محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1179

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

كه بر ظاهر جلد بمالند از طلا رقيقتر و از ضماد غليظتر باشد و لطوخاتى كه در آن افيون و پوست خشخاش بود در افيون ذكر يافت و آنچه بدون آنست در اينجا نوشته مىشود لطوخى كه چون بر معده لطوخ نمايند تليين بطن كند صنعت آن بورهء ارمنى روغن مغز نجرك كه بادام تلخ كوهى است به زبان عوام اهل فارس و زهرهء كاو خشك كرده اجزا مساوى بعسل سرشته بر معده لطوخ نمايند [ لطوخى كه چون بر معده بمالند قى اورد ] لطوخى كه چون بر معده بمالند قى اورد و چون بر ناف بمالند اسهال كند و چون بر پشت زهار لطوخ نمايند ادرار بول كند صنعت آن برنك كابلى مقشر عصارهء قثاء الحمار از هريك سه درم مرداسنك خربق سفيد از هريك چهار درم زهرهء بز پنج درم عكر زيت ده مثقال موم را در زيت كداخته باقى ادويه را كوفته و بيخته بان سرشته چنانچه ذكر شد لطوخ نمايند و لطوخ امراض بلغمى سينه و ريه را نافعست و سرفهء بلغمى و ربو و ضيق النفس را سود دارد و سينه را از اخلاط پاك سازد باب اللّام مع العين المهملة [ لعوق ] فصل در بيان نسخ لعوقات بدانكه لعوق بفتح لام و ضمّ عين مهمله و واو و قاف بمعنى دواى مركب غليظ القوام بالزوجت ما بين معجون و شربت انگشت پيچ است و يا مانند فالوده رقيق كه اندك‌اندك بانكشت بليسند تا اثر آن بمرور به حلق و قصبهء ريه برسد خصوص در وقت خوابيدن بر پشت زيرا كه اكثر لعوقات مخصوص به اعضاى تنفس است براى نرمى و رفع خشونت و علل اينها و لعوقاتى كه در آن تخم خشخاش است در افيون و لعوق اسقيل در اسقيل و ايرسا و بنفشه و خيارشنبر در ايرسا و بنفشه و خيارشنبر و همين قسم لعوق ادويهء كه مذكور شده در ذيل آن ترميم يافته و اينكه ذكر نيافته اينجا مرقوم مىشود لعوق باقلا كه سينه را نرم سازد و سرفه را فائده دهد صنعت آن آرد باقلا مقشر پنجاه درم نشاسته صمغ عربى كثيرا از هريك پنج درم رب السّوس ده درم تخم خطمى پنجاه درم تخم خشخاش ده درم مغز بادام مقشر بيست درم مغز بهدانه مغز تخم كدو و خيارين و خربزه از هريك پنج درم مويز بيدانه بيست درم مويز را نرم بكوبند و باقى اجزا را نرم كوفته و بيخته مجموع را باهم اميخته بسرشند و پيوسته قدرى در دهان نكاه دارند و كسى را كه آب از دماغ فرو چكد بسيار نافعست [ لعوق بزر الكتان ] لعوق بزر الكتان ربو و سعال مزمن را سود دهد و سينه را از اخلاط غليظه پاك كند و نفس را يارى دهد صنعت آن بزر كتان بريان كرده سى درم قردمانا ده درم كوفته و بيخته با عسل مقوم بسرشند و لعوق نمايند و اكر بزر كتان تنها كوفته و بيخته بعسل بسرشند همين عمل دارد لعوق بزر الكتان قويتر از اوّل [ صنعت آن ] بزر كتان بريان يك جزو كندر نيم جزو قردمانا زيره از هريك ربع جزو كوفته و بيخته با دو چندان عسل بسرشند شربتى صبح و شام يك كفچه [ لعوق بزر الكتان ديگر سعال مزمن ببرد ] لعوق بزر الكتان ديكر سعال مزمن ببرد و اواز را صاف كند و سدّه بكشايد و سينه را از ريم و خلط غليظ پاك سازد صنعت آن تخم كتان بريان كرده مويز منقى از دانه از هريك نيمن مغز چلغوزه مغز بادام شيرين و تلخ از هريك شش اوقيه و در نسخهء ديكر شش درم است مغز فندق بريان كرده علك البطم اصل السوس صمغ عربى از هريك سه اوقيه فلفل سفيد آرد باقلا نخود ريوند چينى نشاسته نانخواه حرف بابلى ميعهء سائله بيخ سوسن از هريك يك اوقيه كندر زعفران از هريك نيم اوقيه كوفته و بيخته بشير خر سرشته اقراص سازند و در سايه خشك نمايند و هر روز صبح يك قرص و شام يك قرص كه يك مثقال باشد سوده بيك ملعقه عسل سرشته لعق نمايند لعوق بيرزد سينه را از ريم پاك كند صنعت آن رب السوس مقشر پنج درم كثيرا بيرزد يعنى بارزد مغز بادام تلخ تخم باديان از هريك سه درم بيرزد را بروغن كاو و عسل بكدازند و باقى ادويه كوفته و بيخته بدان بسرشند شربتى سه درم با طبيخ زوفا لعوق بزر البنج كه جهة منع انصباب نزله به سينه بيعديل است صنعت آن بزر البنج سفيد دوازده مثقال مغز چلغوزه شش مثقال مر صاف يك مثقال كوفته