محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

826

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

شسته با كلاب و عرق كاوزبان و عرق بيدمشك از هريك يك چهار يكمن تبريزى بجوشانند تا مهرا شود از پالايش بيرون كرده كل كاوزبان ابريشم مقرض دانه هيل صندل سفيد بادرنجبويه ورق كل سرخ كهرباى شمعى عود هندى پوست اترج پوست بيرون پسته از هريك دو مثقال عنبر اشهب زعفران مشك تبتى از هريك يك مثقال نبات سفيد شربت فواكه ترش از هريك يك چهار يكمن تبريز در سيب و انبه داخل كرده بقوام اورند و باقى ادويه كوفته بيخته بدستور مقرر بان سرشته جوارش سازند شربتى دو مثقال جوارش تفاح مقوى صنعت آن بكيرند سيب شيرين شامى از پوست و دانه پاك كرده يك رطل و آن را در شراب ريحانى و يا مثلث با كلاب يا سركه بخيسانند يك شبانه‌روز پس باتش ملايم بجوشانند تا مهرا شود در پالايش بپالايند پس قند سفيد يا عسل مصفى يك رطل داخل كرده بقوام اورند عود هندى طباشير سفيد قرنفل دانه هيل صندل سفيد از هريك نيم درم زعفران دو دانك عنبر اشهب مشك تبتى از هريك نيم‌دانك كوفته بيخته بان بياميزند شربتى يك مثقال تا دو مثقال [ جوارش تفاح ديگر مقوى معده و دل و جكر ] جوارش تفاح ديكر معده و دل و جكر را قوت دهد و غشى و خفقان را سودمند بود و سوداوى مزاج را موافق باشد صنعت آن آب سيب ترش آب سيب شيرين از هريك دو نيم رطل كلاب قند سفيد و عسل مصفى از هريك دو رطل مجموع را باهم بقوام اورند و اين اجزا كوفته بيخته در آن بياميزند سنبل الطيب قرنفل دارچينى مصطكى كل كاوزبان عود هندى تخم بادرنجبويه از هريك چهار درم و در نسخهء ديكر دو درم است مشك نيم درم شربتى پنج درم جوارش تفاح به نسخهء صاحب كامل الصناعة صنعت آن سيب شيرين شامى رسيده از پوست و دانه پاك كرده يك رطل و با شراب ريحانى جيد به‌پزند تا مهرا شود پس بكيرند عسل نحل جيد منزوع الرغوه يك رطل و سيب را ماليده و از پالايش كذرانيده و در عسل داخل كرده بقوام اورند پس بكيرند فلفل سياه دارفلفل از هريك دو درم زعفران شش درم زنجبيل چهار درم عود قمارى خام پنج درم كوفته بيخته بان بسرشند در سينى مس آن را پهن كرده به‌پزند هر قطعه سه درم تا سه مثقال و در برك اترج بكذارند و در وقت حاجت شربتى يك قطعه [ جوارش تفاح به نسخه ابن جزله ] جوارش تفاح به نسخه ابن جزله ضعف معده و قلب را نافع بود و مقوى هاضمه است و خفقان را سود دارد صنعت آن بكيرند سيب شيرين شامى اصفهانى پاك كرده از پوست و دانه و ثفلى كه در ميان آن است يك رطل و در شراب مثلث بخيسانند يك شبانروز پس بجوشانند تا مهرا شود پس نرم بكوبند و بپالايند و عسل سفيد مصفى به وزن آن در آن داخل كرده و ديكر بار بجوشانند تا بقوام آيد عود هندى زنجبيل قرنفل جوزبوا زعفران از هريك نيم درم و در نسخه ديكر بجاى آن ادويه اين ادويه داخل است زنجبيل اقاقيا نارمشك از هريك نيم درم و در نسخه ديكر بجاى آن ادويه اين ادويه داخل است زنجبيل اقاقيا نارمشك از هريك نصف مثقال عود هندى دارچينى از هريك ربع مثقالى زعفران نيم مثقال مشك تبتى خالص يك دانك جمله را جداجدا كوفته بيخته وزن كرده درهم بياميزند و بعسل مخلوط به سيب مقوم بسرشند و نكاه دارند شربتى از يك مثقال تا دو مثقال است [ فصل در بيان ساير تراكيب تفاحى ] حلواى تفاح مقوى معده و جكر و دل و مولد خلط صالح و معتدل است صنعت آن بكيرند سيب اصفهانى و پوست تخم آن را دور كرده به‌پزند تا مهرا شود و در وقت طبخ قدرى كلاب داخل نمايند پس نبات سفيد با عسل بقدرى كه مطلوب باشد داخل كرده به‌پزند تا منعقد كردد و مغز پستهء بو داده به قدر احتياج داخل كرده در طبق چينى پهن كرده به كار برند خميره كل سيب مقوى قلب