محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1065
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
دو درم باب نيم كرم حبّى كه تنقيهء سر و دماغ كند و سدّهاى كبد بكشايد و منقى بدن است صنعت آن تربد سفيد مجوّف تراشيده بروغن بادام چرب نموده بيست و پنج درم پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى از هريك پنج درم نمك نفطى شش درم ايارج فيقرا يك درم كل سرخ منزوع الاقماع چهار درم انيسون سه درم جندبيدستر يك مثقال كوفته و بيخته باب كاسنى تازه سرشته حب سازند هر حبّى مثل فلفلى در سايه خشك كرده در شيشه نكاه دارند شربتى از آن سه درم با آب نيم كرم و پرهيز كنند بر آن شش روز پيش از آن حبّ و بعد از آن حبّ يرقان صنعت آن صبر يك درم محموده دانكى و نيم غاريقون چهار دانك عصارهء غافث دو دانك كوفته و بيخته باب كاسنى حب سازند جمله يك شربت كامل است حبّى كه تنقيهء سر و دماغ كند صنعت آن ايارج فيقرا دو ثلث درمى تربد سفيد مدبّر يك درم مقل ازرق نمك هندى از هريك دو طسوج غاريقون دو ثلث درمى انيسون يك طسوج كوفته و بيخته باب سرشته حبوب سازند هر حبّى به قدر نخودى جمله يك شربت است [ حبّ ديگر كه تنقيهء دماغ و اعصاب كند ] حبّ ديكر كه تنقيهء دماغ و اعصاب كند و نافع است از براى فالج و لقوه و رعشه و امثال اين امراض صنعت آن ايارج فيقرا تربد سفيد مدبّر از هريك يك درم نمك هندى دو دانك شحم حنظل ربع درمى كوفته و بيخته باب سرشته حبّها سازند اين جمله يك شربت كامل است باب نيم كرم فرو برند [ حبّ ديگر منقول از تذكرهء اولوا الالباب شيخ داود انطاكى ] حبّ ديكر كه منقول از تذكرهء اولوا الالباب شيخ داود انطاكى اسهال بلغم و سودا و صفرا كند و جميع امراض بلغمى و سوداوى و صفراوى را نافع است و صالح است از براى امراض ظهر و وجع ورك و اوجاع مفاصل و مانند اين امراض و كفته كه اين حب نايب مناب قوقايا جالينوس است بلكه از آن بهتر است صنعت آن شحم حنظل تربد سفيد از هريك پانزده مثقال و در نسخهء ديكر ده مثقال است پوست هليلهء زرد مقل ازرق بسفايج فستقى از هريك هفت مثقال اشق سقمونياى مشوى غاريقون هش سفيد حب النّيل افتيمون اقريطى ملح نفطى وج تركى اسطوخودوس كثيرا از هريك پنج مثقال ايارج فيقرا به وزن مجموع ادويه صموغ را در آب كرم حل كرده باقى ادويه را كوفته و بيخته بان سرشته حبوب سازند شربتى تا دو مثقال و كاهى زياده كرده مىشود در آن حب قرنفل فودنج كاوزبان از هريك پنج مثقال صبر سقوطرى زرد پانزده مثقال تا بيست مثقال لاجورد مغسول دو مثقال و در نسخهء ديكر سه مثقال است خربق سياه دو مثقال و در اين حال قوى الفعل است در امراض سوداويّه و امراض متعلّق بسر و در نسخهء ديكر بجاى سقمونيا سكبينج است [ حبّى كه سر را از رطوبات پاك كند و درد سر و شقيقه را زائل گرداند ] حبّى كه سر را از رطوبات پاك كند و درد سر و شقيقه را زائل كرداند و همه وقت توان خورد صنعت آن ايارج فيقرا چهار دانك تربد سفيد مدبّر يك درم پوست هليلهء كابلى نيم درم ريوند چينى مقل ازرق از هريك يك دانك كوفته و بيخته با آب سرشته حبوب سازند جمله يك شربت كامل است [ حبّى كه نافع است جهت امراضى كه بسبب آن مو بريزد ] حبّى كه نافع است جهت امراضى كه بسبب آن مو بريزد مثل جذام و داء الثعلب و داء الحيّة و اخراج فضول غليظه نمايد و قوتش تا دو سال باقى است و مزاجش كرم است در دويّم و خشك است در اوّل و شربتش تا يك مثقال است باب كرم و مضرّ جكر و مصلحش انيسون و مضر كرده و مصلحش كثيرا است صنعت آن صبر سقوطرى زرد تربد سفيد مدبّر از هريك دوازده مثقال است افتيمون چهار مثقال بسفايج انزروت از هريك سه مثقال افسنتين ملح هندى شحم حنظل سقمونياى مشوى از هريك دو درم كوفته و بيخته با آب سرشته حب سازند شربتى تا دو درم حبّى كه بيماريهاى اتشك و درد مفاصل و اعضا را سودمند بود صنعت آن ايارج فيقرا يك مثقال تربد سفيد مدبّر غاريقون لاجورد مغسول پوست هليلهء زرد سورنجان از هريك نيم درم سقمونياى مشوى يك