محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

81

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )

دو قسم اول و طعمه چوب آبنوس اندك لذاع و كزنده و قابض زبان است و چون بسوزانند چوب تر و تازهء آن را رائحهء آن طيب باشد و همين فرق ميان اصلي و غير اصلي آنست و خشك آن مشتعل كردد و مستعمل اطبا بيشتر حبشي و بعد از ان هندى سياه‌رنك و صلب املس آنست كه مانند شاخ خراطي كرده باشند و چوب آن را چون بشكنند اندرون آن كثيف و چون بسايند سائيدهء آن اندك ياقوتي رنك بود و مترجم كتاب ابو ريحان در صيديهء خود كفته كه آن دو نوع است يكى ملمع از سياهي و زردى و آن را از سواحل زنكبار و جزائر ايشان آورند و اهل زنكبار آن را ميكوا خوانند و وصف درخت آن را قريب بدانچه ذكر يافت نوشته و نيز كفته كه در ان نواح نوع ديكر نيز مىشود لطيفتر از ان كه ذكر يافت و اين نوع ملمع است از سرخي و سفيدى و سرخي آن برنك لك ماند و سفيدى آن به چوب صندل و تخم آن مانند فلفل و از چوب آن دسته‌هاى كارد سازند و كمان كران در خانه كمان تركيب كنند و نوع ديكر از ان در غايت سياهي باوصافى كه ذكر يافت نيز نوشته و بعضى اهل هند كويند از جوف درختى كه بهندى آن را تيندو نامند نيز برمىآيد و پوست آن درخت را چون بر آتش اندازند از ان شرارها برايد و برك آن شبيه است ببرك ساذج هندى و ثمر آن به مقدار ليموى زردرنك مائل بسرخي و بر سر آن مانند قمعي مدور و پوست آن صلب و مغز آن اندك شيرين و عفص و تخم آن طولاني و زردرنك و صلب و منبت آن جبال راج محل و بيربهوم و مورنك و مضافات بنكاله و پنجاب و دكهن و زيربادات و غيرها است و بهترين آن سياه و براق سنكين خوشبوى آنست كه در طعم ان لذع و قبض كمي باشد * طبيعت آن * بقول شيخ الرئيس و صاحب اختيارات بديعي كرم و خشك در دوم است و بقول ابن بيطار و يوسف بغدادى و شيخ داؤد انطاكي كرم در اوائل سيوم و خشك در آخر دوم * افعال و خواص و منافع آن * ملطف و جالى و مدر بول و مفتت حصاة و محلل رياح و مفتح سدهء طحال و رياح آنست * امراض الراس * چون آبنوس را با آب برك بار تنك سوده نشوق نمايند و قدرى بر پيشاني طلا كنند رعاف باز دارد العين اكتحال محكوك آن جهت رفع شب‌كورى و ذرور آن جهت بياض رقيق و غشاوه و قرحه و بثور عين و دمعهء دموى و جرب عين و حكه و رمد يابس و حفظ صحت چشم و رويانيدن مژكان مفيد و بالجمله شديد النفع است از براى اكثر امراض عين القروح و الجروح و نزف الدم ذرور نشارهء آن جهت حبس خون زخمهاى تازه نافع و حكم خشك‌بند دارد و باعث التحام آنست به قوت قبض و نشفى كه دارد حرق النار چون بر عضوى كه سوخته باشد روغن كل يا سفيدى تخم‌مرغ بمالند و بران آن را بپاشند سودمند بود و محرق مغسول نشارهء ان لطيفتر و جهت قروح مزمنه و جرب و در جميع افعال مذكوره سريع الاثر است الخنازير طلاى مسحوق آن و همچنين مطبوخ آن در شراب محلل خنازير است و كويند بالخاصية اطفاى خون جارى مىكند و به تنهائى جهت تجفيف قروح خبيثه و رويانيدن كوشت صالح و منع جوششهاى پر آب و آبله كردن اعضا مجرب است مقدار شربت آن تا سه درهم مضر معده مصلح آن صمغ عربي و عسل بدل آن چوب كنار است طريق احراق و غسل آن در قرابادين ذكر يافت و آشاميدن سفوف ثمر خشك آنكه تخم آن را دور نموده باشند با آب جهت حبس اسهال و سيلان رحم و ودى و مذى و مني مرد و زن نافع * اابيل * مترجم كتاب ابو ريحان كويد اين اسم مسموع نيست و بر حرف دويم آن وثوقي ني و آن بيخي است كه بحندقوقا ماند و بنبات رطبه مشابهت دارد و در بهار رويد و آن را شاخهاى بسيار بود و تخم آن بتخم كزر ماند و حكيم مير محمد مؤمن در تحفه نوشته نباتي است بيخش شبيه بشلغم و خوش‌طعم و بركش مانند اسپست و شاخهاى آن بسيار و تخمش مثل تخم زردك و در كنار رودها رويد * طبيعت آن * كرم و خشك در دوم * افعال و خواص آن * مدر بول و جهت سپرز آزموده مقدار شربت