محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1066

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

از هريك يك درم ايارج فيقرا سه درم نمك هندى سقمونياى مشوى شحم حنظل مصطكى انيسون پوست هليلهء كابلى پوست بليله املهء منقى از هريك پنج درم تربد سفيد مدبّر چهار درم همه را كوفته و بيخته بعسل كف كرفته بسرشند شربتى ميانه سه درم و تا سه درم و نيم نيز امده [ معجون فيقرا ] معجون فيقرا طبع را نرم دارد و شهوت رديه از كل خوردن و نمك و انگشت و مانند اينها را زايل كند صنعت آن ايارج فيقرا دوازده درم پوست هليلهء زرد پوست بليله املهء منقى از هريك دو درم نمك نفطى يك درم و نيم كوفته و بيخته بعسل كف كرفته بسرشند شربتى و سه درم تا چهار درم با مطبوخ فودنه معجون صبر مسمى بمعجون مفاصل منقول از طب فرنكى صنعت آن دارچينى مصطكى اسارون ناردين صندل سفيد زعفران از هريك شش مثقال صبر سقوطرى زرد هفتاد و دو مثقال اجزا كوفته و بيخته با نيمن تبريزى عسل مصفّى مقوم على الرّسم معجون سازند شربتى از يك مثقال تا سه مثقال فصل در ذكر نسخ نقوع صبر نقوع صبر كه صداع حار را نافع است صنعت آن آب كاسنى تازه هفت مثقال صبر سقوطرى چهار دانك در انحل كرده شب در جاى كرم بكذارند و صبح بنوشند نقوع صبر نافع صداعى را كه از اخلاط سوداوى باشد صنعت آن افسنتين رومى پنج درم صبر سقوطرى چهار دانك هر دو را نيم كوفته در شيشه كنند و يك رطل آب كرم بر روى آن كنند و سه روز متوالى در افتاب كذارند و شب در جاى كرم كذارند و بعد از آن صاف نمايند و ده درم روغن بادام شيرين در مجموع اين داخل كرده صبح كاه بنوشند نقوع صبر ديكر كه به جهت درد سر بلغمى و سوداوى نافع است صنعت آن افسنتين رومى ده درم اسارون پنج درم قنطوريون دقيق مصطكى از هريك سه درم همه را در يكمن نيم آب به‌پزند تا نيمن بماند صاف كنند و شش درم صبر سقوطرى در آن داخل كنند و در شيشه كرده سه روز در افتاب نكاه دارند پس هر روز صبح دو اوقيه از آن تا چهار اوقيه با يك درم روغن بادام شيرين بياشامند [ صنعت اين نقوع صبر به نسخهء اصل كه از يوحنا بن سرافيون است ] صنعت اين نقوع صبر به نسخهء اصل كه از يوحنا بن سرافيون است و كفته كه صداعى را كه از بلغم باشد در نهايت مرتبه نافع است بكيرند افسنتين ده درم اسارون پنج درم كل سرخ قنطوريون دقيق مصطكى از هريك سه درم صبر سقوطرى شش درم همه را بكوبند و بپزند و در شيشه كرده يك رطل و نيم آب كرم بر روى آن كنند و روز آن را در افتاب كذارند و شب در جاى كرم نكاه دارند بعد از آن به قدر حاجت با يك درم روغن بادام شيرين نيم كرم بياشامند نقوع صبر منسوب بيوسف شاهى باد سر را تحليل دهد و درد سر را سودمند بود صنعت آن باد آورد شاه‌تره از هريك ده درم هر دو را در سه رطل آب به‌پزند تا به نصف رسد صاف كنند آن كاه دو درم صبر سقوطري در آن حل كنند و قدرى روغن بيد انجير و روغن بادام شيرين بان بياميزند و سحركاه بياشامند نقوع صبر ديكر صداعى كه از رطوبت باشد سود دارد و دماغ را پاك كند صنعت آن پوست بيخ كرفس پوست بيخ رازيانه از هريك دو درم مصطكى سنبل الطّيب از هريك يك درم و نيم اسطوخودوس كماذريوس افسنتين غافث از هريك سه درم كل سرخ دو درم و نيم قنطوريون باريك اسارون از هريك دو درم تربد سه درم مجموع را در دو رطل آب خيسانيده بيست و چهار درم صبر سقوطري در آن انداخته سه روز در افتاب بكذارند و شب در خانهء كرم نكاه دارند و بعد از سه روز صاف كنند و هر روز دو اوقيه با يك درم روغن بادام شيرين بنوشند [ صبغ ] فصل در بيان نسخ مصبغات [ صبغى كه از اسرار است ] صبغى كه حمرهء متكره و برص ناخن و برص و بهق اعضا و