محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
877
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
استراحت نموده سحر روز هشتم حبى از ايارج فيقرا پوست هليله كابلى از هريك يك مثقال حجر ارمنى مغسول غاريقون از هريك دو دانك مثقال افتيمون رومى نيم مثقال حب ساخته فرو برند و فنجانى آب نيمكرم از عقب آن بنوشند اكر تنقيه كامله از اين ادويهء نشده باشد يك روز راحت نموده باز منضج روز اول را ميل نموده روز ديكر حب را بدستور بنوشند و غذا و شربت بدستور سابق است و هرگاه ضعفى باشد به قدر سه چهار مثقال شربت كاوزبان يا عرق كاوزبان و بيدمشك ميل نمايند و بعد از فراغ از تنقيه هر ماده تا چند روز تقليل و تلطيف در غذاها ضرور و لازم است تا بدنى كه از خلط فاسد پاك شده از امتلاى اغذيه توليد خلط فاسدى درو بزورى نشود چه درين وقت توليد خلط فاسد بيشتر مىشود اين بود منضجات و مسهلات مناسبهء مواد صفراويهء و بلغميه و سوداويهء ابدان و امراض متوسط كه معمول و مجرب فقير است هرگاه مادهء مرض بيشتر يا كمتر باشد يا مرض مركب كه سبب آن مثلا دو خلط باشد يا مزاج و بنيه قويتر يا ضعيفتر باشند بحدس صائب و راى ثاقب قدر ادويه منضجه و مسهل در فراخور آن زياده و كم و مدت منضج و مسهل را بيشتر يا كمتر نموده دواها هر خلطى را با دواها خلط ديكر كه ممازج او باشد تركيب نموده تا غرض و مقصود حاصل شده عرض و مرض بالكليه دفع شود و اما آنچه در بيان تركيب نموده تا دستور خوردن بيخ چينى بطريق عرق بقانون معمول مشهور از مقدار خوراك و قدر آب جوشانيدن و مدت خوردن و به عرق نشستن پرهيز و غيرها قريب بانچه در صدر ذكر يافت بيان نمودهاند لهذا متعرض ذكر آن نكرديد و اما آنچه معمول ايشان است بيان مينمايد فصل بدانكه دستورى كه در باب خوردن اين دوا از قدر شربت هر روز مقدار خوراك و مدت آشاميدن جوشانيدن با آب به وزن معين رسيدن به قدر مقرر بيان نموده در رسائل مذكور و مسطور است شايد با بدان و امراض و امزجه باشد كه به حد اعتدال و واسطه در ضعف و قوت و شدة و خفت و حرارت و برودت باشند و الا در تمامى امراض و امزجه و ابدان و اشخاص مختلفه اين دستور از جادهء صواب دور و منحرف مينمايد زيرا كه موافق قانون كلى قدر شربت و مدت شربت و مقدار آب و سائر شروط و مقدمات آنچه مذكور شد فراخور مزاج و بنيه و مرض و سحنه و سائر حالات است كاه باشد كه مزاجى بسيار ضعيف باشد و قدر هشت مثقال ضرر رساند و كمتر نافع باشد چنانچه به تجربه ظاهر شده و قياس نيز دلالت دارد زيرا كه تاثير دوا در بدن بعد از تاثير بدن است در دوا و اخراج قوت و پس هرگاه زياده از مقدارى باشد كه بدن درو تواند تاثير نمود اثرى نخواهد داشت چنانچه اكر سقمونياى مقدار دانكى دهند اسهال بسيارى مىكند و اكر زياده باشد اصلا اسهال نمينمايد پس صواب آنست كه اولا قدرى كمى داده و بتدريج اضافه سازد و كاهى نيز برعكس است كه در مزاج بنيهء قوى قدرى كم را اثرى نيست و از قدر زياده كمال انتقاع مييابد درين وقت شايد هر روز تا ده دوازده مثقال توان داد و بسا باشد كه مرض صعب نباشد و نيم خوراك كافى باشد و اين نيم خوراك نيز بعضى اوقات اتفاق مىافتد بايد كه در عرض شانزده روز ميل نمايد و كاهى نيز در عرض هفت و هشت روز و هرگاه صعب شديد باشد محتاج به خوردن دو خوراك مىشود