و كبد و دماغ و مانع صعود بخار بدماغ است صنعت آن بكيرند كل سيب و با نصف آن قند سفيد كوبيده سرشته چهل روز در افتاب كذارند پس به كار برند [ ربّ تفاح حلو ] ربّ تفاح حلو با شراب و ماء اللحم جهت رفع غشى مجرب است صنعتش آن است كه آب آن را كرفته باتش ملايم بجوشانند تا بقوام آيد و نكاه دارند و در وقت حاجت به كار برند [ ربّ تفاح حامض ] و ربّ تفاح حامض كه بطريق ربّ تفاح حلوا پخته باشند در اول سرد و در رطوبت و يبوست معتدل است به جهت غلبه صفرا و غليان خون و اسهال صفراوى و رفع غم و الم سوداوى نافع است و ربّ سيب شيرين در افعال اقوى از سيب ترش است [ سكنجبين تفاحى ] سكنجبين تفاحى له قدس سره انفع است از سكنجبين ساده سكرى از براى حرارت قلب و خفقان حار و حميات محرقه كه از تعفن صفرا در حوالى قلب باشد صنعت آن بكيرند آب سيب شيرين اصفهانى دو رطل پس آن را در ديك سنكى كرده چهار جوش داده كف آن را بكيرند پس فرود آورده بكذارند تا سرد شود سر آن را بپوشانند سه چهار ساعت بكذارند تا دران ته‌نشين شود پس آب صافى بالاى آن را باهستكى بكيرند كه درد بان مخلوط نكردد و با دو رطل شكر سفيد فائق و يك اوقيه كلاب بجوشانند و قدرى سفيده تخم مرغ ممزوج باب بر بالاى آن بپاشند و كف آن را بكيرند پس چون ديكر كف برنياورد صافى نموده باز در ديك سنكى كرده سركه انكورى جيد نيم رطل داخل كرده بجوشانند به آتش ملايم تا بقوام آيد پس يك اوقيه ديكر سركه داخل نموده دو سه جوش ديكر داده از آتش فرود آورده بكذارند تا سرد شود در ظرف چينى يا زجاجى نكاه دارند شربتى يك اوقيه با شيره تخم خرفه مقشر فصل در ذكر شرابهاى تفاح شراب تفاح مطيب به نسخهء ابن ماسويه كفته كه اين شراب سرد و خشك است فم معده را قوت دهد و رنك رو را نيكو كرداند و بوى دهان را خوش كند و تنكى نفس و وسواس سوداوى و خفقان را سود دارد و حبس قى و اسهال كند صنعت آن بكيرند تفاح مز را يعنى سيب ترش شيرين و پوست تخم آن را دور كنند و پنج رطل آن را در هاون سنكى بدسته سنكى بكوبند پس پنج رطل نبات سفيد و عسل سفيد خوشبوى مصفى را با وى بياميزند و هر دو را به‌پزند پس دوازده رطل آب باران با وى بياميزند و ديكر باره جمله را نيك به‌پزند پس يك درم مشك تبتى خالص و سه درم عود قمارى و دو درم از هريك از سك و مصطكى رومى كوفته بيخته در آن كنند و بكفچهء برهم زنند تا نيكو مخلوط شود دو شيشه كنند و سرش را بپوشند و يك ماه در افتاب بكذارند تا سطبر شود آن كاه در سبوى رنكين كنند و نكاه دارند و بوقت حاجت به كار برند [ شراب تفاح مقوى به نسخه سيد اسمعيل كه در ذخيره ذكر كرده ] شراب تفاح مقوى به نسخه سيد اسمعيل كه در ذخيره ذكر كرده ضعف قلب و امراض سوداوى را به نهايت نافع است صنعت آن بكيرند سيب شيرين شامى يا اصفهانى و پوست و تخم آن را دور كرده بكوبند و آب آن را بكيرند و در هر دو من آب آن يك من آب سفرجل اصفهانى و يكمن شراب ريحانى داخل كنند و همه را در ديك كنند پس بكيرند قرنفل يك مثقال عود قمارى خام دو درم كل كاوزبان بادرنجبويه فرنجمشك از هريك سه درم ورق كل سرخ دو درم همه را نيم‌كوفته در صرهء كتان كشادى كنند و در آن اندازند و باتش ملايم بجوشانند و صره را بدست بمالند تا ابها به نصف رسده پس صره را نيكو بمالند و شيره‌اش را برآورند و بفشارند از ابها و دور كنند و يكمن قند سفيد داخل كرده بقوام اورند و فرود آورده سرد كرده نكاه دارند شربتى دو اوقيه [ شراب تفاح مقوى ديگر ] شراب تفاح مقوى ديكر نيست مثل اين شراب دوائى در تقويت اعضاى رئيسه و دفع خفقان و تحريك شهوت طعام و اصلاح حال نفسا و حفظ جنين و دفع وسواس و خوف از براى كسى كه آن را سك ديوانه كزيده باشد و از براى جمله سموم صنعت