محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1101
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
اظفار الطيب پوست نارنج از هريك چهار دام حبّ المحلب كه كهوله نامند يك دام سنبل الطيب دواله اشنه كه بهندى جهريلا و اكسير نامند از هريك دو دام عنبر اشهب چهار توله مشك خالص دو توله كافور نيم ماشه زعفران يك ماشه چووها كرسه توله در كلاب بطريق متعارف عرق كشيده عطر آن را براورند و به كار برند و عطر صندل و عطر عنبر و عطر عود هندى و عطر كيورا و عطر كيتكى و عطر ورد احمر هريك در جاى خود ذكر يافت و مىبايد از آنجا جويند ان شاء اللّه تعالى [ عطوس ] فصل در ذكر عطوسات بدانكه عطوس در اكثر ادويهء يابسه را كويند كه بسيار نرم سائيده در بينى كشند و يا دمند بيواسطه يا بواسطهء انبوبه يا غير آن تا آنكه باقصاى انف رسيده عطسه آيد و بايد كه استعمال عطوسات مط بعد از نضج و تنقيهء ماده باشد و حدر نمايند از استعمال انها نزد امتلاى بدن از مواد و پرى معده از طعام و پيش از استفراغ زيرا كه عطوسات محركه موادند هم بالذات و هم بسبب تحريكشان بدن را حركت عنيف پس خطر و ضرر انها در اين وقت پيش از فائده و نفع آنست و بسا هست كه بسبب كثرت و غلبهء مواد باعث خطر عظيم ميكردند كه فالج و لقوه و سكته و امثال اينها باشد و امراض بارده را نافع باشند و تنقيهء دماغ كنند و عسر البول را سود دارند و اخراج مشيمه كنند عطوس نافع جهت امراض مذكوره صنعت آن كندش شونيز فرفيون فلفل جندبيدستر زراوند مدحرج حبّ بلسان عاقرقرحا مشك تبتى خالص بورهء ارمنى مساوى كوفته و بيخته در بينى دمند عطوس ديكر كه همين خاصيّت دارد صنعت آن شحم حنظل فلفل اسطوخودوس جندبيدستر از هريك سه درم كندش هشت درم كوفته و بيخته قدرى در بينى دمند يا در پارچهء كتانى بسته بان تعطيس نمايند عطوس ديكر كه جهت سدهء دماغ و مواد بارده نافعست و دفع مواد بعطسه مىكند صنعت آن كندش خربق جندبيدستر خردل زراوند طويل مفرده و مجموعه چون نرم سائيده و بر پر مرغ ماليده در بينى كشند باعث عطسه ميكردد عطوس ديكر كه فالج و لقوه و امراض دماغى را مفيد است صنعت آن صبر زرد خربق سفيد نوشادر مرزنجوش بورهء ارمنى شيطرج هندى مشك بالسويه سوده استعمال نمايند عطوسى كه نافع است از براى صداع بارد و سبات صنعت آن خربق اسود مرزنجوش از هريك ده درم اشنان كندش شونيز از هريك پنج درم مشك يك دانك فلفل دارفلفل از هريك سه درم نرم كوبيده در خرقهء كتانى بسته تعطيس كنند عطوس ديكر كه نافعست از براى فالج صنعت آن كندش فلفل عاقرقرحا زنجبيل بورهء ارمنى نوشادر بورهء سرخ صبر سقوطرى دارچينى مرزنجوش خربق سفيد جندبيدستر اجزا مساوى كوفته و بيخته تعطيس بان نمايند عطوس ديكر كه فالج و لقوه را سود دارد صنعت آن شونيز بورهء ارمنى جندبيدستر كندش همه را كوفته بر مناخر بمالند تا عطسه اورد عطوس ديكر براى مفلوج صنعت آن كندش عاقرقرحا صبر مرزنجوش نود سغار مويزج خربق ابيض خربق اسود زنجبيل مشك به ورق از هريك نيم مثقال دانك تمام اجزا با بعض بحسب اقتضاى مرض و حال مريض و قوت و ضعف سوده استعمال نمايند عطوس ديكر براى لقوه چون استعمال كرده شود بعد از غرغره صنعت آن كندش فلفل بكوبند و سعوط نمايند عطوسى كه صرع را نافع بود صنعت آن اسطخدوس مغز بندق هندى دارچينى مساوى كوفته و بيخته در بينى دمند تا عطسه اورد بدانكه اكر مصروع را از سعوط عاقرقرحا عطسه آيد اميد فلاح است و الا فلا [ عطية الله ] فصل در ذكر عطية الله بدانكه عطية اللّه دواى شريف است بنابراين اين ادويه را عطية اللّه ناميدهاند و ساختهء اين دوا با نسخهاش در خزانهء يكى از ملوك يافتهاند شيخ رئيس كويند كه مرقوم بود در نسخهاش كه اين دوا نافعست از براى بواسير و فساد معده و سردى مزاج و اشتهاى طعام و اشتهاى جماع اورد و ادرار كند و موجب حفظ صحة است و چون خورده شود در زمان بهار و زمستان سه ماه در هر جمعه از هر ماه صنعت آن هليلهء