محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1098
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
پنج مثقال و نيم و از عرض بشكافند چنانچه مغزش ظاهر شود و در طول ريزهريزه كرده با يك چهار يكمن تبريز كلاب و يك چهار يك عرق بيدمشك و يكمن تبريز آب شب بخيسانند و صبح در ديك سنكى بجوشانند تا به نصف رسد صافى نموده با بيست و دو مثقال نبات سفيد بقوام اورند تا يازده روز هر روز يك مثقال صبح و شام باب كرم كرده بنوشند و از ترشيها و لبنيّات و مباشرت نساء ملاحظه نمايند و خود را كرم نكاه دارند ان شاء اللّه تعالى نافع است بدانكه متاخرين را در قهوهء عشبهء مغربيّه طريق مختلف است بحسب امزجه و اوقات [ طريق مشهور ميان اطبا ] امّا طريق مشهور ميان اطبا آنست كه بكيرند يك مثقال و نيم عشبهء مغربيّه را و بطريق مقرر ريزهريزه كرده چاهى خطائى يك مثقال دارچينى سيلانى باديان خطائى از هريك نيم مثقال با يكمن شاه آب بجوشانند تا بربع رسد صافى نموده بعد از انحدار طعام به قدر دو فنجان نيم كرم كرده كاهى با نبات سفيد و كاهى به غير نبات بنوشند [ دستور حكيم هاشم طهرانى ] امّا دستورى كه حكيم هاشم طهرانى از براى آشاميدن مطبوخ آن بطريق عرق و بطريق قهوه قرار داده آنست كه آنچه از روى قياس و تجربه بر فقير ظاهر شد هم بطريق قهوه و هم بطريق عرق به نهجى است كه در چوب چينى است و بيان نموده شد و دستور كلى ندارد بلكه از هريك آن مقدار عشبه و مقدار شربت هر دورهء و آب و عرق قدر جوشانيدن بحسب حال امزجه و امراض در ضعف و قوت و حال بيماران كمال اختلاف دارد زيرا كه در مزاج قوى و مرض صعب مزمن زياده از ده روز كاه باشد كه زياده از بيست روز تا چهل روز محتاج كردند و از شش مثقال شروع نموده بتدريج بده مثقال و نيم ختم نمايند و اكر مزاج ضعيف باشد در اوايل از دو سه مثقال زياده نبايد داد و از چهار پنج مثقال تجاوز نبايد كرد و آن هفت و هشت روز زياده داده نميشود و كاهى تا ده يازده روز داده مىشود و هر روز قدر قليلى ضرور مىشود كه بتدريج اضافه شود امّا در امزجه و ابدان و امراض متوسّطهء ميانهء اين دو حال ممكنست به قدر شصت مثقال در عرض نه روز بطريق مذكور كافى باشد و همچنين در امزجهء ثلثه هرگاه حرارت غالب باشد عرقهاى سرد و يا آب و عرق بازاى هريك مثقال عشبه پنجاه مثقال باشد و اكر تشنكى غالب باشد بيشتر داخل نمايند و چندان بجوشانند كه به نصف رسد و هرگاه برودت و رطوبت غالب باشد با كلاب و عرق رازيانه و عرق اذخر اكتفا نمايند و اكر در مزاج سودا غالب باشد عرق كاوزبان و بادرنجبويه و شاهتره و عرق بيدمشك با قدرى از آب و اين عرقها بايد كه بازاى هر يك مثقال عشبه بيست و پنج مثقال و آب در اين دو حالت داخل ساخته چندان بجوشانند كه بثلث رسد مجملا تمامى اين مراتب منوط بمزاج و بنيه و مرض و رغبت و عدم رغبت باشد پس هرگاه در اين امزجه و ابدان و امراض مختلفه بدستور قانون مذكور خورده شود نفع و اثرش بنهايت و بيشتر خواهد بود و اكر چه تشخيص و تعيين مراتب سهل و اسان نيست [ دستور آشاميدن به تجربه حقير به سه طريق ] امّا بر سبيل اجمال بطريق و دستورى كه حقير در امزجهء مختلفه مكرر تجربه نموده و انتفاع كلى يافته بيان مينمايد و اميد از توفيق حق سبحانه آنست كه هرگاه بر اين نهج سلوك نمايند حقتعالى مقارن آن صحّت كامل كرامت فرمايد طريق اوّل كه در امزجه و ابدان و امراض متوسّطه مستعمل است و تقويت قواى طبيعيّه و حرارت غريزيه مىكند آنست كه سه روز هر روز شش مثقال عشبه را با صد مثقال آب و پنجاه مثقال كلاب و پنجاه مثقال عرق بيدمشك بجوشانند تا به نصف رسد كه صد مثقال باشد پس صافى نموده بدستور بنوشند و سه روز ديكر هر روز هفت مثقال عشبه را با يكصد مثقال و شانزده مثقال آب و پنجاه و هشت مثقال كلاب و پنجاه نه مثقال و نيم عرق بيدمشك بجوشانند تا به نصف رسد كه يكصد و شانزده مثقال باشد بنوشند و سه روز ديكر هر روز هشت مثقال عشبه را با يكصد و سى و دو مثقال آب و شصت و شش مثقال كلاب و شصت و نه مثقال عرق بيدمشك بجوشانند تا به نصف رسد كه يكصد و سى و سه مثقال نيم باشد بنوشند و از اين قرار قدر خوراك در مدت