كبودى رنك چشم را زايل و سياه كرداند و از اسرار است صنعت آن نخود پوست دار شيطرج هندى از هريك يك دانك سرمهء حسين برك حناى خشك از هريك دو دانك نرم سائيده در شيشه كنند و روغن كنجد پنج مثقال سركه ده مثقال بران ريخته در افتاب بكذارند و مكرّر برهم زنند و امتحان رنك آن كنند به پشت ناخن چون تغيير دهد صاف نمايند و بجوشانند باتش ملايم تا سركه رفته روغن بماند و جهت رنك نمودن برص بسيار بر افتاب نهند تا ناخن را بسيار رنكين كند و اين صبغ استخوان و شاخ و امثال انها را نيز رنك مىكند [ صبغ ديگر كه امراض جلديه از بهق و برص كه قابل علاج باشد رفع مىكند ] صبغ ديكر كه امراض جلديه از بهق و برص كه قابل علاج باشد رفع مىكند و الّا تا يك سال برنك اصلى بدن ميدارد صنعت آن زهرهء كاو سركين سوخته كاو زعفران الحديد خبث الحديد خبث الفولاد شيطرج هندى پوست بيخ كبر با تخم آن پوست انار نارس مازوى سوخته از هريك جزوى نرم بسايند و با خون عقاب و سركه مكرّر در افتاب بسايند كه هر مرتبه خشك شود تا رنك آن زرد كردد و در وقت حاجت با سركه خمير كرده صبح و شام بدون شستن بمالند تا سه روز متوالى پس از آن بشويند و هرگاه تغيير رنك زياده از مطلوب داده باشند بروغن بنفشه تدهين نموده بحمام روند و بشويند و روغن بادنجان نيز بهق و برص را رنك مىكند و حرف با خون خطاف سائيده نيز همين عمل دارد صبغ ديكر كه برص را بلون بدن كرداند منقول از قرابادين سمرقندى صنعت آن شورهء قلمى مر صافى دردى خمر طين مغز شبّ يمانى فوة الصّبغ از هريك قدرى با خمر عنبى با سركهء انكورى سرشته طلا نمايند مرات بسيار تا اينكه برنك بدن آيد تا بيست روز رنك آن به حال اصلى ميماند صبغ ديكر كه همين عمل بخشد صنعت آن شيطرج عاقرقرحا حضض خردل شونيز كل شقائق مر صافى زرنيخ زرد زردچوبه فوه اجزا مساوى كوفته و بيخته به خون بز سرشته بمالند صبغ ديكر كه همين فايده بخشد صنعت آن شيطرج هندى فوه نيل شب يمانى كل سرخ اجزا متساوى كوفته و بيخته در سركهء انكورى تند يك شبانه روز خيسانيده روز ديكر بمالند صبغ ديكر كه بهق اسود را ببرد و برنك بدن اورد صنعت آن تخم ترب ده درم كندش قسط تلخ از هريك دو درم بسركهء عنبى كهنه سرشته استعمال نمايند صبغ ديكر كه بهق ابيض را برنك بدن نمايند صنعت آن تخم ترب شيطرج هندى فوه كندش خردل كوفته و بيخته در سركهء كهنه خيسانيده استعمال نمايند صبغ ديكر كه رنك را سرخ كند صنعت آن زعفران فوه كندش مرمكى صافى مصطكى اجزا مساوى كوفته و بيخته باب بلبوس سرشته شب بمالند و صبح باب كرم بشويند صبغ كه نشان ابله و جراحات و ريشها ببرد و برنك بدن اورد صنعت آن مرداسنك شسته سفيد كرده كه مرتك نامند بيخ نى كهنه آرد نخود آرد برنج آرد باقلا استخوان پوسيده مغز تخم خربزه حب البان قسط تلخ از هريك قدرى كوفته و بيخته بلعاب حلبه و تخم كتان سرشته شب بمالند و صبح با سبوس و آب كرم بشويند صبغ ديكر كه همين منفعت دارد صنعت آن ايرسا قسط مرداسنك مغسول شاخ كوزن سوخته بورهء ارمنى اشق اجزا مساوى كوفته و بيخته با ماء الشعير سرشته شب بمالند و صبح بشويند باب الصّاد مع الحاء المهملة صحناة بفتح صاد مهمله و سكون حاى مهمله و فتح نون و الف و تا به فارسى ماهيانه نامند معمول اهل لار است و توابع آن در دويم كرم و خشك و مجفف رطوبات معده و رافع بدبوئى دهان كه از رطوبت معده باشد و جهت فالج و وجع ورك و امراض بارده و مداومت آن رافع بدبوئى عرق و مولد خلط سوداوى و امراض حادث از آن و محرق دم و مورث تشنكى و تعفن اخلاط و مصلحش بالخاصية زنجبيل است و استعمال سركه و ترشيها صنعت آن بكيرند ماهى ريزه و خشك كرده و سر و دم آن را دور نموده پاك شسته در ظرف