محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

63

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )

بدنيه و قوت ماسكه عضويه و قوت دافعهء مرض و قوت غاذيه و ناميه و مولده و همچنين سائر طبائع و چون اين امور بالاجمال دانسته شد پس اكر در هنكام اخذ و التقاط هريك از مولدات مناسبات و بودن كواكب منسوبه بدانها را در خانه و بيت الشرف و حظ و اوج خود و بودن نظرات سعود با آنها مراعات نمايند اولى است و همچنين در هنكام عطا بديكرى در توسعهء وقت و اما در هنكام ضيق و ضرورت باكى نيست عدم مراعات آنها و بدانكه بر جمادات ترابيت و يبوست و بر نباتات ترابيت و مائيت غالب است با هوائيت و حرارت ضعيفه و بر حيوانات هر چهار قريب باعتدال و در انسان باعتدال فرضي طبي و بدانكه بعض نباتات و احجار باعتبار دو كيفيت خود منسوب بد و كوكب‌اند مانند پياز كه بحرارت و حدت بمريخ و به رطوبت بزهره منسوب است و افيون به برودت بزحل و بيبوست هم به دو و هم بعطارد و بسا است كه يك چيز به چند كيفيت مشترك منسوب به چند كوكب است مانند چوبچيني و جدوار و فادزهر نيز و هر دواى مركب القوى و كاه مىباشد كه يك جنس و يك نوع بحسب جنسيت و نوعيت منسوب بيك كوكب است بحسب اختلاف اوصاف و اشكال و غيرها بكواكب ديكر نيز و كاه مىباشد اجزاى بعض اشجار و نباتات باعتبار اختلاف كيفيات و الوان و خواص منسوب به چند كوكب كه بيخ آن منسوب بكوكبى و پوست آن بكوكبي و خار آن بكوكبي و كل آن بكوكبي و برك آن و ثمر آن بكوكبي و تخم و لحم و آب آن هريك بكوكبي مانند اترج و نارنج و شفتالو و انبه و انار و امثال اينها و بدانكه تكون تار عنكبوت و كائنات جو نيز از تاثير كواكب مذكوره است بر اراضي و بحار و انهار و صعود ابخره و ادخنهء آنها بحسب اختلاف مواد و قابليت مياه و اراضي خود مثلا آنچه در هواى قريب به زمين كه از لعاب دهن عنكبوت و يا بسبب غلظت هوا مانند تارهاى باريك از هم متفرق و يا مجتمع و درهم بافته شده در مقوف و كنج ديوارها و دروازه‌ها و بين شاخها و بركهاى اشجار و مفارات حبال و غيرها تكون يابد آن را نسيخ و تار عنكبوت نامند و آنچه صعود نمايد و بالا رود اكر اندك و لطيف و بر ان رطوبت غالب است بسبب اندك سردى مانند سردى آخر شبها و خصوصا سردى شبهاى زمستان رطوبت كشته با هوا نزول نمايد آن را طل و صقيع و شبنم نامند و اين نيز بحسب قلت و كثرت ماده كم و زياد مىباشد و در اراضي قريب به دريا و رطوبات زياده و در بعيده كمتر و اكر صعود نمايد و تا بكرهء زمهرير رسد اكوبران رطوبت و بخاريت غالب است بسبب سردى متراكم كشته دفعة فرود آيد و از تحريك فرود آمدن آن رياح بتموج و حركت در آيد و اين نيز بحسب كثرت مقدار و قلت مادهء آن و سرعت فرود آمدن و بطوء آن كثرت و قلت رياح مختلف مىباشد و سبب طوفانها و بادهاى عظيم اين است و يا آنكه بعضي اجزاء آن ابخره را بر استحاله به هوا كردد و لهذا ابرهاى خشك نمىبارند و يا آنكه كرمي بسيار به رطوبت بحار و انهار رسد و دفعة مائيت بسيارى انقلاب بهوائيت كردد و بتموج و حركت درآيد و سبب جزر و مد دريا را نيز انقلاب مائيت بسيار بهوائيت و هوائيت بسيار بمائيت بيك وجه اين را كفته‌اند و آن ابخرهء متراكمه را سحاب و ابر نامند و چون متقاطر كردد و فرود آيد مطر و باران كويند و اكر بعد تقاطر و جدا كشتن در بين راه سردى بدان رسد و منجمد كشته فرود آيد آن را بر دو تكرك نامند و اكر قريب بانفصال سردى بسيارى بدان رسد و منجمد كردد و فرود آيد آن را ثلج و برف نامند و اكر دخانيت و يبس بر ان غالب است زياده صعود نمايد و بالاتر رود و بكرهء زمهرير رسيده بسبب سردى سطح ظاهر آن متراكم كردد و حرارت كامنه كه در ان ادخنه در باطن آن بهيجان و جولان و حركت درآيد و از حركت آن صدا آيد و سطح ظاهر خود را شكافته برآيد باوازى شديد آن را رعد نامند و اكر در ان اندك دهنيت و كبريتيت است در حين شكافتن محترق كردد و از ان روشنى ظاهر شود آن را برق نامند و اينها نيز بحسب كثرت