محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

866

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

از شروع به خوردن چوب چينى بايد نمود يعنى استعمال منضجات و مسهلات آن خلط را نموده پس شروع به خوردن چوب چينى نمايند كه در اثناى چوب‌چينى احتياج به تنقيهء آن خلط نشود چه بسبب فصد و تنقيه قدرى از خلط فاسده دفع ميكردد و باقى آن خلط را طبيعت باعانت افعال اين دوا از تلطيف و تذويب و تحليل و تسييل و تبخير و تعريق و ادرار و غيرها دفع مىكند و غلط كرده‌اند كسانى كه حكم كرده‌اند كه پيش از دوا مطلق فصد و تنقيهء اخلاط نبايد كرد كه موجب ضعف مىشود و غرض از استعمال اين دوا تصفيه خون و دفع اخلاط ديكر و تقويت حرارت غريزى و قوتها است و هرگاه خلط فاسد در بدن بسيار باشد و چوب چينى مادهاى فاسد ساكن را به حركت دراورد به تليين و ترقيق و تلطيف و تبخير و تسيل و غيرها و بر دفع تمامى انها قادر نباشد ممكن است كه به اعضاى رئيسه يا شريفه و يا ضعيفه ريخته موجب قتل و يا ضرر عظيم كردد مكر آنكه ماده قليل باشد و ضعف كه در اين صورت كه غالبست كه چوب چينى تواند آن مقدار ماده را را دفع نمايد كه درين حالت پيش از شروع احتياج بفصد و تنقيه نيست بلكه در اين حالت شايد آن را فصد و تنقيه ضرر رساند و در امراض سوداويه مانند اتشك و قروح خبيثه و جذام و بعد از احتياج بفصد بايد فصد را كشاده بزنند و لمحه بلمحه دهن رك را بانكشت كيرند تا طبيعت خون فاسد غليظ را بدهن رك رساند پس انكشت را بردارند تا قدرى خون دفع كردد و همچنين تا اتمام فصد و اين معنى نيز موجب عدم عروض غشى و ضعف است و استعمال جميع امور از فصد و تنقيه و غيرها منوط براى طبيعت حاذق است و ليكن ما از براى شفقت به حال مريض و طبيعت دستور العملى كلى از براى تنقيه در مرض اتشك و جذام و سائر امراض سوداويه و صفراويه و بلغميه ذكر ميكنيم و كمى و زيادتى آن را نيز وا ميكذاريم براى طبيب حاذق منضج روز اول كاوزبان شاهتره بسفايج فستقى بادرنجبويه عنب الثعلب پرسياوشان اصل السوس مقشر كل بنفشه كل نيلوفر از هريك دو مثقال عناب انجير زرد از هريك ده دانه جوشانيده صافى نموده ترنجبين سكنجبين افتيمونى از هريك پانزده مثقال در آن حل كرده صافى نموده نيم كرم بنوشند و روز دوّيم و سيوم بر دواى روز اول تخم خبازى تخم خربزه پوست بيخ كاسنى پوست بيخ باديان پوست بيخ كشوث افتيمون در كتان بسته از هريك دو مثقال اضافهء اجزاى جوشانيده نموده بعد از جوشانيدن ادويه سواى افتيمون در سه پياله آب خورى آب كه بيك پياله رسد افتيمون را در آن انداخته يك جوش ديكر داده فرود آورده متصل كيسهء افتيمون را بمالند و بفشارند در آن تا آنكه حرارت مطبوخ كم شود پس مطبوخ را بر روى ترنجبين و سكنجبين افتيمونى از هريك پانزده مثقال صافى نموده بمالند و بپالايند و نيم كرم بنوشند شب چهارم حب لاجورد يك مثقال سوده بروغن بادام شيرين يك مثقال چرب نموده بمعجون نجاح دو مثقال سرشته حب ساخته ورق نقره پيچيده وقت خواب فرو برند و از عقب آن آب نيم كرم پيالهء بنوشند صبح كاوزبان شاهتره بسفايج فستقى پوست تراشيده پوست هليلهء زرد پوست هليله كابلى هليلهء سياه عنب الثعلب پرسياوشان كل نيلوفر بادرنجبويه تخم خبازى تخم خربزه اصل السوس مقشر پوست بيخ كاسنى پوست بيخ باديان غنچه كل سرخ از هريك دو مثقال سنا مكى چهار مثقال افتيمون در كتان بسته دو مثقال