة تفريح و تقويت قلب مبرود المزاج قدرى عنبر بر سر نيچه مىبندند عرق لسان الثور مركب در فوايد مذكوره اقوى و ابلغ صنعت آن برك كاوزبان چهل مثقال كل كاوزبان هفت مثقال برك بادرنجبويه ابريشم خام از پيله جدا نكرده كل نيلوفر از هريك پانزده مثقال صندل سفيد براده كرده هشت مثقال برك كل سرخ كه ورد احمر است اكر تازه باشد يك‌صد و پنجاه مثقال و اكر نباشد ورد خشك منزوع الاقماع بيست مثقال ساذج هندى عود هندى غرقى خام جوكوب كرده از هريك پنج مثقال با هشت چندان آب در ديك كنند و عرق كشند پس بكيرند قرنفل جوزبوا و بسباسه از هريك پنج مثقال خصية الثعلب مصرى بهمن سرخ بهمن سفيد بوزيدان شقاقل مصرى سنبل الطيب مصطكى رومى دارچينى از هريك ده مثقال جوكوب نموده در ته ديك كذارند و بالاى آن عرق مسطور را با يك شيشه كلاب و يك شيشه بيدمشك ريزند و يك مثقال عنبر اشهب بر سر نيچه بندند و ثانيا عرق كشند شربتى بيست مثقال صبح و بيست مثقال شام خالص يا با بعض از اشربهء مناسبه بنوشند و اكر از براى كسر رياح و تفتيح و تحليل انيسون تخم كرفس تخم كشوث نانخواه كرويا كندر ذكر اذخر مكى رازيانه از هريك هفت مثقال تا پانزده مثقال بنا بر اعراض اضافه نمايند نيكو است [ گل انگبين زهر لسان الثور ] كل انكبين زهر لسان الثور دل را قوت دهد و خفقان و غشى و ضعف قلب و سوداوى مزاج را نافع صنعت آن كل كاوزبان تازه آنچه خواهند با قند سفيد هم‌وزن يا دو چندان درهم اميخته بمالند ماليدنى نيكو و در افتاب كذارند تا چهل روز متوالى پس استعمال نمايند [ باب اللّام مع الصاد ] [ لصوق ] لصوق كه لثه و دندان را محكم كند و سرخى آن را زايل سازد صنعت آن كلنار طباشير كل سرخ كزمازج اجزا بالسّويه نرم كوفته و بيخته بر لثهء دندان بچسبانند باب اللّام مع الطّاء المهملة [ لطوخ ] فصل در بيان نسخ لطوخات بدانكه لطوخ بفتح لام و طاى مهمله و واو و خاى معجمه عبارت از دواى سيال رقيق القوامى است