محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
825
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
و حكه حمره ملتحمه و بقاياى رمد و حرقت و قرحه و دمعهء حاره را نافع و حافظ صحت چشم است صنعت آن تشميزج بيست مثقال با بيست مثقال آب كياه ماميثا بجوشانند و سه روز در همان آب بكذارند پس براورده مقشر نمايند و خشك كنند و ده درم از آن را بكيرند و با صمغ عربى و سماق و صمغ الو و انزروت سفيد مدبر و نبات سفيد و كرد بزرقطونا كه در حين كوبيدن از آن جدا مىشود از هريك دو درم افيون دو نخود اجزا كوفته نرم بيخته ذرور نمايند ذرور تشميزج كه جراحت قضيب را نافع است صنعت آن بكيرند چشميزج را و نرم سوده بر جراحت بپاشند و با دمالاخوين و مرداسنك و كل ارمنى و امثال اينها نيز مفيد است سفوف تشميزج جهت بواسير خونى و سرعت انزال و سيلان منى نافع صنعت آن تشميزج مقشر محرق سه رتىتالمكهانه مدبر كه دواى هنديست ششماشه باب كسير و با پوست پانزده دانه چند روز متوالى بنوشند و طريق مدبر نمودن تالمكهانه آنست كه قدر تالمكهانه را بكوبند و در آب بخيسانند و تالمكهانه درست را در آن آب بخيسانند پس برآورده خشك نموده به كار برند قطور تشميزج ابتداى رمد را نافع و مسكن وجع است صنعت آن تشميزج بهدانه تخم خبازى از هريك ده دانه نيمكوفته نشاسته نيم درم حضض مكى دو دانك در آب بجوشانند تا غليظ كردد و با قدرى سفيدى تخم مرغ در شيشه كردد و با قدرى سفيدى تخم مرغ در شيشه كرده برهم زنند و نيم كرم نموده در چشم بچكانند قطور تشميزج ديكر كه در ايام تزايد رمد نافع است صنعت آن تشميزج بهدانه از هريك سى عدد نيم كوفته با يك درم و نيم انزروت سفيد مدبر در شيشه كرده باب عصى الراعى و شير دختران باتش ملايم بجوشانند و صاف نموده در چشم بچكانند و اكر آب عصى الراعى نباشد آب بارتنك عوض آن نمايند كحل تشميزج رمد مزمن و بياض و سبل و تكدر و امثال اينها را نافع صنعت آن بكيرند تشميزج را و در جوف پياز و خمير كذاشته در زير آتش پخته مقشر كرده با نبات سفيد زعفران ماميران چينى سرمه اصفهانى كوفته بيخته مانند كحل ساخته در چشم كشند كحل تشميزج كه آن قدس سره ترتيب دادهاند جهت امراض مذكوره عين صنعت آن بكيرند تشميزج را و در كيسه كتانى كرده در آبى كه در آن سركين حمار طبخ نموده باشند بجوشانند پس بر آورده مقشر كرده انزروت سفيد مدبر از هريك دو مثقال سفيداب قلعى شسته توتياى كرمانى مغسول ماميران چينى اقليمياى ذهبى حضض مكى از هريك يك مثقال كوفته نرم بيخته مانند سرمه در چشم كشند و اكر خواسته باشند ازين شياف ساخته و عند الحاجت با لعاب حلبه ساييده شب در چشم كشند [ عرق تشميزج ] و اطباى هند فرامىگيرند از آن عرقى و ميكويند نافع از براى بواسير و نواصير و كسر رياح و منافع بسيارى بران ذكر كردهاند صنعت آن بكيرند چشميزج يازده سيرواس كرده سعد هندى دو سير و در دو من آب بجوشانند تا به نصف نرسد پس در خم كرده پانزده سير قند سياه كهنه داخل كرده خم را در سركين اسب دفن كنند و نه روز بكذارند كه برسد پس براورده قرنفل جوزبوا بسباسه از هريك دو درم خولنجان پنج درم نيم كوفته داخل كرده عرق كشند و در شيشه نكاه دارند و بنوشند شربتى پنجاه مثقال و همچنين تشميزج مقشر را بدستور مسطور نرم سوده و چون در چشم كشند همان منافع بخشد باب التاء مع الفاء تفاح به فارسى سيب نامند شيرين آن در اوّل كرم و در دويم تر و ترش آن در اول دويم سرد و خشك و مزان كه ميخوش نامند در حرارت و برودت