محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

865

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

خصوصا بطريق مطبوخ و تعريق در بين استعمال و اكر ضرورت بسيار داغى شود و علاج منحصر بدان باشد و تازه و نو آن و يا نيم كهنهء آن مطلقا يافت نشود آن هنكام مقدار كمى از آن به قدر ضرور با ادويهء باردهء رطبهء مناسبه با كمال احتياط بعنوان نقوع يا قهوه و يا مطبوخ بدون تعريق يعنى در بين به عرق نه‌نشيند استعمال ميتوان نمود و باقى العلم عند اللّه و عند اهله الذينهم الرّاسخون فى العلم سوال اكر كسى كويد تمثيل شما تمام نيست و مناسبت و مشابهت تام و من جميع الوجوه با ممثل كه مراتب انسان است ندارد در جواب ميكويم فى الواقع چنين است ليكن مثال را با ممثل اندك و مشابهتى كافى است كو در جميع وجوه نباشد و هر مثالى را كه ملاحظه نمايند چنين است و امّا خواص و فوائد و منافع آن بدانكه اين دوا امداد حرارت غريزيه و طبيعت مىكند و مقوى اعضاى رئيسه است و در اواخر جميع امراض ماديه و امراض مزمنهء سوداويه و بلغميه مانند اوجاع مفاصل و فالج و رعشه و بهق ابيض و تشنج امتلائى و اوجاع ظهر و وجع ورك و عرق النساء و نقرس و داء الفيل و دوالى و خنازير و سل و دفع مواد نزليهء باردهء مزمنه و تنويم بسيار و اختلاط ذهن و سبل و نفث الدّم و نزف الدم از هر عضو كه باشد و تقويت باه و اعضاء تناسل مايوسين از باه و داء الثعلب و داء الحيه و سوء القنيه و استسقا و حميات عتيقه و سائر امراض بلغميهء مزمنه و جهت ازاله و تحليل امراض سوداويه و مواد غليظه متحجره عتيقهء مزمنه و مواد سوداويه محترقه مانند آتشك و جذام و انواع جرب و حكه و قوبا و جميع قروح خبيثه و جوششها و عقدها صلبه و اورام صلبه و اقسام جنون و ماليخوليا و مانيا و قطرب و برص و بهق اسود و اكله و قرح كليه و مثانه و امراض مقعده و بواسير و بواسير و اسهال بواسيرى و حمى ربع و سائر امراض سوداويه كه تفصيل انها موجب تطويل است قوى الاثر و النفع است در هريك بنوعى خاص و مجفف رطوبات غريبه و ملطف و مفتح و محلل و مرقق و مصفى خون و سائر اخلاط و ارواح از كثافات و كدورات و مشرق و منور انها است و سريع النفوذ در عمق بدن و تذويب رطوبات و اخلاط غليظه منجمده و مرقق و دافع انها است به تبخير و ادرار به بول و عرق جهت بروز فرمودن حصبه و دفع سميت خلط فاسد سمّى و رفع عادت افيون سريع الاثر و چون اصحاب بعد از سن وقوف هر سال در موسم سرما خوردن آن را بر خود لازم كيرند از ناتوانى محفوظ ميمانند به جهت رفع نقاهت خصوصا پيران را و از براى تسمين اكثر ابدان و نضارت و حمرت و صفا و رونق رنك بشره نيز نافع ليكن مشقت و صعوبت پرهيز آن برابرى با نفع آن نميكند چنان كه ان شاء اللّه تعالى بيان پرهيز و مضار عدم آن خواهد آمد مستعمل در اكثر امراض آب طبيخ بطريق تصعيد آن است چنان كه ذكر يافت جرم آن مسدد و قوى التجفيف است و تسديد و تجفيف جرم تازه خشك نشدهء آن كمتر و مصلح چوب چينى خصوصا تازه و تر آن در اكثر امراض باردهء رطبه دارچينى و عشبهء مغربى و باديان خطائى و صاصفراس و كياكو است و در سرفه‌هاى كهنه و ضيق النفس اصل السوس و در استسقا باد آورد و شكاعى و فقاح اذخر مكى اذخر مكى و با عرق اينها و در خفقان و توحش لسان الثور و كل آن و بادرنجويه و بسفايج و در امراض دماغيه بارد اسطوخودوس و بسفايج و همبرين قياس در هر مرضى و مادهء و مزاجى خاص با ادويهء مناسبه و مختصه