محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

879

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

مرضها افراط است و حكيم كمال الدّين شيرازى نيز برين است كه بيست بخش كرده براى بيست روز هر حصه هشت مثقال آن را در دو من آب به وزن تبريز بجوشانند چندانكه چهار يك بماند بدستور مقرر و بياشامند به همان نهج و نوشته كه ثفل بيخ چينى را خشك نموده بيست و يك روز به كار برند به همان نهج و اثفال اين نكاه دارند كه دواى سر اقرع است و باقى شرائط و تدابير به نهج مقرر مذكور است و حكيم ميرزا قاضى نوشته كه مستعمل اهل تجربه آن است كه هفت مثقال و نيم كه مقدار اوسط است در يكمن و نيم آب به وزن تبريز بجوشانند تا به نصف آيد و در بعضى نسخهاى مذكور است كه در دو من آب بسنك تبريز بجوشانند تا بسه چهار يك رسد و در بعضى بلاد متعارف است كه در سه من آب بسنك تبريز بجوشانند تا به نصف رسد اكر در بدن مائيت باشد و عطش نباشد آب را كمتر داخل كنند و اكر مواد يابسه غليظه باشد يا عطش بافراط داشته باشد آب را زياده بايد كرد و اكر مقدار اين بيخ را از هفت مثقال و نيم زياده يا ازو كمتر استعمال نمايند آب را بان نسبت زياده و كم بايد كرد و اكر آب وفا بعطش و طعام نكند بالضرورت آب را زياده كنند و بعد از اتمام بيك روز بحمام روند و اكر وجعى باقى باشد روغن ناردين بر بدن طلا نمايند بعد از آن داخل آب شوند و بدستور اول نمك را پيش از روز چهل و دويم در طعام داخل نبايد كرد و بدستور دويم بعد از يك هفته از اتمام اين بيخ نمك را اندكى داخل كنند و هر روز قدرى زياده كنند تا آنكه بعد از بيست روز بدستور اصحاب نمك داخل نمايند بعضى بعد از اربعين كه از ابتداى خوردن چوب چينى بكذرد تمام نمك بخورند و بعد از دو اربعين ميوها توانند خورد و جماع مضرت ندارد و بعد از سه اربعين ترشىها و سبزيها و لبنيات مضرت ندارد و اما هرچند ازينها را كمتر استعمال نمايند اثر اين بيخ بيشتر خواهد بود [ امّا مطبوخ آن بطريقه مولوى افندى احمد بن لطف اللّه رومى ] امّا مطبوخ آن بطريقه مولوى افندى احمد بن لطف اللّه رومى در رسالهء ادويهء جديدهء خود كه ترجمهء از تركى به عربى نموده و اصل آن از فرنك است و ان شاء اللّه تعالى در خاتمه تمام آن رساله مذكور خواهد شد و اينجا ترجمهء آن بالاجمال مينمايد آنست كه نوشته اين دوا را بانحاء مختلفه متكثرهء از مطبوخ و معجون سفوف و غيرها استعمال مينمايند و اشهر انها مطبوخ آنست جهت آنكه الطف و سريع النفوذتر از سائر تراكيب آن است و جرم آن ثقيل در استعمال آب آن نيز به چند طريق است اشهرها آنست كه از براى هر روز طبخ جديد نمايند جهت آنكه آب آن بسبب لطافت زود متغير ميكردد و در اختيار وزن آن سه مرتبه است به جهت قوّت مرض و مريض مرتبه اولى كه عليا است كه بكيرند هر روز مقدار بيست و چهار درم از جيّد و مختار آن و ريزهء ريزهء نمودهء و با مقدار يك مشت مويز سياه استه بيرون كردهء و اكر از صنف كشمش باشد بهتر است و قليلى اصل السوس مقشر و اندكى صندل سرخ و صندل سفيد و در شش رطل آب كرم يك شبانه‌روز بخيسانند پس در ديك كلى كه اندرون آن لعابدار باشد سر آن را بسرپوش و خمير مستحكم نمودهء باتش بسيار ملايم طبخ نمايند تا به ثلث يعنى دو رطل رسد و امتحان آن را بطور متعارف نوشته‌اند از مقياس به چوب و غير آن پس فرود آورده رداى بر سر كرفته مقدار پنجاه درم تا صد درم آن را قدرى نبات داخل كرده نيم كرم بياشامند تا عرق شود و وقت شام نيز بدستور و مراعات در