محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1034
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
سوداوى با سكنجبين افتيمونى و حبوب موافقهء آن بنوشند و جهة تفتيح سدد و تصفيهء خون با سكنجبين بزورى ساده و شربت عناب و امثال آن استعمال كنند و ترنجبين و شيرخشت و فلوس خيارشنبر و كلقند افتابى و مربّاى بنفشه بحسب حاجت در هر صورتى اضافه كنند و شاهتره را بايد كه كوبيده آب آن را صاف نمايند و با قدرى پوست هليلهء زرد جهة رفع ضرر سپرز يك شب كذاشته روز ديكر صاف آن را به قدر سى مثقال تا شصت و پنج مثقال با ادويهء مذكوره بنوشند و حبوب مسهله را قبل از او به دو ساعت ميل كنند و اكر خواهند اجزاى مسهله را مثل هليلجات و افتيمون و تربد و غاريقون و امثال آن را شب در آب آن خيسانيده صاف نموده بنوشند غذا نخوداب و آش جو با شكر يا تمر بحسب حاجت تناول نمايند باذن اللّه تعالى نافعست مطبوخ شاهتره خداوند كر و خارش را سود دهد صنعت آن پوست هليلهء زرد ده درم سناء مكى شاهتره از هريك پنج درم تخم كاسنى سه درم عناب سپستان از هريك بيست دانه كل سرخ افتيمون بسفايج فستقى از هريك ده درم بنفشه سه درم چنانچه رسم است جوشانيده صاف نموده ترنجبين پانزده درم در آن حل كرده بياشامند مطبوخ شاهترهء ديكر سوء المزاج كرم كبد و سپرز را سود دهد صنعت آن پوست هليلهء زرد ده درم شاهتره هفت درم تمر هندى ده درم هليلهء سياه بيخ باديان و بيخ كبر رازيانه از هريك پنج درم بيخ كاسنى تخم كاسنى از هريك چهار درم كلقند ده درم چنانچه رسم است طبخ نموده بنوشند مطبوخ شاهترهء ديكر سوء المزاج جكر و سپرز را سود دارد و سدّه بكشايد و يرقان را نافع باشد صنعت آن پوست هليلهء زرد شاهتره تخم كاسنى بيخ كاسنى سناء مكى از هريك پنج درم كل سرخ ده درم عنب الثعلب پنج درم الوى بخارائى پانزده عدد تمر هندى ده درم ترنجبين پانزده درم چنان كه رسم است در يك رطل آب طبخ نمايند تا نصف بماند صاف كرده ترنجبين در آن حل نموده بنوشند نافع باد باب الشّين مع الرّآء المهملة [ اشربه ] فصل در ذكر اشربه بدانكه اشربه از تراكيب قديمهء معتبرهاند و به اعتقاد جمعى اول كسى كه تاليف شراب نموده فيثاغورس است و به اعتقاد او اشربه در تلطيف و تفتيح سدهها و امراض حاره اقوى و اولى از ادويهء مركبهء ديكر است و روفس را اعتقاد آنست كه اشربه زود در بدن فاسد ميكردند و سريع الاستحاله مىباشند بخلط و قول هر دو بحسب اختلاف و امزحه و امراض مختلفه و طريق استعمال انها حق است و شيخ الرئيس كفته كه اعتقاد من آنست كه اصل اشربه از حكماى فرين است كه بيونانين رسيد و بعضى اشربه مانند شراب حبّ الاس و انس النفس و ابراهيم و اترج و ثمراثل و احاص و اذخر و زهر ارجوان و اسطوخودوس و اسقيل و اقاقيا و افتيمون و افسنتين و خشخاش در ذيل افيون و امله و ابنج و انبرباريس و انجبار و اهليلج و بادرنجبويه و بنفسج و ترنجبين و تفاح و تمر هندى و توت شامى و تين و جزر و جنطيانا و چوب چينى و خيارشنبر و دينار و رمان و زوفاى يابس و سفرجل و سنبل الطّيب و سوسن و شاهترج و صندل و عسل و عنبر و عود هندى و كبر كه مسمّى به شراب مفاصل است و كشوث و لسان الثّور و ليمو و نارنج و نانخواه و ورد هريك مركّبا و مفردا در رسم خود مذكور شدند و ميشوند ان شاء اللّه تعالى و در اينجا طريق طبخ بعض اشربهء مفرده و مركبّه و بعد از آن نسخ انها بافعال و فوايد و خواص ذكر مييابد بدانكه قانون در طبخ اشربهء مفرده آنست كه بكيرند آب ميوهائى كه شراب انها را ميخواهند مرتّب نمايند آنچه اصل باشد مانند انها تفاح و سفرجل و پوست انها را جدا نموده و تخم انها را دور كرده كوبيده آب انها را بكيرند و با دو مثل آب آن بجوشانند تا آنكه ثلث يا نصف باقى ماند پس مساوى باقى شكر مصفّى داخل كرده بقوام اورند و امّا در اشربهء مركّبه بايد كه