محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1067

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

سفالى بريان نمايند مانند قهوه كه فى الجمله برشته كردد پس براورده نرم كوبيده در مرتبان يا خمى كرده آب كرم ده وزن آن نمك چهار وزن آن داخل كرده در زمين دفن كنند و يا در افتاب كذارند و سر آن را بپوشند تا ده پانزده روز كه برسد پس صاف نموده خردل مقشر درست ناكوفته چهار وزن ماهى و قدرى قرنفل دارچينى هيل‌بوا و جوزبوا جوكوب نموده در آن اندازند و عند الحاجة به قدر مطلوب براورده بعضى براى لذت قدرى روغن را داغ نموده كرماكرم در آن ميريزند كه دانهاى خردل بشكفد يعنى شق كردد و آب ليمو يا سركه داخل كرده پس بر نان پاشيده تناول مينمايند و بعضى همان قسم بدون قرنفل و دارچينى و غيرها و بدون آنكه در روغن داغ اندازند و بر نان پاشند و يا نان را در آن فروبرده ميخورند و اين نان خورش بيچاركان فرومايه است و آنچه حكيم مير محمّد مومن در تحفه صنعت آن را نوشته‌اند اصلى ندارد باب الصّاد المهملة مع النّون صندل بفتح صاد مهمله و نون و دال مهمله و لام درخت آن به قدر درخت كردكان و ثمرش شبيه بخوشهء حبة الخضرا و قوت چوب او تا سه سال باقى است و آن سفيد و زرد و سرخ مىباشد سرخ آن را ركت‌چندن و سفيد آن را چندن و زرد آن را ملاكير نامند و در اكثر بلاد هند و دكهن بسيار مىشود و سفيد و زرد آن در سيّم سرد و در دويّم خشك و سرخ او به عكس آن و مقوى معده و دل و مفرّح و رادع و قابض و با ترياقيت و مسدّد و جهت خفقان حار و تبهاى تند و التهاب و منع صعود بخارات بدماغ نافع و طلاى آن جهت رفع بدبوئى نوره و درد سر حار و باد سرخ و نمله و جمره و نقرس و اورام حاره مفيد خصوصا با آب عنب الثعلب و حى العالم و امثال آن و با نصف آن انزروت و سفيدى تخم مرغ جهت منع نزلات در چشم و ساير اعضا و بالخاصيّت طلاى آن مورث خارش بدن و حرارت بتكثيف مسام و رافع آن به سركه و روغنهاى كرم لطيف و بغايت مضرّ باه و قاطع آن و مضرّ صوت و مصلحش عسل و نبات و شربتش يك مثقال و بدل سفيد آن نصف آن كافور و بدل سرخ آن مثل آن فوفل است و ضماد صندل سرخ با روغن زنبق جهت اعيا و با كلاب جهت قلاع مفيد و صندل سرخ در ساير اثار سواى تفريح مثل سفيد است قرشى در شرح قانون كفته مستعمل در زمان ما در اضمده و غير آن صندل سرخ است و در مشروبات صندل سفيد جهت آنكه اتفاق كرده‌اند اهل زمان ما بر آنكه در صندل سرخ جزو حارى نيز مىباشد كه نفوذ ميفرمايد اجزاى بارده را از خارج به داخل و ازاين‌جهت اقوى است فعل آن بخلاف صندل سفيد كه نيست در آن جزو حار و ازاين‌جهت هرگاه استعمال كنند از داخل بسبب نبودن جزو حار در آن پس تسخين نميكند و مىباشد اقوى در فعل از صندل سرخ صاحب شفاء الاسقام كفته آنچه مشاهده كرديم ما از اطبا آنست كه استعمال ميكنند صندل سفيد را در اسهال صفراوى و صندل سرخ را در اسهال مختلط دم با صفرا و تخم صندل سرخ در نهايت سرخى مىباشد مثل عين الدّيك و به قدر نخودى و پهن به شكل عدس و مغز او سفيد و سه عدد از مغز تخم او جهت بول الدم و حرقة البول و مرضى كه بجاى منى خون انزال شود سودمند و مجرّب دانسته‌اند و اطباى هند با آب زنجبيل تر كه ادرك مينامند استعمال مينمايند جوارش صندل تركيب حكيم جعفر جونپورى خفقان و ضعف قلب و كبد و معده را نافع است صنعت آن صندل سفيد صندل سرخ از هريك پنج درم با كلاب سائيده طباشير سفيد تخم خرفه بريان كشنيز خشك بريان پوست بيرون پسته از هريك دو درم مصطكى زعفران از هريك يك درم مرواريد ناسفته كهربا مرجان سرخ فادزهر معدنى كل ارمنى از هريك دو درم مشك خالص يك درم قند نيمن تبريز قند را دو نيمن كلاب كداخته بقوام آورده ادويه كوفته و بيخته بان سرشته جوارش سازند جوارش صندل حلوى نافع از براى امراض مذكوره صنعت آن صندل سفيد صندل سرخ با كلاب سوده از هريك هفت درم طباشير سفيد تخم خرفهء بريان كشنيز خشك بريان پوست پسته از هريك سه درم مصطكى عود هندى غرقى دانهء هيل قاقلهء كبار دارچينى زعفران ساذج هندى از هريك سه درم مرواريد ناسفته كهرباى شمعى مرجان قرمزى فادزهر معدنى طين ارمنى و داغستانى طين مختوم ورق نقرهء محلول از هريك دو درم مشك خالص ورق طلا محلول از هريك يك درم كافور قيصورى نيم درم و اكر از براى مبرود المزاج يك درم عنبر اشهب داخل نمايند نيز خوبست اجزا كوفته و بيخته با سه وزن ادويه نبات و عسل بالمناصفه شربت سيب شيرين شربت به شيرين از هريك بيست مثقال بقوام آورده بسرشند شربتى از نيم درم تا دو درم ميل نمايند و بالاى آن كلاب و بيدمشك بنوشند جوارش صندل حامض لى [ منافع و صنعت آن ] منافع و صنعت آن مثل منافع و صنعت جوارش صندل حلواست الا آنكه خصوصيّت آن بمبرودين و اين بمحرورين زياده است و بر اجزاى مسطورهء اين سماق منقى و زرشك منقى از هريك سه مثقال و آب ليمو يا آب‌غوره از هريك ده مثقال و شربت سيب ترش و شربت به ترش و شربت حماض از هريك پانزده مثقال افزوده است [ حبّ صندل لى معتدل و مقوى معده و رافع اسهال است ] حبّ صندل لى معتدل و مقوى معده و رافع اسهال است خصوص اسهالى كه زنان را بعد از وضع حمل عارض ميكردد صنعت آن صندل سفيد طباشير املهء منقى اقاقيا غنچهء كل سرخ حب الاس زيرهء سفيد صمغ عربى زنجبيل اجزا مساوى كوفته و بيخته با آب بارتنك سرشته حب سازند هر حبّى به قدر نخودى شربتى از دو حب تا ده حب به تنهائى يا باب كشنيز تازه و يا شيرهء تخم خرفه بريان و دانهء هيل و كشنيز خشك و يا تخم خشخاش از هريك بوزنى كه براى طبيب اقتضا كند فرو برند حبّ صندل كبير لى مقوّى معده و كبد و قلب و دماغ است و حابس اسهال صنعت آن صندل سفيد صندل سرخ طباشير سفيد املهء منقى حب الاس اقاقيا از هريك دو درم و نيم كهربا كثيرا صمغ عربى كل مختوم از هريك يك و نيم درم زنجبيل زيرهء سفيد زيرهء كرمانى مدبرين غنچهء كل سرخ منزوع الاقماع ذرورد مصطكى از هريك دو درم اجزا كوفته و بيخته باب بارتنك سرشته حبوب سازند هر حبى به قدر نخودى شربتى از يك حب تا هفت حب بدستور مسطور فرو برند حبّ صندل ديكر لى متوسّط صنعت آن صندل سفيد طباشير سفيد از هريك ششماشه صندل سرخ چهار ماشه زيرهء سفيد زنجبيل از هريك سه ماشه زيرهء سياه مدبّر دارچينى كهربا از هريك دو ماشه كوفته و بيخته باب برك بارتنك سرشته حبوب سازند شربتى يك ماشه بدستور فرو برند حبّ صندل اصغر لى در منافع قريب است بمعتدل صنعت آن صندل سفيد طباشير سفيد از هريك دو درم املهء منقى چهار درم زنجبيل يك مثقال اجزا كوفته و بيخته باب برك بارتنك سرشته حبوب سازند هر حبى به قدر نخودى شربتى از دو حب تا ده حبّ فصل در ذكر خميرهاى صندلى [ خميرهء صندل به نسخهء داود نافع از براى حميات عتيقه ] خميرهء صندل به نسخهء داود نافع از براى حميات عتيقه و ضعف مزاج و ضعف كبد و خفقان مفرط و اسهال خون صنعت آن صندل سرخ اسارون خيربوا قاقلهء كبار تخم خشخاش از هريك نيم اوقيه مصطكى رومى ريوند چينى طباشير سفيد زرنب قرنفل فرنجمشك از هريك چهار درم مجموع را كوفته سه شبانه روز در كلاب بخيسانند پس بجوشانند تا ربع بماند پس نيكو بمالند و بپالايند و جمع كنند صافى آن را با آب عناب و آب ريباس و آب سيب شيرين و آب زرشك و آب نيشكر و آب انار شيرين و آب سفرجل از هريك چهار اوقيه و اكر تمام اين ابها بهم نرسد آنچه يافت شود پس بكيرند قند سفيد دو وزن مجموع آب مطبوخ و آب ميوها و باتش ملايم بقوام اورند پس بكيرند ابريشم خام مقرض و كهرباى شمعى از هريك چهار درم صندل سفيد خشبو چهار اوقيه مرواريد ناسفته مرجان قرمزى لعل بدخشى از هريك يك درم ياقوت رماني يك درم و نيم همه را در كلاب و عرق بيدمشك از هريك نيم رطل آب‌ليمو و آب اترج از هريك چهار اوقيه سحق