محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1121
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
در ماهيت فاوانيا مجمل اين قدر بيان فرموده كه نر و ماده مىباشد نر آن بيخى است سفيد بسطبرى انگشتى و مادهء آن را شعبهاى بيخ و فرع بسيار و در خواص عود الصّليب كفته چون نوشيده شود پانزده حبّ از آن با ماء القراطن كه ماء العسل است نفع مىبخشد كابوس را و خوردن آن همين قسم نافعست لذع معده را و چون از بيخ آن مقدار يك بادام زمانى كه پاك نشده باشد بدنهاى ايشان از فضول طمثيه سعد نفاس بخورند پاك مىشود ابدان ايشان بادرار طمث و خوردن آن نفع مىبخشد اوجاع ارحام و شكم و كرده و مثانه و يرقان را و شرب جوشانيدهء آن در شراب حابس شكم است و شرب دانهء سرخ آن ده تا دوازده دانه با شراب اسود قابض قاطع نزف الدّم رحم است و چون اطفال را بياشامانند در ابتداى تولّد حصاة زايل مىشود حصاة ايشان و خوردن ده حبّه از آن با شراب عسلى نفع مىبخشد اختناق ارحام را و در طبع و خواص فاوانيا فرموده كه كرم است نه بحدّ شدت و نافع است صرع راحتى تعليق آن و بتحقيق آن تجربه كرده شده است تعليق آن را به تنهائى از براى صرع و كفته كه يهودى كفته كه تدخين ثمران نفع مىبخشد بين مصروعين را و زايل ميكرداند انها را و همچنين خوردن ثمران با كل قند نفع مىبخشد و نفع بسيارى ميكويم من يعنى شيخ الرئيس كه قريب است اينكه باشد اين خواص در فاوانيا رومى بدرستى كه فاوانيا كه مىآورند از هند و نزد ما است اين همه فايده از آن مشاهده نشده و شرب پانزده حبه از تخم آن با ماء العسل يا با شراب نفع مىبخشد كابوس و حبس مىكند طبيعت را و شرب مطبوخ آن در اشربهء عفصه مانع انصباب موادّ است بسوى معده و تخم آن مسكن وجع معده و لذع است و بيخ آن نافعست يرقان را و مفتح سدهء كبد و نوشيدن آن با شراب و مدرات مدر طمث و بول است و باقى خواص كه در عود الصّليب بيان كرده بجنسه بيان فرموده و صاحب ما لا يسع الطبيب جهله كفته كه برك آن شبيه ببرك جوز است و طبع آن كرم و خشك و مجفف و بهترين آن رومى است كه چون بشكنند آن را در جوف آن دو خط صليبى متقاطع يافته شود و اين مخصوص بعود الصليب نر است و عود الصليب ماده به شكل بلوط مىباشد و در آن خطوط صليبى نيست و نزد اطلاق مراد نر آنست و چون بياشامند مقدار يك درم از آن را با ماء العسل ادرار طمث مىكند و بايد كه بسيار نرم بسايند و مبالغه در سحق آن نمايند و چون خورده شود مطبوخ آن را با شراب عفص براى حبس بطن بايد كه شيرين كرده شود به شكر اكر به تنهائى باشد و يا مشروب شيرين باشد و بعضى كفتهاند كه عود الصّليبى كه نافع است از براى امراض ارحام مادهء آنست و چون بسايند فاوانيا را در صرّه بسته مدام مصروع آن را ببويد نفع مىبخشد او را و مقوى جكر با قوة قابضه و محلل رياح غليظه و جهة اكثر امراض دماغى مفيد است ضماد آن جهت صرع و ضربه و سقطه و رفع اثار سياهى بشره و نقرس نافع و تعليق ثمر آن در قلاده صبيان رافع فزع و مانع حصول اورام است در دماغ ايشان و تعليق آن متردّدين و مسافرين در بيانها و صحراها باعث مامونى است از افات و سعوط روغن ثمران كه حب آنست به تنهائى و با مشك و زعفران جهة فزع نافع و مضرّ معده و مصلحش كثيرا و ديكرى كفته كه مضرّ كرده است و مصلحش سويق غبيرا يعنى سنجد است و مقدار شربتش تا يك مثقال و بدلش به وزن آن پوست رمان و سركين سمور و استخوان ساق آهو است و ابن بيطار كفته كه جالينوس در سابعه فرموده كه بيخ اين نبات را قبض كمى است و چون خائيده شود بعد مدتى ظاهر ميكردد از آن حدت و حراقت با تلخى كمى و از اين جهة مدر حيض است و باقى خواص كه بيان نموده با آنچه ذكر شد برابر است و حكيم مير محمّد مومن كفته فاوانيا بيخ نباتى است كمتر از زرعى پر شعبه و قسم نر آن شبيه بنبات زردك و بيخش يك عدد و به قدر شبرى و بسطبرى انگشتى و چون بشكنند دو خط صليبى از جوف او مشاهده كردد و لهذا او را عود الصّليب نامند و ماهيت ماده و باقى خواص به همان قسم كه بيان شد ذكر نموده و كفته كه كلش بنفش مايل بسياهى است و در اخر دويّم كرم و خشك است و كفته كه تصريح نمودهاند كه چون افتاب در برج ميزان بود و او را به غير الت آهنى قطع كنند در اثار بابى