تعريق هر دو وقت صبح و شام به قدر احتياج و ضرورت و حالت مرض و مريض است در شدّت و ضعف مثلا اكر مزاج مريض و مرض قوى باشد هر دو وقت الا يك وقت و در مدّت زمان مكث نيز بدستور به حدى كه در كثر باعث ضعف و در كمى بىفايده نباشد مرعى دارند و تتمهء آب را صاف كرده اوقات ديكر نيم‌كرم بجاى آب بياشامند و اثفال آن را در شش رطل آب بدستور طبخ دهند تا به نصف رسد پس صاف نموده به مصرف مشروب و مطعوم و غيرها رسانند و وجه داخل نمودن نبات و شيرينى آن است كه دفع محذور زيادتى يبس آن نمايد و نيز كبد به خوبى آن را قبول كند و به زودى جذب نمايد زيرا كه كبد مشتاق بشيرينى است بمناسبت مزاج خود و نيز بسبب قوت جلاى خود معين بر افعال چوب چينى كردد و مرتبه ثانيه كه وسطى است آن است كه هر روز مقدار پانزده درم را در شش رطل آب بدستور طبخ دهند تا به دو رطل رسد و به همان مصرف رسانند و استعمال را نيز و مرتبه ثالثه كه ادنى است و مختار در جميع مراتب و امزجه و اكثر امراض است نزد حذاق متاخرين از اطبا و آن آنست كه هر روز مقدار ده درم آن را در سه رطل آب طبخ نمايند تا يك رطل رسد پس بدستور صرف نمايند و ثفل باقى را به همان دستور بجاى آب بياشامند و در طبخ طعام و قهوه اكر معتاد بقهوه باشد داخل نمايند و در باب تنقيه و پرهيز و اجتناب از آب سرد و هوا و نمك و غيرها بدستور مزبور متعارف مشهور كه ذكر يافت بيان نموده و ليكن مدت ايام را ذكر نكرده شايد بمتعارف مشهور كه بيست و يك روز تا چهل روز است حواله نموده باشند و كفته كه مزاج اين دوا بنا بر قول صحيح معتدل قليل الحرارة يابس در درجهء اولى است و در آن رطوبتى است موافق رطوبت غريزى حيوانى ازين جهت باعث تسمين مهزولين است و در آن قوت فادزهريه زايده شديده بر ادويه ديكر است بنا بر آن دفع سميت اخلاط فاسده مينمايد و مصفى و مسكن دم بالخاصيت مقوى معده و كبد مفتح سده آن و ساير سدهاى اعضا و مجارى است و ساير امراض را به تفصيلى كه ذكر يافت كفته كه نافع است خصوصا امراض جلديه را به تصرفات مناسبه از كمى و زيادتى مقدار شربات و تركيب نمودن با ادويه لايقه هر مرض و وجه ابتداء ظهور شهرت آن چنين نوشته كه پادشاهى از پادشاهان نصارى ملقب بجارسا يعنى ملك الملوك مبتلا شده به مرض وجع مفاصل و متمكن و مزمن شده آن مرض به حدى كه عاجز شدند اطبا از معالجه آن بعد از زمان طويل يكى از كم نامان اطبا از بلاد چين اين خشبه را آورد و معالجه آن پادشاه را بان نموده و در زمان قليلى مرض او بالكليه زائل كرديد و شفا يافت پس اعتبار بهم رسانيد آن دوا بانحاى مختلفه و وجوه كثيره در امراض صعبه استعمال نمودند و يافتند آن را نافع در كل و از آنجا در سنه نهصد و پنجاه هجرى نبوى صلم به اطراف منتشر كرديد و شهرت يافت و بالفعل فرنكان از بلاد چين به بلاد روم و غيرها از راه دريا بمراكب مىآورند و از آنجا مسافران به بلاد عجم و غيرها مىبرند و از راه خشكى نيز از بلاد خطا و اطراف چين مىآورند و كفته آن بيخ درختى است از قبيل نى و بيشتر بر كنارهاى چشمهاى و نهرها و مجارى آب مىرويد و ساير اوصاف و خواص و جيد مختار آن را چنانچه ذكر يافت نوشته اين بود خلاصه كلام ايشان در باب چوب چينى [ اما طريقهء مستعمل اهل سلهت و كوهستان ] اما طريقهء مستعمل اهل سلهت و كوهستان آنجا كه شخصى از سلهت امده و به بعضى خورانيد كه مذكور شده بود اين است كه تا مدّت هفت روز هر روز سه اثار تر تازه آن را كرفته پارچه پارچه نموده در آب بسيارى كه هشت و نه اثار هندى باشد تخمينا