محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1074
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
آرد باقلا ده درم بادروج پنج درم كوفته و بيخته با آب بادروج ضماد كنند ضمادى كه شير زنان كم كند صنعت آن نعناع پودنهء دشتى سداب دشتى از هريك يك جزو بادردى سركه بسرشند و بر پستان ضماد نمايند ضماد ديكر كه همين عمل كند صنعت آن قدرى دردى سركه كهنهء اكليل الملك آرد باقلا از هريك جزوى بهپزند و بر پستان ضماد كنند ضماد يكه صداع بارد را نافع است صنعت آن بابونه اكليل الملك در منهء تركى شبت ورق درخت غار مرزنجوش اجزا مساوى كوفته و بيخته بروغن خميرى سرشته ضماد كنند ضماد ديكر صداعى را كه از زخم و يا ضربه بهم رسيده باشد سود دهد صنعت آن برك مورد تر برك سرو تر روغن كل سوسن لادن اكليل الملك قصب الذريره كل ارمنى شب يمانى همه اجزا را برابر آنچه خشك باشد بكوبند و بهپزند و آنچه تر باشد سحق كنند و مجموع را درهم اميخته بر سر ضماد نمايند ضماد ديكر صداعى را كه از ضربه و سقطه باشد نافع بود صنعت آن كل بنفشه كل نيلوفر سفيد بابونه از هريك دو درم اكليل الملك يك درم آرد جو سه درم همه را كوفته و بيخته با قدرى روغن بنفشه بادام صاف طبخ نموده چنانچه بقوام فالوده آيد بر سر ضماد كنند و بپارچهء نازك نرم بندند ضماد ديكر صداع كرم صفراوى را نافع بود صنعت آن برك خرفه شياف ماميثا صندلين كل سفيد فوفل از هريك يك جزو افيون ده يك اجزا را به سركه بسرشند و بر سر ضماد كنند ضمادى كه جميع انواع صداع را نافع است صنعت آن نمام فوتنج برى صعتر فارسى زوفا اجزا برابر به سركه عنصل سرشته ضماد نمايند ضمادى كه صداع مزمن و نزلات مزمنه و تقويت دماغ را بيعديل است صنعت آن نمك سنك نمك طعام بورهء سوخته خربق سفيد مويزج شوره خردل سرخ زبد البحر از هريك جزوى كل سرخ سماق كبريت زرد برك حنا خشك اذخر مكى افسنتين رومى صمغ عربى كندر ذكر قرنفل عود هندى زرنيخ زاج ساذج هندى سنبل الطيب جوزبوا از هريك نيم جزو اجزا كوفته و بيخته سركه را به جوش آورده صابون رقى دو وزن مجموع ادويه در آن حل نموده ادويه را بان ممزوج كرده اقراص ساخته عند الحاجة باب كرم حل كرده ضماد نمايند ضمادى كه صلابت طحال را سود دارد صنعت آن اشق بورهء ارمنى نمك هندى مقل از هريك چهار درم كرسنه كزمازج از هريك شش درم سفيداب هشت درم كوكرد دو درم انجير ده عدد انجير را در سركه بپزند و اشق و مقل را در آن بكدازند و باقى ادويه را كوفته و بيخته اضافه نمايند و درهم بسرشند و ضماد كنند ضماد ديكر كه صلابت و ورم سپرز اطفال را نافع بود صنعت آن انجير سياه پنجاه درم قسط بحرى چهار درم مغز بادام تلخ مقشر ده درم پوست بيخ كبر سه درم انجير را بسركهء كهنه بخيسانند و نرم كنند و باقى ادويه را كوفته و بيخته مجموع را با موم سفيد و روغن خيرى بسرشند و بر كاغذى طلا كنند و هرگاه معده از طعام خالى باشد كاغذ ضماد را بر سپرز بكدازند و بعد از دو ساعت بردارند ضماد ديكر كه صلابت طحال را نافع است صنعت آن كرسنه نخود اكليل الملك بزر حلبه بابونه ترمس سنبل الطيب از هريك نيم درم انجير زرد بيست و چهار درم كوفته و بيخته بروغن بابونه يا روغن سداب ضماد كنند ضمادى كه صلابت عضو شكسته و از جا رفته را باصلاح اورد صنعت آن حب الخروع مقشّر يك جزو و نرم بكوبند و نيم جزو روغن كاو قدرى زيت درهم بسرشند و ضماد نمايند ضماد ديكر كه صلابت عضو شكسته و از جاى شده را نرم كند صنعت آن خرما پيهء تازهء بز نيكو درهم بكوبند و قدرى روغن داخل كرده ضماد نمايند ضماد ديكر كه ضعف معده را كه سبب آن حرارت باشد نافع بود صنعت آن حب الاس امله كلنار عود هندى برك مورد پوست به پوست سيب كل سرخ قصب الذريره صندل سرخ سفيد كوفته و بيخته بكلاب و آب سيب سرشته ضماد كنند ضماد