طيب مؤثر است و آنچه حصوة صليبى باشد در خواص بهتر از زمرد دانستهاند و داشتن صليبى او با خود كه در پارچهء زرد بسته باشند و حايض مس او نكرده باشد و بشروط مذكور قطع كرده باشند جهت عسر ولادت و رفع سحر و هيبت در نظر مجرّب دانستهاند و كويند در خانهء كه او باشد جنّ و جانوران كزنده داخل نميشوند و تخم آن مخرج اخلاط لزجه است و فالج و رعشه و صرع و جنون و وسواس را نافع و بدل او در صرع زمرّد و در ساير امراض زراوند مدحرج و قوتش تا هفت سال باقى است و اين خواص را از تذكرهء انطاكى ذكر نموده [ حبّ فاوانيا ام الصّبيان و زنان را بعد از وضع حمل نافع است ] حبّ فاوانيا ام الصّبيان و زنان را بعد از وضع حمل امراض بارده كه عارض ميكردد و فالج و لقوه و اكثر امراض باردهء دماغيّه را نافع است صنعت آن فاوانيا دو مثقال جندبيدستر مشك خالص از هريك يك مثقال زعفران نيم مثقال نرم كوفته و بيخته با عرق دارچينى سرشته حبوب بندند هر حبّى به قدر فلفلى و نخودى و اطفال را يك حبّ كوچك تا دو حبّ در شير مرضعه حل نموده و ديكر آن را يك حب تا سه حب بزرك با عرق دارچينى يا ماء العسل حبّ فاوانيا ديكر از آن اقوى صنعت آن فاوانيا دو درم جندبيدستر مشك تبتى خالص از هريك يك درم حب السّلاطين مدبّر يك و نيم درم كوفته و بيخته بدستور حبوب بندند و مقدار شربت اين اطفال و ضعفا را همان مقدار است و اقويا را دو چند تا سه چند و اين مسهل است [ حلواى فاوانيا ] حلواى فاوانيا جهت زنان بارد المزاج مرطوب بعد از وضع حمل و اطفال ضعيف القوة بارد المزاج نافع صنعت آن بكيرند فاوانياى نر قسم اعلى و بسيار نرم بكوبند و با هشت برابر آن آرد كندم و با شانزده وزن آن قند سفيد بطريق معمول حلوا بهپزند و با روغن مسكهء تازه به قدر ضرور بريان نموده به كار برند و شربت مادر طفل را از يك مثقال تا چهار پنج مثقال و طفل را از يك حبّه تا دو حبّه و اكر قليلى مشك و جندبيدستر اضافه نمايند در صورت اقوى و مجربست و بايد كه در ايام خوردن آن با اين دهن تدهين نمايند هم بدن مادر طفل را و هم طفل را صنعت دهن عود الصّليب عود الصليب را بسيار نرم سائيده در آب طبخ دهند تا قوت آن در آب تمام بازداده شود و با شش وزن آن روغن زيت بجوشانند باتش بسيار ملايم كه سوخته نكردد و آب رفته روغن بماند پس روغن را بر بدن و سر و دستها و پاها بمالند دواء الفاوانيا شخصى را هيضهء شديدى عارض شده بود و كبير السّن و ضعيف القوى و به سبب اين مرض بسيار ضعيف شده بود و ناتوان تا يك هفته هر روز ناشتا فقير جامع اوراق اين دوا را تركيب نموده به او خورانيد باذن اللّه تعالى شفا يافت صنعت آن فاوانيا سه رتى جدوار مجرّب عود هندى غرقى زهر مهره ايرسا از هريك دو رتى مشك خالص زعفران از هريك يكرتى عنبر نيم رتى طباشير چهار رتى اجزا را با كلاب بسيار نرم سوده لعق فرموده بالاى آن كلاب و بيدمشك از هريك يك توله بنوشانند هر روز اين مقدار و اكر در مزاج كرمى باشد مشك و عنبر داخل ننمايند و با شيرهء تخم خرفه و كشنيز خشك بدهند و اين دوا اكثر امراض دماغى و قلب و معده را نيز مفيد است [ معجون فاوانيا ] معجون فاوانيا جهة صرع و فالج و رعشه و اكثر امراض دماغى و رحم را نافع است صنعت آن عود الصّليب نر و ماده از هريك چهار مثقال بسيار نرم كوفته در كلاب يك شب بخيسانند و روز ديكر نرم بسايند و صاف نمايند و با پنج برابر آن نبات سفيد با آن مقدار كه طعم آن شيرين كرداند بقوام اورند و اكر بجاى نبات عسل سفيد مصفّى نمايند نيز خوبست ورق طلا ورق نقره محلولين از هريك ربع مثقال داخل نمايند و جندبيدستر يك مثقال نرم سائيده بعد سرد شدن بان بياميزند اميختنى نيكو شربتى كبير السن را از يك درم تا يك مثقال و صغير را از يك حبّه تا دو حبّه و اكر قدرى مشك نيز اضافه نمايند شايد و فى الحقيقه اين خميرهء فاوانيا است اكر با سر خميره نامند اولى است فانيذ بدانكه در ماهيت آن اختلافست بعضى را عقيده آنست كه آب نىشكر بعد از طبخ و انعقاد هرگاه بىتصفيه باشد آن را قند سياه كويند و اطبا آن را شكر احمر يعنى شكر سرخ نامند و اصل آنست كه شكر باعتبار نىشكر سه نوع مىباشد يكى سياه رنك كه بهندى كرهه نامند و يكى سرخرنك كه شكر احمر است و بهندى لالچنى و شكرترى