محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1106
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
روغن بلسان دو درم عنبر اشهب يك مثقال عنبر را بروغن بلسان حل كرده و هر دو را در عسل حل كرده و ادويه را كوفته و بيخته بان بسرشند شربتى از نيم درم تا يك درم و مزاج اين جوارش كرم است در اوسط درجه دويّم و خشك است در اوايل درجهء دويّم [ جوارش عنبر مسمّى بجوارش خسروى منقول از قرابادين معصومى ] جوارش عنبر مسمّى بجوارش خسروى منقول از قرابادين معصومى كفته كه اين جوارش دل و معده را قوت دهد و باه را زياده كند و بوى دهان را خوش كند و نشاط تمام اورد و شكفتكى بخشد صنعت آن عنبر اشهب قاقلهء كبار بسباسه قرنفل جوزبوا زنجبيل سنبل الطيب صندل سفيد شقاقل مصرى قرفة الطيب دانه هيل بهمن سرخ بهمن سفيد از هريك دو درم خصية الثعلب مصرى هفت درم افيون ده درم زعفران دارفلفل فلفل بزر البنج سفيد از هريك شش درم مصطكى سه درم دارچينى هشت درم اشنه دو درم و نيم مشك تبتى نيم درم ورق طلا ورق نقره از هريك نيم درم عسل مصفّى سه وزن ادويه بدستور مقرر مرتّب نمايند و بعد از شش ماه استعمال نمايند شربتى به مقدار نخودى و اكر خواهند افيون را بيست درم كنند شايد ميفرمايند كه يك درم افيون در اين جوارش از براى حفظ تركيب كافى است و اكر از يك درم زياده كنند تركيب مشوش مىشود [ جوارش عنبر مسمّى بجوارش خسروى منقول از قرابادين كوتوالى ] جوارش عنبر مسمّى بجوارش خسروى منقول از قرابادين كوتوالى معده را قوت دهد و ترى معده را زايل كند و فالج و لقوه و رعشه را سود دارد و برودت كليه ببرد و باه را زياده كند و قوت دهد و عقل را تيز كرداند و حفظ و فهم را زياده كند صنعت آن خيربوا قاقلهء كبار بسباسه مصطكى سنبل الطيب عنبر اشهب از هريك دو درم زنجبيل دارفلفل از هريك دو استار دارچينى سه درم قرفة الطيب بزر البنج سفيد افيون مشك از هريك يك درم قرنفل زعفران از هريك ده درم جوزبوا ده عدد روغن بلسان شش درم شراب ريحانى يكمن نيم عسل مصفى سه وزن ادويه افيون را در شراب حل كرده و عسل داخل كرده بجوشانند تا شراب رفته عسل بماند عنبر را در روغن اندازند و نيم كرم نمايند تا كداخته شود پس در عسل مذكور داخل نمايند و بياميزند و مشك را صلايه كرده بران افكنند و باقى ادويه را داخل كرده نيكو برهم زنند تا اميخته شود و در ظرف چينى نكاه دارند و پس از شش ماه استعمال نمايند شربتى يك درم تا يك مثقال جوارش عنبر مسمّى بجوارش خسروى بنسخهء ديكر صنعت آن خيربوا قاقله بسباسه دارچينى از هريك چهار درم دارفلفل زنجبيل از هريك دوازده درم مصطكى اشنه سنبل الطيب عنبر اشهب بزر البنج سفيد افيون مشك تبتى از هريك دو درم قرفة الطيب قرنفل زعفران از هريك سه درم جوزبوا پنج عدد روغن بلسان شش درم با عسل مصفّى سه وزن ادويه مرتب نمايند جوارش عنبر مسمى بجوارش خسروى به نسخهء ديكر باه را بيفزايد و دل و دماغ و معده را قوت دهد صنعت آن بسباسه البان ذكر قاقلهء كبار دانهء هيل زنجبيل از هريك چهار مثقال قرفة الطيب افيون بزر البنج سفيد مشك از هريك يك درم عنبر اشهب هفت درم روغن بلسان چهار درم عنبر را در روغن بلسان بكدازند و به وزن مجموع ادويه قند سفيد و دو وزن عسل مصفّى بقوام اورند و ادويه را بان بسرشند شربتى يك درم و در نسخهء ديكر دارفلفل بدل دانهء هيل است [ جوارش عنبر خسروى به نسخهء حكيم صالح خان ] جوارش عنبر خسروى به نسخهء حكيم صالح خان خال آن مرحوم نافع از براى درد شكم و درد بواسير صنعت آن پوست زرد اترج عود هندى قرنفل كبابهء چينى قاقلهء كبار خيربوا از هريك پنج درم نارمشك انيسون تخم كرفس افيون جندبيدستر بزر البنج سفيد از هريك سه درم عنبر اشهب يك مثقال روغن بلسان دو درم بادرنجبويه تخم مرزنجوش زعفران از هريك سه درم عنبر را در روغن بلسان يا روغن خيرى بكدازند و افيون را بسركهء انكورى حل سازند و باقى ادويه را كوفته و بيخته همه را بعسل سفيد مصفى بقوام آورده سه وزن ادويه بسرشند و بعد از شش ماه استعمال نمايند شربتى