معتدل و در اول خشك مجموع آن مقوى دماغ و دل و جكر و جهت خفقان و عسر النفس نافعاند و در حديث وارد است كه خوردن تفاح حامض مورث نسيان است و شيرين آن مفرح و ملطف روح حيوانى و سريع الاستحاله بصفرائى كه در معده باشد و با قوت ترياقيه و پخته آن جهت سرفه يبسى و آب آن با شراب و كوشت آن جهت رفع غشى مجرب و آب آن در معاجين مفرّح مقوى فعل آن و اكثار خوردن باعث تبهاى مركبه و نسيان و مولد رياح و مصلحش اغذيه لطيفه است و ترش آن قابض و مسكن قى و عطش و موافق معده و عطش و موافق معده صفراوى و پخته آن در خمير جهت اسهال دموى مصلح ادويه سميه و خشك كرده آن با آب انار و ادويهء سميه و خشك كرده آن با آب انار و ادويه مناسبه جهت تقويت معده و اسهال صفراوى و تسكين قى نافع و اكثار آن مضر سينه و مورث ذات الرئه و رياح و عروق و مصلحش كلقند و دارچينى است و ترش شيرين آن مولد خلط صالح و در افعال مثل ترش آن است و نارس و بىمزهء آن مولد خلط خام و ضماد آن در ابتداى اورام حاره نافع و سيب تلخ قابضتر از همه و عصاره سيب و عصاره برك آن جهت سموم مفيد قدر شربتش هفت مثقال است و شكوفهء آن با ادويهء موافقه جهت دفع اخلاط متعفنه و بادويهء مفرحه جهت تفريح موثر است و كويند اقسام سيب هرگاه بخلط حار كه در معده باشد برسد دفع آن مىكند و ربّ سيب ترش كه آب آن را بدون شربتى بقوام آورده باشند و در اخر اول سرد و رطوبت و يبوست معتدل و جهت غلبه و صفرا و غليان خون و اسهال صفراوى و قى آن و رفع غم و الم سوداوى نافع و مضر اسهال دموى و شش و رب شيرين آن در افعال قوىتر از سيب شيرين است و شربت سيب جهت سموم و و باه و تفريح قلب بسيار مؤثر و مرباى آن در جميع افعال بهتر از مفرد آن است و در حديث وارد شده كه تفاح نافع است از براى سم و سحر و ملحى كه عارض ميكردد در اهل زمين و از براى بلغم غالب و نيز چيزى انفع و اسرع از آن نيست و در حديث ديكر وارد است كه قالع حمى و مسكن حرارت است و در حديث ديكر وارد است كه قاطع رعاف است و در حديث ديكر وارد كه در ايام و با خوردن آن مفيد است و در احاديث متعدده وارد است كه خوردن سويق تفاح قاطع و دافع سموم مشروبه و ملسوعه از مار و عقرب [ جلنجبين تفاح ] جلنجبين تفاح كه تفاح مربا و به فارسى كلقند كل سيب نامند ضعف دل و دماغ را سودمند بود و تقويت بخشد و باه را برانكيزاند صنعت آن برك كل سيب يكمن با دو من قند سفيد سرشته در شيشه كرده در افتاب نهند تا چهل روز و به كار برند فصل در بيان جوارشات تفاحى جوارش تفاح كه جهت تقويت احشا و معده و دماغ و هاضمه و تقويت قلب نافع است صنعت آن بكيرند يك رطل سيب شيرين كه پاك كرده باشند از پوست و دانه و با شراب ريحانى بجوشانند تا مهرّا شود و از پالايش بيرون كرده و نيم رطل قند سفيد و نيم رطل عسل سفيد مصفى داخل كرده بقوام آورند پس فلفل دارفلفل از هريك دو مثقال زنجبيل يك مثقال زعفران عود هندى از هريك پنج مثقال كوفته بيخته بان بسرشند و در نسخه ديكر زعفران نيم مثقال است و اين اصحّ است [ جوارش تفاح ديگر تاليف حكيم معتمد الملوك ] جوارش تفاح ديكر قلمى فرمودهاند كه از تاليف بنده در كاه حكيم معتمد الملوك سيد علوى خان است نافع از براى خفقان و ربع و وسواس و ماليخولياى مراقى و مقوى قلب است صنعت آن بكيرند سيب شيرين پاككرده از پوست و دانه و ريزه كرده در عرق فرنجمشك بهپزند تا مضمحل شود پس از پالايش بكذارنند پس بكيرند امله منقى پانزده مثقال و يك شب در شير كاو بخيسانند پس روز ديكر آن را شسته