حشايشى كه در اشربه باشد يك روز پيش از طبخ يا پيشتر در آب بخيسانند پس بجوشانند و صافى نموده با شكر يا عسل مصفّى يا مياه فواكهى كه خواهند بقوام اورند و هرچه از برك و شاخها و كل تازه باشد كوبيده آب انها را كرفته با عسل مصفى يا شكر مصفّى يا دوشاب يا مثلث و يا آب ميوها و امثال اينها بقدرى كه مقصود باشد بقوام اورند در شربتهاى فواكه شربتى ثلث آب ميوها باشد و قدما كفتهاند كه چون مريض را قوتها تغيير يافته و بالطّبع جكر آن مشتاق شربتى و جاذب آنست پس اكر شكر و امثال آن را در اشربه زياده كنند بيشتر جذب مىكند و اكر كمتر كنند جذب آن را حسب الواقع نميكند و شكر و عسل و امثال اينها از شربتها كه در اشربه ميكنند بايد كه درجهء مزاج آن را با آنچه شربت از انها ميسازند ملاحظه نموده موافق قصد مخلوط سازند و هرگاه المى در اعضاى تنفس باشد و يا مريض را سعال باشد استعمال اشربهء حامضه جايز نيست و اكر ناچار باشند از استعمال انها بايد كه صمغ عربى و كثيرا و غير اينها از مغريات با آن اشربهء حامضه استعمال نمايند و بايد دانست كه عمر اكثر اشربه زياده از يك سال نيست و بعد از يك سال استعمال نبايد نمود بسبب سرعت فساد انها بخلاف شربت به كه مدّتها ميماند چنانچه در مقدّمه در فصل نهم ذكر يافت و كاهى در اشربهء سكرى اندكى عسل در اخر داخل ميكنند تا منع تحجر انها كند و از اشربه آنچه مطلب باشد مثل عنبر و مشك بايد انها را اضافهء آن شراب نكند مكر بعد از آنكه از آتش فرود آورده باشند و كرمى آن كم شده باشد و اولى آنست كه استعمال كرده شوند اشربه حالكونى كه حل كرده باشند در مائعى و كاهى اشربه را رقيق و كاهى بعنوان لعوق ميسازند سبب مانعى از استعمال محلول انها در مائعى ديكر چنانچه در ضيق و در امراض رطوبى صدر و از جملهء اشربه سكنجبينات است بعضى از انها نيز در ذيل ادويهء مفرده كه اصل و عموداند در انها باشد شراب حبّ الاس و انس النفس و ابريشم و حماض اترج و اذخر اسارون و اسطوخودوس و اسقيل و افاويه و افتيمون و افسنتين و خشخاش و املج و انبج و انبرباريس و انجبار و اهليلج و بادرنجبويه و بسفايج و بطبيخ و بنفسج و تفاح و تمر هندى و توت شامى و جزر و جنطيانا و چوب چينى و خيارشنبر و دينارى و رمان و ريباس و زبيب و زوفا و سفرجل و سنبل الطيب و سوسن و شاهتره و صندل و عسل و ريحان و عنب و عناب و عنبر و عود هندى و فودنج و قرنفل و زهر القطن و كبر و كشوث و لسان الثور و ليمو و نارنج و نعناع و نيلوفر و ورد احمر هريك در رسوم خود ذكر يافت و مييابد ان شاء اللّه تعالى و تتمه در حرف السّين مهمله مع الكاف و از اشربه آنچه مسمّى به اسمى خاص بود چون پخته جوش و خنديقون و ميبه و ميپنحتج و ململات و امثال انها هريك در باب حروف خود نيز ذكر يافت [ اشربهء اربعه ] اشربهء اربعه كه اطبّاى هند بجهة خان دوران ترتيب دادهاند مسكر بسيار قوى است صنعت آن بوزهء با سه سير شاهجهانى عرق سه افشه دو سير شاهى آب چكيدهء كوكنار بنسخهء كه ذكر يافت نيم سير شاهى بنكاب سه سير شاهى همه را يك جا كرده هركس به قدر طاقت و عادت بخورد حرامش باد و كوارا صنعت چكيدهء كوكنار بكيرند پوست كوكنار تيغ نزده بيست و دو توله جوزبوا پنج توله بسباسه سه توله قرنفل پنج توله دارچينى دو توله نانخواه باديان از هريك سه توله قرنفل پنج توله دارچينى دو توله نانخواه باديان از هريك سه توله بطريق متعارف بچكانند [ شراب اصول كه حكيم سديد در شرح موجز قرشى ذكر كرده ] شراب اصول كه حكيم سديد در شرح موجز قرشى ذكر كرده منضج مواد غليظه و مفتح سدّها و مدر فضلات و كاسر رياح و سوء القنيه و استسقا نافعست صنعت آن پوست بيخ رازيانه بيخ كرفس بيخ كاسنى از هريك سى درم پوست بيخ كبر پانزده درم تخم رازيانه تخم كرفس تخم كاسنى از هريك ده درم و در نسخهء ديكر از هريك بيست درم است انجير زرد بيست عدد