ديكر كه ضربه و صدمه و سقطه را نافع است صنعت آن آرد ماش مغاث برك مورد ابهل پوست انار خطمى سفيد صبر كلابى از هريك جزوى كوفته و بيخته با سفيدهء تخم مرغ بسرشند و ضماد نمايند ضماد ديكر نافع جهة ضربه و سقطه و صدمه صنعت آن ميدهء لكرى كه مغاث هندى است املهء منقى زردچوبه از هريك يك توله نيل برى مصطكى از هريك شش ماشه افيون سه ماشه ادويه كوفته و بيخته با عصارهء زنجبيل تازه كه بهندى ادرك نامند سرشته كرم نموده ضماد نمايند و اكر ضربه تا استخوان رسيده باشد قدرى سفيدهء تخم مرغ اضافهء انها نموده بر پارچهء كرباس پهن كرده بر عضو مكسور بهپيچند و بر اطرافهاى آن چوبهاى راست باريك مستحكم بندند و هفتهء يك مرتبه وا كنند و تجديد نمايند و در ساير اوقات روغن كنجد بر عضو ميچكانيده باشند و اكر وجع شديد باشد قدرى خاكستر سقف مطبخ يا دكان نخود بريزان كه بهندى بهربهونجه نامند نيز اضافه نمايند ضماد ديكر كه همين نفع دارد صنعت آن ميدهء لكرى حب الرشاد كه بهندى هالوم كويند زردچوبه چوب سجى قند سياه كهنه كه بهندى كز نامند از هريك قدرى نرم باب سوده كرم كرده ضماد نمايند و بعضى در اين بيخ نى كه بهندى چورموندا نامند و قدرى سلاجيت كه عرق الجبال است داخل مينمايند ضمادى كه ضعف معده و جكر را نافع بود و اسهال كبدى را بازدارد صنعت آن كعك بغدادى چهار درم مصطكى افسنتين كندر از هريك دو درم قصب الذريره صبر عود هندى اقاقيا از هريك يك درم لادن دو درم به از دانه پاك كرده بيخته شش عدد خرما قصب پنجاه عدد موم سفيد روغن ناردين از هريك پانزده درم كعك و خرما و قصب را در شراب بخيسانند و به را نيز در شراب بهپزند و ادويه كوفته و بيخته موم را در روغن ناردين باتش بكدازند و مجموع را درهم كرده چنانچه رسم است بسرشند و ضماد كنند ضمادى كه جهت ضيق النفس بلغمى مجرّبست صنعت آن آرد كرسنه آرد شمليز شونيز اصل السّوس عاقرقرحا از هريك يك درم كوفته و بيخته بروغن سوسن ده مثقال و زردهء تخم مرغ يك عدد مغز قلم كاو موم كار نفرموده سرشته بر روى كرباس آب نديده ماليده نيم كرم بر سينه ضماد نمايند ضماد للطحال صنعت آن سداب ده درم بورهء ارمنى سه درم اشق هفت درم اشق را در سركه خيسانيده اجزا كوفته بهم سرشته ضماد كنند [ ضماد للظفره ] ضماد للظفره ناخن سفيد شده را بيندازد و ناخن نو بروياند صنعت آن دردى شراب سوخته سه درم زراريح دو درم موم سه درم روغن كل پنج درم باهم بسرشند و ضماد كنند ضماد ظفر ديكر [ صنعت آن ] جوز السرو آرد نخود ترمس از هريك جزوى كوفته و بيخته به سركه بسرشند و ضماد كنند ضماد ظفر ديكر كه همان نفع دارد صنعت آن زرنيخ سرخ جوز السرو سر يشم ماهى با سركه بر ناخن ضماد كنند ضماد ظفر كه ناخن معيوب را بيندازد صنعت آن صمغ سرو چند روز بران بسته دارند تا نرم شود پس سوزن در اين ناخن زنند تا خون بسيار برود پس حناى خشك با سير كوفته ضماد كنند چند روز پيوسته ضماد ظفر كه چون پوست از كرد ناخن برخواسته باشد باصلاح اورد صنعت آن مصطكى سه درم در پنج درم روغن كل بكدازند و دو درهم نمك بان بياميزند و بر آن موضع بمالند [ ضماد ديگر كه ناخن رفته را بروياند ] ضماد ديكر كه ناخن رفته را بروياند چون مكرر ضماد نمايند و بايد كه آب بران كم برسانند صنعت آن برك حنا خشك سائيده با پيه بط و پيه مرغ سرشته دايم بر ناخن افتاده ببندند ضمادى كه عرق النّسا و اوجاع ورك و مفاصل را نافع بود صنعت آن پوست بيخ كبر پودنهء كوهى عاقرقرحا از هريك دو درم قسط تلخ جرجير از هريك درمى زفت پنج درم زفت را در روغن زيت بكدازند و باقى ادويه را كوفته و بيخته درهم بسرشند و ضماد كنند ضمادى كه عرق النّسا و وجع و ورك را نافع است صنعت آن پوست بيخ كبر فودنج كوهى عاقرقرحا از هريك دو درم عصارهء قثاء الحمار حب الغار از هريك يك درم