و يك خوراك را نيز بعضى اوقات بايد در عرض چهل روز و كاهى در عرض پانزده روز ميل نمايد و همچنين قدر آب جوشانيدن نيز مختلف ميكردد و در مزاجها حار خصوص كه تشنكى غالب باشد قدر آب جوشانيدن نيز مختلف ميكردد و در مزاجهاى حار خصوص كه تشنكى غالب باشد قدر آب زياده از دو من تبريز بايد و كمتر از دستور مذكور بايد جوشانيد كه مثلا نصف آب بماند تا وفا به صرف و ضرورت نمايد و در مزاجهاى بارد قدر آب كمتر و بيشتر جوشانيدن كه به ثلث يا بربع رسد و در اصل آب نيز مختلف ميكردد كاه باشد كه در مزاجهاى حار صفراوى مزاجهاى كرم بايد كه عرقهاى سرد تنها مثل عرق بيدمشك و نيلوفر و كاسنى داخل نموده و يا آب و عرق با يكديكر ممزوج و در امراض و امزجهء سوداويه عرق كاوزبان يا بادرنجبويه يا شاهتره هريك به تنهائى و يا از هريك قدرى با يكديكر ممزوج و در امراض و امزجه سوداويه عرق كاوزبان بادرنجبويه يا شاهتره هريك به تنهائى و يا از هريك قدرى با يكديكر ممزوج بايد نمود و در مزاجها و مرضهاى كه سوداويت غالب نباشد و رطوبت زيادتى داشته باشد كلاب يا عرق رازيانه يا عرق اذخر هريك به تنهائى يا ممزوج باهم يا ممزوج با آب بايد مجملا در هيچ يك ازين ابواب بنا بر اختلاف احوال و امزجه و امراض دستور كلى قرار نمىتوان داد تعيين هريك ازين مراتب در امراض و امزجه منوط براى و حدس طبيب لبيب است اما بنا بر آنكه ميخواهد كه اين رساله تمام باشد بر سبيل اجمال و دستور خوردن اين دوا را بسه طريق كه تجربه نموده مذكور ميسازد و اميد دارد كه هرگاه موافق آن عمل نمايند حضرت حقّ سبحانه تعالى مقارن آن صحتى كامل و شفائى عاجل كرامت فرمايد [ طريقه اولى كه در ابدان و امراض متوسطه تجربه و داده شده ] طريقه اولى كه در ابدان و امراض متوسطه تجربه و داده شده آن است كه يكصد و پنجاه و هفت مثقال و نيم از چوب چينى موصوف مذكور را در عرض بيست و يك روز بدستور مذكور سابق و بدين قانون ميل نمايند هفت روز اول هر روز هفت مثقال و هفت روز ديكر هفت مثقال و نيم و هفته اخر هر روز هشت مثقال و اين طريقه بحسب قياس و تجربه بهتر از دستور مذكور است زيرا كه از الفت و عادت و طبيعت بدوائى اثر او كمتر مىشود پس اكر هرچند روز قدرى اضافه نمايند كه اثر او كم نشده قويتر كردد بهتر باشد لهذا اطبا چنين معالجه و مرض هرچند روز از دواى بدواى رجوع و تغير نسخه مىكنند هرچند كوهر دور و اثار و منافع و مزاج بهم نزديك باشند و يا آنكه قدرى همان دوا را زياده مينمايند و دستور نشستن به عرق كه بيان كرده قريب بقانون طريقه اوّل است كه بيان شد و كفته بنابراين دستور كه قدر خوراك يكصد و پنجاه و هفت مثقال و نيم است در هفته اول كه هفت مثقال ميل مىشود قدر آب و يكمن و سه چهار يك تبريز كه يك هزار و پنجاه مثقال باشد مىبايد كه چندان بجوشد كه سه صد نود و سه مثقال و چهار دانك و نيم بماند كه بازاء هر مثقالى يكصد و پنجاه مثقال آب و آنچه باقى ميماند پنجاه و شش مثقال و يك دانك و نيم باشد و در هفته دويم كه هفت مثقال و نيم خورده مىشود قدر آب يكمن و سه چهار يك و يك سير تبريز كه يك هزار و دو صد و بيست و پنج مثقال و نيم خواهد بود كه از جوشانيدن چهار صد و بيست و يك مثقال و پنجدانك و نخودى باقى مينماند كه بازاء هريك مثقال از آب همان صد و پنجاه مثقال باشد و باقى