محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1097

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

چوب چينى نافعست و اين دوا مضر است كمال ضرر و در بعضى امراض و امزجهء فوايد اين بيشتر از چوب چينى است مثل اوجاع مفاصل و نقرس و درد اعضا كه بسبب بلغم باشد و همچنين در ضعف معده كه از رطوبت باشد و بخصوص بواسير مكرر بتجربه رسيده و از چوب چينى زياده اثر و نفع مشاهده شده در فالج و لقوه و رعشه و استسقا كه چوب چينى مضر است اين دوا نافع است مجملا در اكثر امراض و اوجاع و قروح اتشك حادث شود و چوب چينى نافع است اين دوا نيز كمال نفع و اثر دارد در اثناى زخم اتشك ميتوان داد و در امراض باردهء سوداويّه و در امزجه و امراض رطبه بلغميّه مفيد و در امزجهء امراض حاره مضرّ است و امّا نفع اين دوا در امراض بلغميّه ظاهر است چه در هر دو كيفيت يعنى در حرارت و يبوست ضد كيفيت بلغم است كه برودت و رطوبت است و موافق قانون كلّى كه علاج بضد است امّا در امزجهء سوداويّه بنا بر يبس سودا بايد كه نافع نباشد اما چنانچه در چوب چينى بيان شد چون اولا حرارت آن تحليل رطوبات فضليه و ترقيق اخلاط غليظه مىكند و به اين سبب حرارت قوتهاى طبيعيه قوت يافته تحصيل رطوبات بسيار در بدن مىكند و اصلاح يبوست سودا و دفع مرض بدن و علّت مىشود پس به اين جهة در امراض سوداويه نيز نافع است ميفرمايند كه ممكن است بخاصيّت دفع سودا از بدن كند چنانچه لاجورد كه با وجود آنكه دافع آن ميكردد مكر آنكه تعديل ببعضى از عرقهاى سرد نمايند كه در اين وقت ممكن است كه در بعضى از امزجهء صفراويه و دمويّه نيز نافع باشد و حكيم مير محمد مومن در تحفه آورده كه آن را جمعى نايب مناب چوب چينى ميدانند و احقر ميكويد كه در ساير امراض حارّه ضرر آن البتّه بيش از نفع آنست چنانچه ذكر يافت دستور تنقيه و فصد نزد ضرورت و عدم ضرورت بعنوانى است كه در چوب چينى ذكر يافت و بايد دانست كه قدماى اطبّا كفته‌اند كه چون نيم اوقيه از ساقهاى آن را ريزه‌ريزه كرده در يك رطل آب بجوشانند تا به نيم رطل برسد صافى نموده با شكر و امثال آن شيرين نموده بنوشند جهت ضيق النّفس مفيد است و ايضا طبيخ برك و شاخ آن به قدر سه درهم با مثل آن بسفايج فستقى و مقل ازرق مسهل قوى است مر خلط سوداوى را به غير كرب و حكيم محمّد مومن كفته كه سفوف آن را در بعضى امزجه قويتر از مطبوخ آن يافتم فصل در بيان استعمال عشبهء مغربيّه بطريق مطبوخ بدانكه مشهور و متداول ميان اطبا دو طريق است [ طريق اوّل ] طريق اوّل آنست كه مقدار شصت مثقال عشبهء مغربيه را باوصاف جيده كه بيان شد بكيرند و بدم كارد ريزه‌ريزه كرده يك شب با كلاب و عرق بيدمشك و آب از هريك يكمن تبريز و قدح چينى يا شيشه بخيسانند و صبح در ديك سنكى باتش ملايم بجوشانند تا به نصف رسد صافى نموده در شيشها كنند و در عرض نه روز با نبات سفيد شيرين كرده بنوشند و هرگاه هوا كرم باشد و بيكدفعه جوشانيدن آن مظنهء فساد باشد هر سه روز يك بار بيست مثقال آن را در يكمن از مجموع كلاب و عرق بيدمشك و آب هريك ثلث و نيم من تبريز باشد يك شب بخيسانند و صبح بدستور مذكور بجوشانند و در سه روز به كار برند و اكر هوا بسيار كرم باشد و بسبب كرمى هوا نيز فاسد كردد هر روز شش مثقال و چهار دانك آن را در كلاب و عرق بيدمشك و آب خالص دويست و يك مثقال از هر سه كه از هريك شصت و هفت مثقال باشد شب بخيسانند و صبح بجوشانند تا به نصف رسد صافى نموده نبات سفيد داخل كرده كرم‌كرم بنوشند و در غذاها و اشربه پرهيز و اجتناب از اعراض نفسانيه و حركات منيعهء بدنيه و حمام و غيره واجب و غير واجب مثل چوب چينى است مكر در نمك كه در عشبه تجويز نموده‌اند [ دستور ميرزا مسيح ولد ميرزا محمد تقى موسوى ] امّا دستور استاد الاطبا و قدوة الحكما ميرزا مسيح ولد ميرزا محمد تقى موسوى استاد والد ماجد نواب مغفور مير محمّد هادى قدس سرّهما منقول از خط آن مغفور آنست كه بكيرند تا يازده روز هر روز پنج مثقال عشبهء مغربيّه را و بدم كارد ريزه‌ريزه كرده چنانچه مغز آن ظاهر كردد و با يك چهار يك من تبريز كلاب و يك چهار يك عرق بيدمشك و يكمن آب