محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

878

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

نيز همان پنجاه و شش مثقال يك دانك و نيم باشد و در هفته سيوم كه هشت مثقال خورده مىشود به همان دستور اول سابق است كه قدر آب دو من تبريز است و آنچه باقى ميماند سه چهار يك [ طريقه ثانيه كه مناسب و موافق بدان قويه و امراض صعبه است ] اما طريقه ثانيه كه مناسب و موافق بدان قويه و امراض صعبه است كه سه روز اول هر روز شش مثقال و سه روز ديكر هفت مثقال و سه روز ديكر هشت مثقال و سه روز ديكر نه مثقال و سه روز ديكر ده مثقال بدستور مذكور جوشانيده ميل نمايند و همه روزه يا يك روز در ميان به عرق نشيند و آن است كه در سه چهار روز اول به عرق نه‌نشيند تا مسامات مفتوح و رطوبات رقيق و مواد استعداد دفع بهم رساند و از اين قرار در عرض پانزده روز يك‌صد و بيست مثقال چوب‌چينى ميل نمايند و اكر احتياج به خوردن باقى باشد از قدر ده مثقال اضافه نساخته سه روز ديكر نه مثقال و سه روز ديكر هشت مثقال و سه روز ديكر هفت مثقال و سه روز شش ديكر مثقال ميل نمايند كه مدت خوردن بيست و هفت يوم و قدر خوراك دويست و ده مثقال شود و باز اكر احتياج باقى باشد سه روز ديكر هر روز پنج مثقال و سه روز چهار مثقال و سه روز سه مثقال و سه روز دو مثقال بدستور ميل نمايند كه مدت خوردن بسى و نه روز و قدر خوراك به دويست پنجاه و دو مثقال رسد قدرى به قدر جوشانيدن و آب تنها يا عرق تنها يا ممزوج با آب و سائر مراتب بدستوريست كه سابقا بيان شد و در هريك موافق حرارت و برودت و يبوست و رطوبت و صفراويت و سوداويت مزاج بدان قانون عمل نمايند و در اوقاتى كه قدر چوب‌چينى را كمتر مينمايند كه هر روز چهار پنج مثقال ميل مىشود يا كمتر و آب آن وفا بضرورت نمىنمايد از ثفل ايام سابق كه خوب خشك ساخته باشند و فسادى با آن راه نيافته باشد به قدر هر روز چهار پنج مثقال را جوشانيده صاف نموده صرف نمايند و همچنين بعد از فراغ و چند روزى كه آب بايد ميل نشود [ دستور سيوم كه مخصوص امزجه و ابدان ضعيفه است ] اما دستور سيوم كه مخصوص امزجه و ابدان ضعيفه است آن است كه سه روز هر روز چهار مثقال و سه روز ديكر پنج مثقال و سه روز ديكر شش مثقال و سه روز ديكر هفت مثقال ميل نمايند كه در عرض دوازده يوم شصت و شش مثقال چوب‌چينى صرف شود و اكر احتياج باقى باشد از هفت مثقال تجاوز ننموده و سه روز ديكر هر روز شش مثقال و سه روز ديكر هر روز پنج مثقال و سه روز ديكر هر روز چهار مثقال و سه روز ديكر سه مثقال بدستور بنوشند كه مدت خوردن بيست و چهار روز مقدار چوب چينى صد و بيست مثقال كردد و قدر آب جوشانيدن و تبديل آب بعرقهاى كرم و سرد يا ممزوج و ساختن آب و عرق با يكديكر بنوعى است كه مكرر بيان نمود و اكر حرارت نباشد قدر آب يا عرق را كمتر و بيشتر بجوشانيد غايت كمى آب آن است كه بازاء هر مثقالى صد مثقال باشد و نهايت جوشانيدن آنكه ربع او بماند چه كمتر از اين آب و زياده برين جوشانيدن موجب غلظ قوام آب چوب چينى ميكردد و اكر حرارت مزاج غالب باشد قدر آب يا عرقهاى سرد را بيشتر كنند و كمتر بجوشانند و غايت زيادتى آب آن است كه بازاء هر مثقالى دويست مثقال باشد نهايت كمتر جوشانيدن آن است كه به نصف رسد چه زياده برين قدر آب داخل ساختن و كمتر ازين جوشانيدن سبب ضعف قوّت آب اين بيخ مىشود