دو درم و اين جوارش خفقان و درد معده و بيماريهاى رحم را سود دارد جوارش عنبر مقوى معده و جكر است صنعت آن قاقلهء خورد قاقلهء كلان بسباسه دارچينى از هريك چهار درم قرنفل قرفه زعفران زنجبيل دارفلفل از هريك دو نيم درم دوالهء مصطكى عنبر جوزبوا از هريك پنج درم عسل مصفى سه وزن ادويه موافق معهود تيار سازند [ جوارش عنبر مشهور بجوارش كبرى ] جوارش عنبر كه مشهور بجوارش كبرى است دل را قوت دهد و بدى هضم و اوجاع رحم را نافع بود و در تقويت و حفظ قوت پيران نهايت مجربست صنعت آن عنبر اشهب دو درم قاقلهء كبار بسباسه دارچينى لبان الذكر از هريك چهار درم زنجبيل دارفلفل از هريك دوازده درم قرفه يك درم قرنفل زعفران از هريك ده درم اشنه دو درم جوزبوا پنج درم سنبل الطيب مصطكى از هريك دو درم مشك تركى خالص بزر البنج افيون از هريك درمى روغن بلسان شش درم افيون را در مثلث حل كنند و عنبر را در روغن بلسان بكدازند و اجزا كوفته و بيخته با سه چندان عسل صاف بقوام آورده بسرشند و در ظرف چينى يا شيشه نكاه دارند و بعد از بيست روز استعمال نمايند شربتى از نيم درم تا يك درم [ جوارش عنبر مسمّى بجوارش خسروى منقول از منهاج ابن جزله ] جوارش عنبر مسمّى بجوارش خسروى منقول از منهاج ابن جزله نافع از براى سردى معده و خفقان و بد كواريدن طعام و درد رحم و پيران را بسيار موافق است صنعت آن بسباسه قاقلهء كبار قاقلهء صغار دارچينى از هريك چهار درم زنجبيل دارفلفل از هريك هشت مثقال و در نسخهء ديكر از هريك ده درم اشنه دو درم قرفة الطيب قرنفل زعفران از هريك ده درم جوزبوا پنج درم مصطكى رومى سنبل الطيب عنبر اشهب از هريك دو درم مشك تركى خالص بزر البنج سفيد افيون از هريك يك درم روغن بلسان شش درم افيون را در شراب حلّ كرده عنبر را در روغن بكدازند و ادويهء كوفته و بيخته بان چرب سازند و با سه وزن مجموع ادويه عسل مصفّى بسرشند شربتى يك و نيم درم جوارش عنبر سردى معده و خفقان بارد را نافع و كوارندهء طعام است صنعت آن زنجبيل فلفل دارفلفل سنبل الطّيب دارچينى جوزبوا صندل سفيد حبّ بلسان قاقله بسباسه قرنفل نارمشك طاليسفر طباشير سعد كوفى عنبر اشهب عود هندى از هريك پنج درم كافور قيصورى مشك تركى از هريك دو درم و نيم قند سفيد دو اوقيه و نيم اجزا را كوفته و بيخته در سه چندان جمله ادويهء عسل سفيد مصفّى بقوام اورند و بدستور مقرر تركيب دهند شربتى يك مثقال جوارش عنبر به نسخهء ديكر كه خفقان را نافع بود و معده را قوت دهد و بيماريهاى رحم را سود دارد و مجرّبست صنعت آن پوست ترنج عود هندى قرنفل كبابه قاقله خيربوا از هريك پنج درم نارمشك انيسون تخم كرفس افيون جندبيدستر از هريك سه درم عنبر اشهب يك مثقال عنبر را بروغن بلسان بكدازند و افيون داخل كنند و با ادويه بعسل بسرشند و بعد از دو ماه استعمال كنند شربتى دو درم جوارش عنبر بنوعديكر صنعت آن خيربوا دارچينى قاقله بسباسه از هريك چهار درم دارفلفل زنجبيل از هريك دو نيم درم قرفه سه درم قرنفل زعفران از هريك سه درم جوزبوا ده عدد سنبل الطيب مصطكى عنبر اشهب تخم بنك سفيد افيون مشك از هريك دو درم روغن بلسان شش درم با عسل معجون سازند و بوقت حاجت به كار دارند [ جوارش عنبر تاليف محمّد هاشم مخاطب بحكيم معتمد الملوك سيد علوى خان ] جوارش عنبر قلمى فرمودهاند كه اين از تاليف كلب استان حضرت امير المؤمنين ( ع ) محمّد هاشم مخاطب بحكيم معتمد الملوك سيد علوى خان است كه در سنهء يكصد و يك هزار و هيجده هجرى بجهة داروغه كنج زادهء سلطان محمّد بيدار بخت كه از مدت چهار سال مرض ذرب داشت اطبّا از علاج آن خسته شده بودند و او را ضعف قوى مرتبهء رسيده بود كه طاقت قيام و قعود نداشت و سنّش قريب بهفتاد سالكى رسيده بود چون مداومت باينجوارش نمود از آزار درب مشار اليه بكلّى دور شد و آن را قوت بمرتبهء شد كه يك فرسخ راه را پياده ميتوانست طى نمود و در آن سنّ قادر بر ازالهء بكارت شد صنعت آن قاقلهء صغار قاقلهء كبار بسباسه دارچينى از هريك دو مثقال زنجبيل دارفلفل از هريك يك مثقال