محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
64
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )
و قلت ماده مختلف مىباشد در زيادتي و كمي و اكر بران ابخره و ادخنهء كثيره دهنيت و كبريتيت غالب باشد بعد صعود و تراكم و انجماد حرارت كامنه در ان اشتعال يافته آن را محترق كرداند و از ان روشني و صدا ظاهر كردد و جرم سوختهء كثيف آن بيفتد با بخارى كرم كبريتي كه بهرجا برسد بشكند و در زمين فرو رود و بخار آن بهركه برسد متغير و مدهوش كرداند و احيانا هلاك سازد و آن را در اجسام صلبهء ثقيله تاثير زياده است از اجسام رخوهء خفيفه چنانچه اكر بشمشير در غلاف رسد غلاف آن را نسوزاند و نشكند و تيغ آن را سوراخ كند و بخراشد و بر بدرهء زركه برسد بدره را نسوزاند و زر را بكدازد و ان روشني را برق و آن جرم ثقيل كثيف افتاده با صدا را صاعقه نامند و اكر آن ابخره و ادخنهء لطيف و با كبريتيت و دهنيت و غلظت بسيار است و ثقل و ارضيت ندارد بسيار به بالا رود و بتاثير حرارت تحريك افلاك محترق كشته باشكال مختلفه ظاهر كردد بحسب قلت و كثرت مادهء آن را نيازك و تير شهاب و ذو ذوابه و ستارهء دنبالهدار و امثال اينها كويند و اكر مادهء آن بسيار غلظت و كثرت دارد و به زودى باتمام نرسد و به حركت شبانهروزى فلك الافلاك حركت استطباعي نمايد و طلوع و غروب كند و مدتى بكشد تا باتمام رسد و اكر هوائيت بسيار و رطوبت اندك بران غالب باشد قدرى صعود نموده به طرف افق و خطهاى منحني به شكل قوسها يكي بالاى ديكرى بالوان مختلفه ظاهر كردد بسبب تاثير شعاع آفتاب در انها و تفاوت محاذات هريك از انها مر شعاع آفتاب را باختلاف مواد و تفاوت محاذات هريك از انها آن را قوس قزح نامند مانند ظهور الوان مختلفه از شيشهء بوقلمون در رويت و قوس قزح اكثر در بعضي ايام ربيع و خريف كه باران كمي باريده باشد اوائل و اواخر روز ظاهر مىكردد و كرهء زمصريريه بحسب اختلافات مناسبات اراضي مختلف در قرب و بعد مىباشد و اما ابخرهء متكونهء مجتمعه در جوف زمين و خلل و فرج آن چون بسيار كردد و راه بدر شدن نيابد لامحاله سطح زمين را بشكافد و بدر آيد و از صدمهء شكافتن ان اراضي متصله بدان به حركت درآيند و بلرزند خصوص كه زمين صلب و خشك باشد و يا دامن كوه بود و در اراضي صلبه و دامن كوهها بسيار واقع مىشود و در اراضى رطبهء رخوه كمتر و اكر در نهايت كثرت است و صدمهء آن در كمال شدت و متوالى و متواتر بعض عمارات و قريها و شهرها خراب كردد و منخسف شود و فرو رود آن را زلزله و خسف نامند و بدانكه ادويهء منسوبه بكواكب سبعه بالاجمال و بعضي بالتفصيل در جداول ذكر مىيابد * منسوبه بزحل مجملا * ادويهء اغبر خاكستر رنك و يا سياه خاردار زمخت كريهالرايحهاند كه در اراضي و اماكن صلبهء مملسهء جنوبيه تكون يابند آنچه از انها در صلاح و نيكوئي حال زحل و رجعت و استقامت و شرف آن تكون يابد جهت امراض طحال نافع و آنچه در بدى حال و رجعت و هبوط آن تكون يابد منحوس و مضر باشند و ازين كيفيت و خاصيت و اثر آن را دريافت نمايند * منسوبه بمشتري مجملا * ادويهء با دهنيت نيكو رائحه و طعم است كه كل آنها سرخ يا آسمانكوني و برك آنها صاف باشد و در مواضع جيده و چرب روئيده و اينها نافعاند كبدر اوصاف مىكردانند خون را و ملتحم مىكردانند جراحت را * منسوبه بمريخ مجملا * ادويهء مائله بحمرت و خشن و خاردار است و آنچه سوزاننده و منابت آن اماكن يابسه باشد * منسوبه بشمس مجملا * ادويهء رسيدهء خوشبوى لذيذ شيرين و رائحه آنها خوش و كل آنها و برك آنها سرخ و خصوصا در مواضع مكشوفه كه شعاع آفتاب بدانها برسد و اينها مقوى قلب و روح و چشم اند * منسوبه بزهره مجملا * ادويهء كه طعم آنها شيرين و رائحهء آنها خوش و كل آنها و برك آنها نرم باشد و اينها قواى شهوانيه و امراض زنان و رحم و مداكير و امراض باردهء رطبهء غير مفرط را نافعاند و زياده كنندهء شحم و سمن و منى * منسوبه بعطارد مجملا * ادويهء است كه برك آنها غليظ و نرم و ملايم و آبدار باشند و در زمينهاى نمناك و آبدار و در ميان آب رويند