و بيخته با عسل بقوام اورند و بسرشند و لعوق نمايند لعوق بزر كتان بسيار سرفه و بلغم و تنكى نفس را سود دهد صنعت آن تخم كتان بوداده چلغوزه صمغ عربى كثيرا از هريك چهار درم خرماى رسيده ده دانه روغن بادام پنج درم عسل معقود بيست درم چنان كه رسم است لعوق سازند لعوق جاوشير سرفه و ضيق النفس كه از سوى مزاج سرد و تر باشد نافعست صنعت آن جاوشير مغز بادام تلخ فلفل از هريك جزوى كوفته با عسل معقود بيست درم بسرشند و حبّها يك‌يك در دهان نكاه دارند [ لعوق حب الصنوبر ] لعوق حب الصنوبر ضيق النّفس سوداوى و بلغمى و سرفهء سوداوى و بلغمى و ساير امراض باردهء سوداويه و بلغميّهء صدر و ريه را نافع باشد و سينه و ريه را از اخلاط غليظهء بارده پاك سازد صنعت آن مغز بادام شيرين مقشر مغز چلغوزه مغز پسته انجير زرد خشك زوفاى خشك اجزا مساوى كوفته و بيخته بجلابى كه اصل السّوس جعده كاوزبان در آن پخته باشند بياميزند و هر روز دوازده درم از آن لعق نمايند لعوق حب الصنوبر كه اصحاب ذات الريه را از براى نضج ماده نافع است صنعت آن لب حب الصنوبر كبار مقشر ده درم كثيرا مغز تخم خيارين صمغ عربى مغز بادام تلخ مقشر نشاسته رب السوس تخم خطمى سفيد از هريك سه درم حلبهء مغسول تخم كتان بريان پرسياوشان مغز بادام شيرين مقشر مغز حب القطن مقشر از هريك پنج درم رازيانه دو درم خرما بيست عدد عسل مصفى نيم من روغن كاو پنج استار خرما را در روغن كاو و عسل بپزند تا مهرا شود ادويه را كوفته و بيخته بان بسرشند و در نسخهء ديكر بيست درم زراوند مدحرج اضافهء ادويهء مذكوره شده شربتى يك ملعقه لعوق حب الصّنوبر ديكر كه همين منافع دارد صنعت آن لب حب الصنوبر صمغ عربى كثيرا ايرسا بزر كتان بريان كرده اجزا مساوى كوفته و بيخته با سه وزن مجموع ادويه عسل مصفى بسرشند و در ظرف چينى نكاه دارند هر صبح ده درم لعق نمايند [ لعوق حب الصّنوبر از مجربات حكيم مير محمد مومن ] لعوق حب الصّنوبر حكيم مير محمد مومن نوشته كه مكرر حقير تجربه نموده جهة سرفهء كهنه و ضيق النفس و كرفتكى اواز و خفقان رطوبى بغايت مؤثر و بيعديل يافته صنعت آن بزر حلبه را خيسانيده مقشر نمايند بعد از آن كوبيده شيره كرفته با دوشاب انكورى يا عسل شهد بجوشانند تا غليظ شود مساوى حلبه مغز چلغوزه مقشر بسيار نرم سائيده مخلوط نمايند و چند جوش داده استعمال كنند لعوق حب الصنوبر ربو و ضيق النفس و سعال مزمن را سودمند بود و سينه را از خلط بلغم پاك كند صنعت آن مغز چلغوزه ده درم مغز تخم خيارين صمغ عربى مغز بادام تلخ مقشر مغز پنبه دانه از هريك پنج درم رازيانه دو درم خرماى رسيده بيست عدد روغن كاو پنج سير عسل نيمن خرما را در روغن و عسل به‌پزند تا نرم شود دواها را كوفته و بيخته بدان بسرشند و در بعضى نسخ دو درم زراوند زياد كرده‌اند [ لعوق حب الصنوبر ديگر باه را قوت دهد ] لعوق حب الصنوبر ديكر باه را قوت دهد و مجوحت صوت و رطوبت حنجره را نافع باشد و كرده و مثانه را مفيد است صنعت آن مغز چلغوزه مغز پنبه‌دانه از هريك بيست مثقال حلبه بزر كتان بريان كرده از هريك ده مثقال نرم بعسل مصفى يا دوشاب انكورى سرشته لعوق سازند لعوق حب الصنوبر ديكر كه ضيق النفس و ربو و سرفه را سودمند بود صنعت آن مغز چلغوزه مغز بادام شيرين مقشر از هريك چهار درم رب السوس روغن بادام از هريك پنج درم نشاسته بيست درم كوفته با عسل بقوام آورده بسرشند لعوق حب الرشاد سرفهء كهنهء بلغمى را نافع باشد و سينه را از اخلاط پاك كند صنعت آن تخم تره تيزك ده درم اصل السوس تراشيده چهار درم انيسون رازيانه از هريك سه درم اجزا نيم كوفته در دو رطل آب بجوشانند تا به يك رطل آيد و صاف نموده با نيم رطل عسل بقوام اورند لعوق حب الرشاد ديكر صنعت آن تره تيزك ده درم شونيز چهار درم انيسون تخم باديان از هريك دو درم زراوند كرد يك مثقال پودنهء دشتى صعتر از هريك سه درم كوفته و بيخته با عسل بسرشند شربتى دو درم با سكنجبين عسلى يا عنصلى [ لعوق حب القطن بنسخهء معصومى ] لعوق حب القطن بنسخهء معصومى سينه را از اخلاط پاك كند و سرفهء كهنه و ريش سينه را سود