نه روز شصت و سه مثقال مىشود طريق دويّم كه بجهة امزجه و ابدان ضعيفه آنست كه هرگاه حرارت و برودت و رطوبت بر مزاج غالب باشد سه روز اوّل هر روز سه مثقال و دو دانك عشبهء مغربيه اكر حرارت غالب باشد با آب و عرقهاى سرد به قدر يكصد و پنجاه مثقال و اكر سوداويت غالب باشد با عرق كاوزبان و شاهتره و بادرنجبويه تنها يا با قدرى از آب كه بازاى هريك مثقال از عشبهء مغربيّه از آب و عرق در اين دو حالت مثل اوّل سى و سه مثقال دانكى باشد بدستور مثل چوب چينى ريزهريزه كرده شب بخيسانند و صبح جوشانيده تا به نصف يا ثلث موافق رغبت باب و عدم رغبت بان رسيده صافى نموده بدستور با نبات يا بدون نبات بنوشند و سه روز ديكر هر روز چهار مثقال آن را با آب تنها با عرقها ممزوج از هر دو بدستور جوشانيده بنوشند و سه روز ديكر هر روز پنج مثقال عشبهء مغربيه را بازاى هريك مثقال كه در اين شش روز اضافه مىشود از هريك از آب و عرقها به همان نسبت كه بيان شد اضافه نمايند و بعضى در قسم ثانى كه از حرارت غالب باشد بازاى هريك مثقال عشبهء مغربيّه پنجاه مثقال آب و عرقها و در باقى اقسام ثلثه سى و سه مثقال و دو دانك كه مجموع مقدار خوراك عشبه در اين سه روز سى و شش مثقال مىشود و هرگاه تحصيل قوتى در مزاج و طبيعت شده و احتياج باقى باشد چند روز ديكر به قدر ضرورت هر روز پنج مثقال عشبه را اضافه نموده كه قدر خوراك روز دهم پنج مثقال و نيم و يازدهم شش مثقال و دوازدهم شش مثقال و نيم و سيزدهم هفت مثقال و چهاردهم هفت مثقال و نيم و پانزدهم هشت مثقال كردد و هرگاه انتفاع كلّى در اين پانزده روز كه هفتاد و شش مثقال و نيم عشبه ميل نموده حاصل شده باشد و ديكر محتاج نباشد فهو المطلوب و الّا از هشت مثقال تجاوز نكرده چند روز ديكر كه ضرورت باشد به همان طريق كه هر روز يا هر دو روز يا هر سه روز يك بار اضافه نموده بود كم ساخته كه به قدر پنج مثقال يا مقدار اول كه سه مثقالست برسد و هرگاه در عرض نه روز از خوردن عشبه تحصيل قوتى نشده باشد و طبيعت تصرف در زياده از پنج مثقال نتواند كرد هر روز يك مثقال كم كرده مىشود كه در پانزده روز پنجاه هفت مثقال خورده شود طريق سيّم كه در امزجه و ابدان قويه و امراض صعبه مستعمل است چنانست كه سه روز اول هر روز هفت مثقال و سه روز ديكر هر روز هشت مثقال و سه روز ديكر هر روز نه مثقال و سه روز ديكر هر روز ده مثقال بدستور بنوشند كه قدر خوراك در مدت دوازده روز يكصد و دو مثقال كردد و اكر احتياج باقى باشد از ده مثقال اضافه نكرده چند روز ديكر هر روز نيم مثقال كم نمايند تا به قدر شش مثقال برسد مثلا سيزدهم نه مثقال نيم چهاردهم نه مثقال همچنين تا روز بيستم شش مثقال مىشود كه قدر خوراك در بيست روز يكصد و شصت و چهار مثقال مىشود و قدر آب و عرق خالص و ممزوج و مقدار جوشانيدن كه به نصف يا ثلث رسد بدستوريست كه مذكور شد و در باب آب بطريق قهوه نوشيده شود در اواسط روز و شب تجويز نوشيدن آب نمودهاند و امّا در دستور عرق ممكن نباشد نوشيدن آب صرف و بهتر است كه هرگاه وفا نكند آب عشبه خصوص در اوقاتى كه مقدار عشبه بسيار كم است ثفل عشبه هر روزه را بدستور جوشانيده بجاى آب بنوشند و اكر تشنكى غالب آيد و باب عشبه و باب ثفل اكتفا نتواند نمود اب عشبه را بطريق خوردن قهوه در دو ظرف روز حين خلاى معده بنوشند و آب جوشانيده تنها يا با اندك كلاب ممزوج نموده در باقى اوقات بنوشند و مشروط بانكه بسيار سرد نباشد و امّا دستورى كه حكيم مير محمّد مومن در تحفة المؤمنين از براى نوشيدن عشبه ذكر كرده آنست كه بعد از مناسبة شروع باستعمال آن نمايد و طريق استعمال آن آنست كه هر روز پنج مثقال آن را به قدر جوى ريزه كرده با كلاب و عرق بيدمشك و عرق رازيانه از هريك نود مثقال يك شب خيسانيده بطريق چينى بجوشانند تا بثلث رسد پس صافى نموده سه حصّه كرده صبح و ظهر و شام با قدرى نبات نيم كرم كرده بنوشند و تا دوازده روز به همين نهج بياشامند و بعضى زياده از اين نيز تجويز نمودهاند و پرهيز بدستوريست كه در چوب چينى مذكور شد و اكر عضو عليل را ببخار آن بدارند نافع است و تنقيهء قبل از شروع لازم است و بعضى مجموع شصت مثقال