شب بخيسانند و صبح بجوشانند تا به نصف رسد صافى نموده دوازده مثقال نبات سفيد داخل كرده در عرض يك شبانه‌روز بنوشند بطريق قهوه كرم‌كرم [ دستور والد ماجد فقير ] امّا دستورى كه قلمى فرموده‌اند كه مستعمل حضرت سيد سند قدوة الحكما سيّد محمد هادى والد ماجد اين فقير است قدس سره از براى امراض باردهء مزمنهء بلغميّه اينست كه بكيرند تا يازده روزنه مثقال عشبهء مغربيّه را و بدم كارد از طول بشكافد و از عرض ريزه نمايند از بند انگشت كوچكتر دارچينى باديان خطائى انيسون خولنجان اين هر چهار را نيم كوفته در كيسهء كتانى كرده با عشبهء مغربيه يك شب در كاسهء چينى بكلاب و عرق بيدمشك از هريك چهار يك من تبريز بخيسانند و صبح با دو من نيم تبريز آب در ديك سنكى يا مسى تازه قلعى نموده كرده سر آن را بطبق سفالى پوشانيده اطراف آن را بخمير آرد ماش محكم نموده بار كرده سنكى بر روى وى بكذارند و مقدار دو من نيم هيمهء قلم باريك دو شاخ باتش ملايم در زير آن بسوزانند تا باتمام رسد پس فرود آورده بطريقى كه در چوب چينى ذكر شد در عرض يك شبانه‌روز به كار برند و باز به همين دستور طبخ نمايند از براى روز ديكر [ طريق دوم ] امّا طريق ديكر كه عشبه را با چوب چينى طبخ نموده بنوشند از آن حضرت قدس سره از براى امراض مزمنهء بلغميّه بارده صنعت آن اينست كه بكيرند عشبهء مغربيّه پنج مثقال چوب چينى اعلى سه مثقال و نيم اين هر دو را بدستور ريزه كرده دارچينى باديان خطائى انيسون خولنجان از هريك يك مثقال ادويه را يك شب در كلاب و عرق بيدمشك از هريك يك چهار يك در كاسهء چينى بخيسانند و روز ديكر با دو من نيم آب در ديك سنكى يا مسى تازه قلعى كرده با دو من نيم هيمهء قلم باريك طبخ نموده فرود اورند و بكذارند تا حرارتش كمتر شود سر و كردن را بدستور مقرر در چوب چينى به بخار او بدارند و در عرض يك شبانه‌روز به كار برند و شب چهارم و هفتم و يازدهم بطريق مذكور در چوب چينى به عرق نشيند و اكر مرض بسيار مزمن باشد و يازده روز كفايت نكند تا بيست و يك روز ميتوان داد كه هر چهار روز يك شب به عرق نشيند [ امّا طريق آشاميدن مطبوخ آن ] [ بدستور اطباى مغرب ] و امّا طريق آشاميدن مطبوخ آن بدستور اطباى مغرب آنست كه مقدار هشت مثقال آن را بدستور مقرر ريزه‌ريزه كرده شب در يك پيالهء چينى با كلاب بخيسانند و روزش با دو من تبريز آب خالص بدستورى كه در چوب چينى ذكر شد طبخ نمايند تا به نصف رسد صافى نموده بدستور چوب چينى بنوشند به همان دستور كه به عرق نشيند يازده روز تا بيست و يك روز و بعضى اوقات كه مرض قوى باشد تا چهل روز و غذا و پرهيز بدستور غذا و پرهيزيست كه در نوشيدن مطبوخ چوب چينى بطريق تعريق به عمل آورده مىشود قلمى فرموده‌اند كه فقير نيز به اين دستور داده بسيار نافع ديده [ دستور آشاميدن عشبهء مغربيه بقول حكيم توفيق مكى ] امّا دستور آشاميدن عشبهء مغربيه بقول حكيم توفيق مكى بسه روش است [ روش اول ] روش اول آنست كه چهل روز هر روز نيم مثقال عشبه را بكارد ريزه‌ريزه كرده در اول شب يك پياله ترشىخورى آب بران ريزند و سحر بجوشانند تا به نصف رسد صافى نموده نبات سوده داخل كرده بطريق قهوه بنوشند و ثفل همان روز را چهار پياله آب بر رويش كرده بخيسانند و شب بجوشانند تا به نصف رسد يعنى دو پياله نماند به همان طريق بنوشند و اين روش اعلى است [ روش اوسط ] و روش اوسط بيست و يك روز است [ روش اخر ] و روش اخر چهارده روز غذا بايد نخوداب باشد با ادويهء حاره و زعفران و ملاحظه آن ترشى و لبنيات و مباشرت با زنان و نمك لازم است و اكر مقدور باشد با آب عشبه اغذيه را بپزند و اثفال را خشك كرده با هيل و قرنفل و دارچينى و جوزبوا كوفته با قند معجون سازند شربتى صبح و عصر دو مثقال فصل در بيان دستور آشاميدن عشبه بطريق قهوه [ طريق سيّد الحكما و استاد الاطبا ميرزا محمّد مسيح والد ميرزا محمّد تقى ] فرموده‌اند طريقيكه سيّد الحكما و استاد الاطبا ميرزا محمّد مسيح والد ميرزا محمّد تقى كه سند طبابت والد ماجد فقير و فقير نيز بايشان ميرسد و از ايشان باطباى حرانيان و از حرانيان ببقراط منتهى مىشود آنست كه بكيرند عشبهء مغربيه