بان مرض و آن عضو و تا خواهند مفرد آن را به تنهائى به كار برند عند الحاجت و ضرورت با ادويهء ديكر و در آن وقت نيز هرچند كمتر باشد بهتر است و اما در سل و دق و نفث الدم و نزف الدم بعنوان نقوع در عرقهاى مناسب و مفرد اولى است مكر در اواخر و عند الضرورة با بعض حابسات دم و مغريات اندك و مقدار شربت آن منوط براى طبيب حاذق است مخفى نماند كه اين دوا حقيقة جميع اقسام امراض باردهء بلغميه را سودمند نيست چه در نويه انها مانند فالج و رعشه و استرخاء و استسقاى زقى و طبلى و امثال اينها بىفايدهء بلكه مضر است و اما در اقسام ضعيفهء انها استسقاى لحمى حادث از قبيل ورم صلب سوداوى كبد طحال و امثال اينها را يمكن كه سودمند بود و مضر امزجهء اطفال و شبان و محرق المزاجان است و ايشان را استعمال آن جائز نيست زيرا كه احداث حرارتى و رطوبتى زايد بر حرارت غريزيه و رطوبت اصليه مينمايد و بدان سبب خون و ارواح را كرم ميسازد و باعث تحليل افناى رطوبات و احتراق آنها ميكردد و يبسى بالعرض نيز مينمايد و اينها خود كمال مضرت است كما لا يخفى و امّا منافع آن اكثر بواسطهء افعال مذكوره آنست از تلطيف و تذويب و ترقيق و تصفيه و دفع فضول و غيرها كه ذكر يافت و ظاهر است احتياج به تبيين ندارد فصل در بيان شرائط ضروريهء استعمال چوب چينى قبل از شروع و در بين و بعد اتمام آن بدانكه شرائط استعمال آن بسيار است [ شرط اول ] از آن جمله يكى آن است كه بايد سن مستعمل آن اكر محرور المزاج باشد از چهل سال و اكر مبرود المزاج بود از سى سال متجاوز باشد از جهات مذكوره شرط دويم آن است كه تا ضرورت بسيار داعى نشود و علاج منحصر بدان نباشد متوجه استعمال آن نكردند و بعبث خود را در مشقت و رنج و تعب و مهلكه نيندازند زيرا كه چنانچه نفع آن بسيار است مضرت آن نيز زياده از آن است و اندك احتياطى و ناپرهيزى منجر بامراض صعبه ميكردد و بيان بعضى از ان شاء اللّه تعالى خواهد آمد و نيز در بين آن عوارض و حالات مختلفه طارى ميكردد كه كم كسى متحمل انها ميتواند شرط سيّوم آن است كه بايد هوا در كمال اعتدال مائل بسردى باشد بهترين فصول از براى آن اواسط و اواخر زمستان است در اكثر بلاد هند و بنكاله و در ايران و اكثر بلاد ديكر اواخر زمستان و اوايل ربيع و ناچار اوائل خريف نيز شرط چهارم آن است كه بايد كه بدن نقى و پاك باشد از فضول و اخلاط فاسده خصوص در مرض اتشك و جذام و قروح جروح خبيثه و سائر امراض سوداويه و بلغميه و اوجاع مفاصل و صحت مزاج و غيرها و تنقيه يا بفصد است يا باسهال اما فصد پس هرگاه خون فاسد و زايد در بدن بسيار باشد و علاماتش از حمرت رنك بشره و برامدكى عروق و ثقل سر و بدن و بسيارى خواب و غيرها ظاهر باشد به قدر فساد و زيادتى به شرط مصاعدت قوت و حال مريض و فصل و سن عادت و عدم موانع فصد نمايند و به قدر احتياج بيكدفعه و بايد و دفعه و يا زياده خون كم نمايند اكر خون بسيار غليظ و كثيف باشد بعد از فصد اول شروع به خوردن اين دوا نموده بعد از چند روز كه وقتى در خون پيدا شده و قوامش باعتدال امده باشد به جهت آنكه مرقق و مصفى خون است فصد ديكر نمايد بهتر است چه با وجود زيادتى و فساد خون اين دوا نفعى معتد به نمىبخشد و شايد ضرر رساند كاه باشد كه بعد از فصد در اثناى چوب چينى بفصد ديكر نيز محتاج شوند بايد كه با وجود احتياج تام توقف و تامل ننموده بفصد مبادرت نمايند و همچنين است در تنقيهء بمسهل و مدر و ليكن تنقيهء سائر اخلاط را پيش