محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1009
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
صنعت آن هليلهء كابلى بليله امله از هريك يك اوقيه همه را در آب سفرجل بجوشانند و خشك نمايند در سايه و بريان كنند بروغن كاو و بكوبند و وزن كنند تخم كتان بريان تخم كندنا بريان حبّ الرشاد بريان مصطكى رومى از هريك نيم اوقيه كل ارمنى يك اوقيه اجزا را سواى حب الرشاد كوفته و بيخته همه را يك جا كرده در شيشه نكاه دارند شربتى بوقت حاجت سه درم سفوف مقلياثا ديكر كه سيّد اسمعيل در اين موضع آورده صنعت آن هليلهء كابلى منقى از نوى بيست درم در شراب قابض يك شبانه روز بخيسانند و در سايه خشك كنند تخم كتان بريان تخم مر و بريان از هريك ده درم حب الرّشاد بريان پنج درم كوفته و بيخته با ماء العسل بسرشند و اقراص سازند و خشك كنند و مرتبهء ديكر بريان كنند بهنحوىكه سوخته نكردد و بوقت حاجت سوده شربتى دو درم تا سه درم سفوف مقوى معده و كبد و احشا صنعت آن قاقلهء كبار قاقلهء صغار از هريك ده مثقال سعد كوفى ساذج هندى سنبل الطيب طباشير سفيد قرنفل از هريك شش مثقال خولنجان بيخ بنفشه اقاقيا زرشك منقى دارچينى از هريك پنج مثقال نبات سفيد بيست مثقال كوفته و بيخته سفوف سازند سفوف منقول از مجرّبات نواب حكيم احمد و بىنظير است صنعت آن كشنيز خشك بو داده تخم خشخاش سفيد بو داده تخم كاهوى مقشّر از هريك دو مثقال و نيم نبات سفيد دوازده مثقال كوفته و بيخته سفوف سازند شربتى دو مثقال سفوف نافع از براى ضعف كبد و معده و اسهال دموى و مكرر بتجربه رسيده است صنعت آن طباشير سفيد حب الاس كلنار فارسى كثيرا صمغ عربى تخم خرفه سماق منقى پوست بيرون پسته كل ارمنى پوست بيخ انجبار صندل سفيد بكلاب سوده كهرباى شمعى از هريك نيم مثقال طراثيث شيرين دو درم كوفته و با شراب حب الاس يا شراب انجبار يا شراب سفرجل يا شراب فواكه سرشته تناول نمايند سفوف نشاسته شكم بندد و اسهال را نافع باشد صنعت آن بزرقطونا بو داده تخم مر و بو داده تخم ريحان بو داده نشاسته صمغ عربى بريان كل ارمنى از هريك دو مثقال كوفته و بيخته به كار دارند [ سفوف هندى تبهاى خفى و سعال مزمن و ناقهين را نافع باشد ] سفوف هندى تبهاى خفى و سعال مزمن و ناقهين را نافع باشد و قوت معده دهد و اشتهاى طعام اورد صنعت آن نبات سفيد سى و دو جزو طباشير سفيد شانزده جزو دارچينى هشت جزو دارفلفل چهار جزو قرنفل دو جزو همه را كوفته و بيخته سفوف سازند و قدر مستعمل از يك درم تا دو درم باشد و بعضى قاقلهء كبار و صغار از هريك دو جزو نيز افزايند [ سفوف هندى ديگر ] سفوف هندى اين سفوف را ما مر از كتب اطبّاى هند ترجمه نموده نافعست از براى اوجاع ظهر و سستى آلات تناسل و از براى سرعت انزال و مقوى انعاظ است صنعت آن فوفل هندى و كهنى هفت مثقال و نيم در سفال آب نديده بو داده دارچينى هفت مثقال و نيم بدستور كوفته و بيخته بر روى آتش نرم كذاشته با چهار عدد زردهء تخم مرغ به قدر آنكه معجون شود مغز پسته دو مثقال و نيم نبات سفيد هشتاد و دو درم كوفته بان مخلوط كرده مجموع يك روز بخورند ميفرمايند اين مقدار دارچينى را در يك روز خوردن البتّه ضرر مىرساند سفوف نافع از براى زنان حامله و طرد رياح و تقويت كبد و معده صنعت آن مرواريد ناسفته عاقرقرحا از هريك يك درم زنجبيل مصطكى از هريك چهار درم زرنباد درونج چينى تخم كرفس خيربوا جوزبوا فلفل دارچينى از هريك دو مثقال تودرى سرخ تخم رازيانه از هريك يك مثقال شكر به وزن تمام ادويه شربتى يك مثقال [ سفوف نافع از براى حرارت بدن ] سفوف نافع از براى حرارت بدن و از براى حمى و حمره و شرى و عطش و انشقاق لسان و برسام چون بر زبان بمالند صنعت آن مشك دو دانك سك حضض از هريك يك درم كافور قيصورى يك درم و دو دانك قاقله قرنفل جوزبوا از هريك چهار درم كل سرخ كلنار فارسى طباشير سفيد از هريك شش مثقال نبات سفيد شصت