عناب انجير زرد سرمش اصفهانى از هريك دوازده دانه مويز منقى بيست عدد ادويه را در سه چهار يكمن آب بجوشانند تا بيك چهار يك برسد افتيمون را در آن انداخته يك جوش ديكر داده فرود آورده متصل كيسه را در آن آب بمالند و چون حرارت مطبوخ كم شود كيسه را فشرده دور كنند و مطبوخ را بر روى فلوس خيارشنبر و ترنجبين و سكنجبين افتيمونى از هريك پانزده مثقال شيرخشت خراسانى ده مثقال صافى نموده بمالند و بپالايند و روغن بادام شيرين يك مثقال داخل كرده نيم كرم بنوشند روز پنجم هليله مربّا يك عدد بكلاب شسته لاجورد مغسول يك دانك بر آن پاشيده ورق طلا دو عدد بر آن پيچيده تناول نمايند بعد از آن تخم بالنكو يك مثقال شربت كاوزبان پنج مثقال كلاب ده مثقال بنوشند روز ششم به نسخه روز اول روز هفتم به روز دويم عمل نمايند و شب هشتم دواى شب چهارم و روز هشتم دواى روز چهارم و روز نهم دواى روز پنجم را بنوشند و درين ايام وقت ظهر قيمهء شوربا يا نخوداب كوشت جوان مرغ بخورند و شبها ترپلاو و قليه و چلاو بعد ازين چهار روز مداومت به خوردن هليله مربا بكلاب شسته و شربتى فراگرفته از نبات سفيد و كلاب و عرق كاوزبان و عرق بيدمشك از هريك پنج مثقال شربتى يك مثقال نمايند و غذا درين ايام ترپلاو و از كوشت بره يا كوشت جوان مرغ باشد پس شروع بنوشيدن چوب چينى بدستورى كه مذكور مىشود نمايند و اكر ماده صفراويت داشته باشد منضج روز اول متخذ از سر بنفشه كاوزبان شاهتره كل نيلوفر عنب الثعلب اصل السوس از هريك دو مثقال الوى بخارائى عناب سپستان از هريك ده دانه تمر هندى پنج مثقال جوشانيده صافى نموده ترنجبين پانزده مثقال شيرخشت خراسانى ده مثقال در آن حل كرده صافى نموده روغن بادام شيرين بنوشند و روز دويم اضافه ادويهء روز اول تخم كاسنى تخم خيارين تخم خربزه از هريك دو مثقال نمايند روز سيوم اضافه ادويه جوشانيده بيخ كاسنى پوست بيخ رازيانه بسفايج فستقى غنچهء كل سرخ تخم خيارين از هريك دو مثقال و بر ادويه كه در آن حل كرده مىشود مغز فلوس خيارشنبر پانزده مثقال روغن بادام شيرين يك مثقال اضافه نمايند و شب چهارم حبى كه فراگرفته باشند از پوست هليله زرد پوست هليله كابلى هليله سياه سنا مكى از هريك نيم مثقال محموده مشوى كثيرا حجر ارمنى مغسول از هريك يك دانك كوفته بيخته بروغن بادام شيرين يك مثقال چرب نموده حبّ ساخته به ورق نقره پيچيده وقت خواب فرو برند و در عقب آن آب نيم‌كرم پياله بنوشند طلوع صبح كاوزبان شاهتره كل نيلوفر عنب الثعلب پرسياوشان اصل السوس تخم كاسنى تخم خيارين تخم خربزه پوست بيخ كاسنى پوست بيخ رازيانه بسفايج فستقى از هريك دو مثقال سنا مكى چهار مثقال عناب الوى بخارائى از هريك ده دانه تمر هندى هفت مثقال پوست هليله زردپوست هليله كابلى هليله سياه از هريك دو مثقال در سه چهار من تبريزى آب بجوشانند تا بيك چهار يك رسد بر روى شيرخشت و ترنجبين و فلوس خيارشنبر و سكنجبين افتيمونى صافى نموده بمالند و بپالايند و روغن بادام شيرين يك مثقال داخل كرده بياشامند روز ديكر هليله مربا بكلاب شسته ورق نقره دو عدد بران پيچيده تناول نمايند و بعد از آن شربت انار شيرين يك مثقال تخم شربتى اسپرزه از هريك يك مثقال كلاب عرق بيدمشك عرق نيلوفر از هريك پنج مثقال شربت نموده بنوشند روز ششم به نسخهء روز اول روز هفتم به نسخه روز سيوم و شب هشتم و روز هشتم به نسخهء شب چهارم و روز چهارم و روز نهم به