دانك اجزا را كوفته و بيخته بكلاب سرشته حب سازند شربتى دو درم غذا نخوداب مرغ جوان فربه حبّ صبر مجرّب النفع از براى ازالهء صلابت طحال صنعت آن صبر سقوطرى زاج سفيد قند سياه كهنه مرجان محرق شيطرج هندى پوست بيخ كبر اشق اجزا متساوى كوفته و بيخته باب بهنكرهء سياه كه كياهى است هندى و اكر نباشد با سركهء انكورى كهنه سرشته حبوب سازند هر حبّى به قدر نخودى اطفال را بمراتب اسنان يك حب صبح و يك حب وقت خواب با آب كياه بهنكره با سركهء انكورى كهنه اكر سرفه نباشد و الّا با مطبوخ مناسب ديكر از پرسياوشان و اصول و به زور بدهند و بران پهلو مقدار يك ساعت بخوابند و جوان كثيرا و الاسنان را تا يك درم و تا يك مثقال بدستور بخورانند حبّ صبر ديكر از آن اقوى صنعت آن صبر سقوطرى پوست بيخ كبر پوست بيخ كز زاج سفيد قند سياه از هريك دو درم غاريقون هش سفيد ريوند چينى از هريك يك درم اجزا كوفته و بيخته بدستور نسخهء قبل مرتب و استعمال نمايند [ فصل در بيان ساير تراكيب صبر ] دواء الصّبر نافع از براى اكله و قرحهء مثانه و احليل و جميع قروح خبيثه صنعت آن صبر سقوطرى كلنار فارسى كل ارمنى موى سر ادمى پوست كدو سوخته كندر از هريك نيم مثقال توتياى كرمانى شسته سفيداب قلعى شسته از هريك يك مثقال همه را كوفته بحرير بيخته استعمال نمايند و اكر از براى سوزاك خواهند يك دانك افيون صافى اضافه نموده با زردهء تخممرغ اميز كرده فتيله نموده در مجراى بول بكذارند و اكر از براى اكله در حلق و كام باشد دوا را در نى كرده در حلق و كام بدمند بعد از آنكه غرغره باب برك نارمشك كرده باشند و اكر تلخى صبر زحمت دهد دوا را در آب برك نارمشك حل كرده مضمضه و غرغره نمايند كه بعون اللّه تعالى نافع است ضماد صبر كه اورام صلب كبد و طحال و معده را نافع باشد صنعت آن صبر سقوطرى زعفران از هريك يك درم افسنتين رومى سنبل الطيب از هريك يك درم و نيم اجزا را كوفته و بيخته بكلاب كرم كرده سرشته ضماد نمايند و باقى ضماداتى كه در آن صبر است در حرف الضاد ذكر خواهد شد ان شاء اللّه تعالى طلاى صبر نافع است جهت تحليل اكثر اورام باردهء بلغميّه صنعت آن بكيرند صبر زرد سقوطرى را و در آب چامكهاس كه كياهى است هندى و در بنكاله مىشود خيسانيده حل نموده آن مقدار كه غليظ كردد كرم نموده طلا نمايند و مكرر كنند زايل كردد [ قرص صبر ] قرص صبر كه منع انصباب نزلات به چشم و كوش و حلق و سينه و شش و شكم نمايد صنعت آن صبر سقوطرى چهار دانك افيون زعفران از هريك يك دانك مجموع را كوفته باب برك مورد سرشته اقراص سازند و در وقت حاجت يك قرص را بسفيدهء تخم مرغ سائيده بر دو پارهء كاغذ بدستور مذكور در اقراص نزلات مذكور در افيون ماليده بر هر دو صدع بچسبانند [ مطبوخ صبر ] مطبوخ صبر و قومى اين مطبوخ را باسم نقوع صبر ذكر كردهاند و اين بهتر است بادهاى غليظ را بشكند و خلط غليظ را از تن پاك كند و درد سركه از باد و مادّهء غليظه باشد سود دهد صنعت آن سعد كوفى سنبل الطّيب افسنتين رومى فقاح اذخر تخم كرفس تخم باديان نانخواه زيرهء كرمانى از هريك يك مثقال در يكمن نيم آب بهپزند هرگاه كه نيمن آب باقى ماند صاف كنند و يك اوقيه صبر سقوطرى سوده در آن حل كنند و در شيشه نمايند و سه روز در افتاب نهند روز چهارم يك اوقيه را بپالايند و با دو درم يا سه درم روغن حبّ الخروع بياشامند و قومى وزن صبر را در اين شش درم اوردهاند شربتى از آن را دو اوقيه قرار دادهاند با يك درم بادام شيرين [ معجون صبر ] معجون صبر بادهائى كه در امعا باشد دور كند و رطوبات معده و امعا را دفع كند و سدّها بكشايد و امراض بلغمى مزمن را فائده دهد و اخراج بلغم و سودا از اعماق عروق بكند صنعت آن صبر زرد حبّ الرّشاد شونيز فلفل زنجبيل هليلهء سياه از هريك جزوى همه را مساوى كوفته و بيخته با سه وزن كل ادويه عسل بسرشند و هفت روز هر روز مقدار سه درم مداومت نمايند [ معجون ايارج ] معجون ايارج كه صداع مزمن را سود دارد منقول از قرابادين كوتوالى صنعت آن غاريقون سفيد اسطوخودوس