محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1047
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
منسوب باشد بقوتهاى محسوسهء آن و وجه تسميهء مسهلات بايارجات آنست كه تاثير انها بخاصيّتى است كه حق سبحانه جل شانه و عظم برهانه بامر و قدرت در آن ادويه وديعت نهاده و نيست آن فعل منسوب بقوتهاى طبيعه محسوسهء بان شيخ الرئيس كفته كه ايارج اسم مسهل مصلح است و اين تاويل انسب است از تفسير آن بدواى الهى با دواى شريف و وجه آنكه مسهل را دواى الهى ناميدهاند آنست كه عمل مسهلات از عالم امر است نه از قوتهاى جسمانى و بعضى كفتهاند كه اول مسهلى است از مسهلات معروفه بايارج روفس است و قدماى اطبّا اسم مسهل را بران استعمال ميكردهاند پس نام نهاده شد بران و بر غير آن از مسهلات كه اصلاح كرده شود با ايارج و وجه آنكه قدماى اطبا اختيار كردهاند استعمال ايارجات را يعنى مسهلات اصلاح كرده شده را آنست كه اطبّاى قديم حذر ميكردهاند از استعمال مسهلات صرفه مانند خربق و شحم حنظل و صبر و غير انها از خوف ضرر و غائله انها و چون بضرورتى ارادهء استعمال انها ميكردهاند مخلوط ميكردانيدهاند انها را ببدرقها و مصلحات و فادزهرات و تا حاصل ميكرديد ايشان را جرات بر استعمال انها و اطبّاى متاخرين از ايشان باعتبار آنكه بدنها و طبايع باستعمال مسهلات انسى بهم رسانيده بودند و از استعمال انها چندان متضرّر نميكرديدند جرأت بهم رسانيدند باستعمال آنها پس فراگرفتند از انها مطبوخات به جهت آنكه ضرر و غائلهء مطبوخات كمتر است از جرم و جوهر انها و چون بدنها و طبايع باستعمال مطبوخات مسهله خوپزير شدند و از استعمال انها چندان متضرر نميشدند اطبّا بعد از ايشان دلير كرديدند بر استعمال انها يعنى آن مسهلات واقعه در مطبوخات دليرى تمام پس فراگرفتند جرم انها را در حبوب و سفوفات داخل كردند و متعارف شد ميان ايشان استعمال سفوفات و حبوب مسهله پس كسى كه ماهر است در طبّ ميداند كه ايارجات اسلم مىباشند از مطبوخات و مطبوخات از حبوب و سفوفات مسهله و آنكه در اين عصر متروك است استعمال اكثر ايارجات نزد اطبّا آنست كه ضرر ايارجات زياده است از مطبوخات و حبوبات و سفوفات مسهله چنان كه بعض جهّال اطبّا كمان كردهاند كه بلكه از راه استغنا است از انها بسبب خوى ابدان و طبايع بدفع مضار و غائلهء مسهلات صرفه چه هرگاه خو كند بدنى و طبيعت شخصى بدواى مضر سمى متضرّر نميكردد آن بدن و آن شخص از آن ضررى متعديه و رفع ضرر و غائلهء آن را طبيعت از آن شخص مىكند چنانچه شخصى كه خو و عادت كرد بنوشيدن افيون از مقدار كثير صرف خالى از مصلحات و ترياقات آن بدان و متضرر نميكردد از آن مقدار كه متضرر ميكردد از آن شخصى كه عادت و خوى باشاميدن آن نداشته باشد بلكه متضرر ميكردد و اكرچه عشر وزن آن را با مصلحات و ترياقات استعمال كند و با وجود اين معنى نيست اطباى اين عصر را استغناى تمام از استعمال ايارجات بجهة آنكه مطبوخات و سفوفات و حبوب مسهله نميتواند كه جذب موّاد غليظه از اعماق بدن و مواضع بعيده نمايند چنان كه ايارجات جذب مىكند و چون اين معنى معلوم شد پس بدانكه شربتى از ايارجات چهار مثقال طبى است كه سه مثقال صيرفى باشد و وقتى كه ارادهء سرعت خروج ايارجات از معده باشد كه مبادا به سبب طول مكث مضرتى برساند بايد كه بان ايارج قدرى نمك طعام سوده با آب نيم كرم بياشامند تا آن را زود از معده اخراج نمايد و بدان نيز كه بدرقه كه بايارجات بايد كه استعمال كرده شود [ اوفق چيزهائى كه با ايارجات مىآشامند مطبوخ افتيمون و زبيب ] شيخ الرئيس كفته كه اوفق چيزهائى كه با ايارجات مىآشامند مطبوخ افتيمون و زبيب است خصوص بنسخهء كه از قدما منقول است صنعت آن افتيمون اقليطى چهار درم مويز سرخ منقى ده درم هليلهء سياه هشت درم اسطوخودوس سه درم آب سه رطل ادويه را با آب بجوشانند تا به نيم رطل رسد پس بپالايند و و ايارج را با وى بناشتا بياشامند مطبوخ ديكر كه بعضى اطبّا ايارج را بان ميدهند صنعت آن شاهتره چهار درم غاريقون سفيد يك درم مويز منقى