محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

31

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )

كذارند و بدمند و پس از زماني برآورند كه سوخته شده باشد * احراق ملح * آن است كه ملح را بكوبند و بعسل خمير كنند و در خرقهء كتاني كذارند و با پارچهء نازكي بسته بكل حكمت كرفته در تنور تابيده بر روى خشتي بكذارند و پس از سرد شدن تنور براورند و كل را از آن دور كنند و نرم سائيده استعمال نمايند * طريق ديكر آن است كه ملح را شسته خشك نمايند و جريش سوده در ديك سفالي كنند و اطراف سر آن را بكل حكمت بكيرند و بر آتش كذارند و اطراف ديك را از اخكر پر نمايند و آن مقدار بكذارند كه ملح از جستن و حركت بازماند كه آن زمان بلوغ احراق است پس برآورند و به كار برند * احراق كهربا * آنست كه كهربا را ريزه‌ريزه كرده در كوزهء مطين بكل حكمت كرده سر آن را محكم بسته شب در تنور كرم بكذارند و صبح برآورده سوده به كار برند * احراق اقليميا * نيز بر همين نحو است * احراق اسرب * كه آبار نامند آن است كه بكيرند ده درم اسرب را و ريزه‌ريزه كنند و تنك سازند و در تابهء آهني بر روى هم بچينند و قدرى سفيدآب مسحوق و دوقبضه جوبران ريزند و بآهن برهم زنند تا تمام سرب سوخته كردد و اكر قدرى بماند باز جو قدرى بر ان بپاشند و برهم زنند و همچنين تا تمام سوخته شود * نوع ديكر * آنست كه اسرب را صفحهاى نازك سازند و بر ان قدرى كبريت سوده بپاشند و سر آن را بسرپوش سفالى كه در ان سوراخي باشد بپوشند و اطراف آن را بكل حكمت بكيرند و در كوزه كذارند و بدمند تا تمام آن سوخته كردد پس برآورند و بسايند و بشويند و به كار برند و از دود آن در هر دو عمل محترز باشند و بايد كه مقدار كبريت بازاى هر صد مثقال از پنج دانك زياده نباشد * نوع ديكر * آنست كه اسرب صاف خالص را با قدر كوكرد بكذارند پس در بوتهء آهني كرده در كوزهء حدادان بكذارند و چندان بدمند كه خوب خاكستر شود و شسته به كار برند * احراق خبث الحديد * آنست كه ريم آهن را تافته تا هفت مرتبه در سركه تطفيه نمايند * احراق آهن و فولاد * آنست كه هريك را كه خواهند براده نموده سه شبانه‌روز در بول كاو بخيسانند پس برآورده بر روى سنك به آب هليلجات منقوع بسايند پس قرصها ساخته خشك نمايند و مجموع قرض‌ها را در ديك سفالى كذارند و بالاى آن سرپوش سفالى كذارند و اطراف آن را بكل حكمت محكم كيرند و تا يك هفته در ميان سركين كاو صحرائى كذارند پس برآورده تا ده مرتبه به آب نقوع اهليلجات و در بين گاه گاه به آب صبر تازه نيز پس خشك نموده در ظرف سفالى كذارند و سر آن را محكم نمايند و تا هفت روز در ميان آتش سركين گاو صحرائي كذارند پس برآورده سحق نموده به كار برند و بعضي مردم در مرتبهء آخر آهن را باز صلايه نموده يك شبانه‌روز در ميان ماست ترش مىكذارند پس برآورده با قدرى نوشادر خالص محق بليغ نموده هفت روز ديكر در ميان آتش سركين مىكذارند پس برآورده نرم سوده به كار مىبرند و علامت جودت قتل فلزات آن است كه بعد سودن بالاى آب ايستد و ته‌نشين نشود به زودى * قتل ذهب * بدستور مسعود بن محمد سنجرى آنست كه بكيرند ذهب را و نرم براده نمايند كه مانند غبار كردد و در كفچهء آهني كرده اندكي اسرب سوده بر ان بپاشند و در ان آب نمك داخل نمايند و بجوشانند تا آب برود و ذهب بماند پس صلايه نموده شسته به كار برند * تكليس ذهب * كه بهترين طريق است آنست كه بكيرند ذهب را و براده نمايند و آب نوره و آب قلى و آب ملح طعام را بجر علقه صافى نمايند و آبها را هريك جدا جدا بجوشانند تا منعقد كردد پس دو جزو از معقود آهك و تيم جزو از معقود ملح و نيم جزو از معقود قلي و يك جزو از برادهء ذهب و هر چهار جزو را باهم نيكو بسايند و بعد از آنكه در ظرف شيشه به آتش سرخ كرده باشند پس سه شبانه‌روز در جاى نم‌ناك بكذارند تا نم بردارد پس بدستور به آتش سرخ كنند و بسايند و در جاى نمناك بكذارند و همچنين تا چهار مرتبه پس