و حد وسط مقدار آب و جوشانيدن آن است كه مذكور شد و اكر سوداويت بر مزاج غالب باشد عرق كاوزبان و بادرنجبويه و اكر رطوبت غالب باشد كلاب و عرق رازيانه الحاصل به همان دستور كه بيان شد سلوك نمايند و در اين دستور نيز بهتر آن است كه تا چهار پنج‌روز به عرق نه‌نشينند و به قدر قوّت و طاقت هر سه چهار روز يك بار به عرق نشيند زيرا كه اكر مفروض آنست كه مزاج و بدن ضعيف است هرگاه چنين تاب عرق هر روزه نخواهد داشت تا اينجا بيان طريقه حكيم هاشم بود [ طريق استعمال آن به دستور حكيم مير محمد مومن ] و حكيم مير محمد مومن در تحفة المؤمنين آورده كه چوب‌چينى را به چندين نهج استعمال ميكنند به تعريق و قهوه و نقوع و حلوا و سفوف و معجون و عرق مستقطر از آن و آنچه به تجربه رسيده دواى مفردى در منافع چون چوب‌چينى مشاهده نكشته و ديده نشده و قسمى از اقسام استعمال آن چوب ديده نشده كه موافقت بحالى از احوال بدن انسان نداشته باشد با ملاحظهء شرائط و آداب آن طريقهء استعمال آن بطور عرق بطريقهء ايشان و طريقه عظيم ارزانى نيز قريب بطريقه اولى است كه از حكيم مير عماد الدين محمود است كه از رسالهء اصل فرنك اخذ نموده و خود به تجربه رسانيده‌اند كه الا آنكه مير محمد مؤمن از هشت مثقال تا ده مثقال نوشته‌اند و طريقهء حكيم ميرزا قاضى قريب بطريقه حكيم محمد هاشم است بلكه حكيم هاشم از ايشان اخذ نموده‌اند با تصرفات ديكر و همه خوب و مستحسن است و هريك بمزاجى و مرضى از قوت ضعف و توسط و غير آن موافق و حكيم ميرزا قاضى در رسالهء چوب‌چينى خود نوشته‌اند كه در رساله حكماى فرنك موافق مشهور ميان خواص و عوام مسطور است كه صد و پنجاه مثقال صيرفى شش دانكى ازين بيخ را بايد كرفت و به بيست و يك حصه بايد كرد و هر روز يك حصه را استعمال بايد نمود اما بخاطر اين فقير رسيده كه در بعضى امراض چون قوى ضعيف باشد معلوم نيست كه طبيعت تاب اين مقدار ازين بيخ داشته باشد و چون تاثير دوا در بدن بعد از تاثير بدن است در او پس اكر اين بيخ را زياده از مقدارى كه بدن در او اثر تواند كرد استعمال نمايند اين بيخ هم در بدن اثر نخواهد كرد پس در اين‌چنين مرض اندك بيخى استعمال بايد نمود هرچند در قوىها بدنى قوتى بهم رسد اين بيخ را زياده بايد كرد پس كلية خوب نباشد كه چه مقدار از اين دوا در امراض استعمال بايد كرد اخر به تجربه در مادهء جمعى كثير بر فقير ظاهر شد در بسيارى از امراض اكر بدستور مشهور استعمال اين بيخ نمايند اثر نميكند و اكر بدستورى كه كه كفتم بدهند نفع عظيم مىكند پس ظاهر شد كه در همه امراض يك مقدار از اين بيخ كه هفت مثقال و نيم باشد استعمال نميبايد كرد پس بحدس طبيب در بعضى مرضها هر روز زياد و كم بايد كرد و در امراضى كه احتياج نيست كه هر روز ازين بيخ را زياد و كم كنند اكر در هفتهء اول هر روز هفت مثقال و در هفته دويم هر روز هشت مثقال و نيم و در هفته اخر هر روز هشت مثقال استعمال نمايند اولى خواهد بود جهت آنكه هرچند طبيعت الفت بدوا كيرد اثر دوا در او كمتر مىشود پس بايد كه هرچند روز اندكى از اين بيخ را زياده كنند تا اثر اين بيخ كم نشود و اكثر اوقات اين بيخ را به اين دستور داده‌ايم و مجرب است و خوراك چوب چينى به اين دستور كه صد پنجاه و هفت و نيم مثقال مىشود و در بعضى رسالهاى اطباء فرنك يك‌صد و شصت مثقال مذكور است و در بعضى سه صد مثقال و اين در بيشتر