درم ادويه را كوفته و بيخته مخلوط سازند و اكر حرارت بر مزاج غالب باشد براورند از اجزاى اين سفوف جوزبوا را شربتى از اين سفوف از براى مردم بزرك نيم مثقال و از براى اطفال ما بين دو حبّه تا يك قيراط و بعضى در اين سفوف اصل السّوس چهار درم افزودهاند سفوف نافع از براى طحال و رداءت هضم و لون صنعت آن بكيرند حرف سفيد ربع كيلچه پس آن را در پاتيل آهنى حلوائى كرده و روغن كنجد تازه آن مقدار كه از روى آن بركردد در آن انداخته باتش ملايم بجوشانند تا سرخ شود پس بكيرند مغاث بغدادى هفتاد و يك درم زيرهء كرمانى چهار درم نانخواه دو درم كوبيده در آن داخل نمايند و هر صبح كفى از آن را با آب سرد بخورند و از سركه و ماهى شور و ماهى تازه و لبنيّات و بقول و از فواكه رطبه پرهيز نمايند [ سفوف نافع از براى علتهاى كبد ] سفوف نافع از براى علتهاى كبد مانند ورم و يرقان و سوء القنيه و استسقا و از براى علتهاى امعا مانند قولنج و كرم امعا و اين سفوف كرم است و در درجهء ثانيه و خشك در اوايل درجهء ثالثه و فايدهء عظيم ميدهد هرگاه بوده باشد مرض از برودت صنعت آن شبرم سكبينج افسنتين رومى از هريك جزوى رازيانه اذخر مكّى حب ماء الجبن و همچنين هليلهء زرد وقتى كه حرارت اشتداد داشته باشد و اكر با امراض مذكوره رياح غليظ بود زياده كرده مىشود بر اجزاى اين سفوف اسارون و سليخه از هريك دو جزو و كاهى زياده كرده مىشود بر اجزاى اين سفوف هرگاه ارادهء زيادتى اسهال باشد سقمونياى مشوى به وزن يك جزو اوايل و كاه زياد كرده مىشود در استسقا انيسون و كل بنفشه تخم كاسنى نحاس محرّق راتينج از هريك مانند تربد يعنى دو جزو فرفيون مانند سقمونيا يعنى يك جزو و اكر نبوده باشد در آن حال حرارتى و اكر حرارت باشد و احداث عطش كند تا التهاب داخل كنند در آن تخم خرفهء مقشر و مغز تخم خيار از هريك جزوى مكر در اواخر و در وقتى كه برودت باشد اين هر دو را حذف كرده مىشود بدل اين هر دو زنجبيل و قسط تلخ داخل ميكنند و كاهى حذف كرده مىشود بدل اين هر دو زنجبيل و قسط تلخ داخل ميكنند از اين سفوف مسهلات را وقتى كه حاجتى بانها نبوده باشد پس بدل كرده مىشود تربد زنجبيل و شبرم مصطكى و بنفشه بكل سرخ به وزن انها و اين سفوف از شيخ داود است سفوف كه نافعست از براى قولنج و رياح در بطن و از براى استسقا صنعت آن سكبينج و پوست هليلهء زرد از هريك يك جزو حبّ الرشاد تخم كرفس از هريك نيم جزو كوفته و بيخته در شيشه نكاه دارند شربتى دو درم با آب نيم كرم [ سفوف ديگر ادرار فضلات نمايد و اخراج بلغم كند ] سفوف ديكر ادرار فضلات نمايد و اخراج بلغم كند و تنقيهء مثانه و كليه نمايد از حصاة و غيرها مفيد است از براى امراض رحم از برودت صنعت آن مرّمكى صافى سعد كوفى اذخر مكى دارچينى بلوط حبّ بلسان اجزا مساوى زعفران نصف يك جزو پس اكر بوده باشد از حرارت بايد كه بدل سعد كوفى بزرقطونا و بدل اذخر تخم خرفهء مقشّر كرده شود و اكر در اين حال خونى فاسد شده و منعقد كرديده باشد در كليه و مثانه و مجارى بول يا بوده باشد قرحه و شدت حرقت در بول اضافه بايد كرد بر اين سفوف از فجلى كه مشوى كرده باشند در آن تخم شلغم به وزن مر و تخم كرفس و حجر اسفنج و حجر اليهود از هريك به وزن زعفران و زاج محرق به وزن نصف زعفران و هرگاه برايد يا بول مده يا بوده باشد در مثانه عفونتى حذف كرده مىشود مر و سعد و عوض اين هر دو تخم خربزه مىكند هرگاه حرارت قوى باشد با تخم خربزه محلب و پوست بيخ كبر از هريك به وزن اوايل داخل بايد كرد و كاهى اضافه كرده مىشود بر اين سفوف مغز بادام شيرين مغز بادام تلخ خسك از هريك به وزن زعفران و اين وقتيست كه بوده باشد در بول تقاطر قليلى و خروج اين بر نهج طبيعى نباشد ربوده باشد از برودت و كاهى اضافه كرده مىشود بران در اين حال فوة الصّبغ و حبّ الغار ربع وزن زعفران و هرگاه با آن نفخ و رياح و وجع در نواحى بطن باشد بايد كه حذف كرده