از حب ده درم افتيمون اقريطى چهار درم هليلهء سياه هشت درم كمافيطوس اسطوخودوس بسفايج فستقى لسان الثور از هريك سه درم در سه رطل آب بجوشانند تا به نيم رطل رسد صافى نموده نمك لاهورى نيم درم سوده داخل كرده بعد از ايارج بياشامند و اكر ايارج دير عمل كند و قلق و اضطراب پيدا شود از عقب آن اين مطبوخ را بياشامند صنعت آن تخم خبازى نيم درم تخم خطمى يك درم در آب بجوشانند و بپالايند و مقدار يك درم تا يك مثقال روغن بادام شيرين و مقدار نخود نمك طعام داخل كرده بنوشند تا سه روز بعد از استعمال ايارجات از طعامها زيرباج بخورند و شراب ممزوج بياشامند و بدانكه بايد كه حرارت آتش بايارجات نرسد هركاه انها را بعسل معجون بايد كرد چنانچه در ساير معاجين بلكه بهتر آنست كه عسل خام مصفى باشد از غير آنكه آتش بان رسيده باشد و ادويه را بان بسرشند و اكر از براى قوام در هواى كرم و يا هواى سرد با رطوبت محتاج باشند بقوام اوردن باتش پس بايد كه بعد از قوام آوردن آن باتش بركيرند و بكذارند تا خوب سرد شود پس ادويه را بان بسرشند و در ظرف چينى يا زجاجى يا نقره نكاه دارند و پيش از آنكه شش ماه از ساختن ايارجات كبار نكذرد استعمال نكنند و زياده بر چهار مثقال طبى از ايارجات نخورند و بدانكه اصل ايارجات شش است يكى صغير كه ايارج فيقرا است كه از تراكيب ابقراط است و پنج كبير است كه ايارج روفس و ايارج اركاغانيس و ايارج اندروماخس و ايارج لوغازيا و ايارج جالينوس است و آنچه بر اين شش افزودهاند بمنزلهء فرعند مر اين شش ايارج را كه بعضى از انها فروع ايارج صغير است و بعضى مر ايارجات كبار را ايارج فيقرا بدانكه فيقرا بلغت يونانى بمعنى مر است پس معنى ايارج فيقرا دوائى مسهل اصلاح كرده شدهء تلخ است و چون عمود و اصل در اين ايارج صبر است و آن تلخ است آن را ايارج فيقرا ناميدهاند و بعضى كفته فيقرا بمعنى صبر است يعنى ايارج صبر و اين ايارج اصل ايارجات صغار است و از استنباط استاد ابقراط و نافع است از براى امراض سر خصوص امراضى كه از ابخره باشد و تنقيهء معده مىكند و اعضاى غذا را پاك ميسازد و فضول از سر فرومىاورد و استيصال بلغم مىكند و اسهال آن اندك است و دير مىباشد كه بروز دويم اسهال كند و مواد از اعالى و اعماق بدن جذب مىكند و خداوند لقوه و كرانى كوش و زبان و استرخاى مثانه و ساير بدن را نافع و اوجاع مفاصل و قولنج را سودمند و قوتش تا دو سال باقى است و بعضى كفته كه قوتش تا چهار سال باقى ميماند شربتى از آن بنسخهء كه عسل ندارد دو درم است اسحق كفته كه ايارج فيقرا مضرّ است بكليه و مصلح آن عناب است و بعضى كفته كه مزاجش كرم است در اخر دويّم صنعت آن به نسخهء شيخ رئيس كه در قرابادين قانون ذكر كرده مصطكى رومى دارچينى زعفران اسارون سنبل الطيب عود بلسان حبّ بلسان سليخه از هريك يك جزو صبر سقوطرى دو چند مجموع ادويه كرفته اجزا را جداجدا كوفته و بيخته وزن كرده همه را يك جا كرده در شيشه نكاه دارند شربتى دو درم با عسل و آب نيم كرم يا با يكى از دو مطبوخ افتيمون كه ذكر شد بياشامند و اين نسخه نه جزو است و مزاجش كرم و خشك در اخر درجهء دويم و اصل و عمود در آن صبر است و داخل كرده شده دارچينى بسبب لطافت تا بدرقهء آن باشد و بمنفعتى كه دارچينى را بمعده و امعا و احشاها است دفع مضرت صبر از امعا و احشا و معده كند و مصطكى نيز به اين سبب داخل كرده و نيز بسبب آنكه حفظ قوت كند و سليخه نيز چنين است و زعفران از براى انضاج مواد و تقويت قلب و بسا باشد كه حادث كردد از زعفران صداع پس از براى چنان كسى زعفران را كمتر بايد كرد و يا مطلق حذف بايد نمود و صاحب ذخيرهء خوارزم شاهى كفته كه خداوندان صداع حار را زعفران كمتر كنند و يا بعوض آن ورق كل سرخ كنند و همچنين از براى خداوندان غثيان و قى زعفران نبايد كرد و بعوض آن ورق كل سرخ كنند و داخل كرده شده اسارون از براى اعانت بر اسهال و جذب رطوبات و تقويت احشا و بسا باشد كه بعوض اسارون كبابهء چينى كنند و آن لطيف است و مقوى احشا و داخل كرده شده حبّ بلسان و عود بلسان