سياه پوست بليله املهء منقى وجّ تركى زراوند مدحرج زراوند طويل هيلبوا قاقلهء كبار شقاقل مصرى قرنفل تخم بابونه زنجبيل و كنجد سياه غير مقشر از هريك شش اوقيه جوزبوا تربد سفيد سنبل الطيب موفو دوقو اسارون تخم اسارون تخم كرفس كوهى فرفيون از هريك دو اوقيه نانخواه نشاسته كندم تخم كندنا تودرى سفيد خشخاش زرنباد درونج عقربى پوست بيخ زرشك حماما عاقرقرحا طباشير سفيد بزر سيساليوس حلتيت منتن زيرهء كرمانى از هريك سه اوقيه سنبل فلفل دارچينى شيطرج هندى شيطرج فارسى فلفلمويه اشنه سعد كوفى اصل نيلوفر دارفلفل قرفة الطيب جندبيدستر از هريك پنج اوقيه جاوشير سكبينج از هريك چهار اوقيه پوست بيخ كرفس هشت اوقيه خبث الحديد تنقيه كرده كه سه هفته آن را پرورده باشند يك هفته با سركه و يك هفته با آب و عسل و يك هفته باز به سركه تا ابتدا كرده و از سركه كرفته بخيسانند آن را يك روز در سركه و يك روز در شكر و يك روز در ماء العسل و سه هفتهء ديكر اين كار را بكنند بداين طريق كه ذكر شد پس آن را در سايه خشك كرده بسايند تا مانند غبار شود و باقى ادويه را كوفته و بيخته بازاى هر سه جزو از ادويه يك جزو از خبث الحديد مدبر مذكور داخل كرده مجموع را با روغن كاو با روغن بادام تازه شيرين چرب نموده بعسل جيّد خشبو و خوش طعم به قدر حاجت و فانيذ سنجرى به وزن خبث الحديد معجون سازند به اين نحو كه اول مرتبه فانيذ را بكدازند و عسل صافى را در آن داخل نمايند و بجوشانند و كف آن را بكيرند تا بقوام آيد پس ادويه را بان بسرشند و در سبوى سبز لعابدار چينى كرده سر آن را كرفته در جو دفن كنند و شش ماه بكذارند پس بخورند از آن مقدار عفصى صبح ناشتا و بعد از آن تا سه ساعت هيچ نخورند پس غذا بخورند غذاهاى معتدل در كرمى و سردى و پرهيز نمايند از چيزى كه موجب تخمه باشد و ساير تدابير در اغذيه كه خوف خدر داشته و زعم بعضى از اطبّا آنست كه اين معجون بازميدارد شر سمّ قاتل را از بدن باذن اللّه تعالى و مورث صحة از جميع امراض و علل است و حفظ صحة مىكند و اين تركيب پنجاه و سه جزو است با روغن كاو به غير فانيذ و عسل و وزن اجزا به غير از فانيذ و عسل و روغن كاو و خبث الحديد هفتاد و سه اوقيه و فانيذ مثل خبث الحديد و مزاجش كرم و خشك است در دو درجه و نيم صنعت عطية اللّه بنسخهء ديكر هليلهء سياه پوست هليله املهء منقى وجّ تركى زراوند مدحرج زراوند طويل شقاقل مصرى دانهء هيلبوا دانهء قاقلهء كبار كل بابونه زنجبيل كنجد مقشر از هريك نه مثقال جوزبوا سنبل الطيب تربد سفيد مرمكى صافى فوة الصبغ دوقو اسارون قرنفل فطراساليون فرفيون از هريك سه درم زرنباد درونج عقربى پوست بيخ زرشك نانخواه تخم كندنا تودرى كلكون تخم خشخاش حماما عاقرقرحا طباشير سفيد حلتيت بزر سيساليوس زيرهء كرمانى از هريك چهار مثقال و نيم بل هندى شيطرج هندى فلفل مويه اشنه سعد كوفى بيخ نيلوفر دارفلفل قرفة الطيب دارچينى جندبيدستر از هريك هفت مثقال و نيم جاوشير سكبينج از هريك شش مثقال پوست بيخ كرفس دوازده مثقال خبث الحديد سه صد مثقال خبث الحديد را دو سه هفته در شراب قند نكاه دارند و بعد از آن براورده يك هفته در ماء العسل بكذارند و بعد از آن براورد يك هفته در سركهء انكورى نكاه دارند و بعد از آن براورده باز يك شبانه روز در سركهء تازه بكذارند و بعد از آن باز سه روز در شراب قند بكذارند و بعد از آن براورده سه روز در ماء العسل نكاه دارند و بعد از آن باز از ماء العسل براورده در سايه خشك نمايند و بر روى سنك سماق آن را صلايهء بليغ نمايند كه مثل سرمه كردد و باقى ادويه را كوفته و بيخته سه وزن ادويه و يك وزن خبث الحديد را باهم اميخته بروغن كاو يا روغن بادام شيرين چرب نموده و به وزن مجموع فانيذ در كلاب حل كرده و دو برابر ادويه عسل سفيد مصفّى داخل كرده بقوام لائق اورند و ادويه را بدستور مقرر معجون سازند و سرد كرده در مرتبان چينى كرده شش ماه در ميان جو نكاه دارند و بعد