محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
32
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )
هر بوته كرده به حدى آتش بدمند كه بوته سرخ كردد پس بوته را برآورند و بكذارند تا سرد كردد و بسايند و به آب كرم مكرر بجوشانند و بشويند تا طلا از سائر اجزا خالص كردد پس خشك نموده اسحق كرده استعمال نمايند و كفته كه اكر در حين تشويه و سحق بكبريت و آبهاى تند تسقيه نمايند سريع الاثر است پس پاك شسته سوده استعمال نمايند و كفتهاند كه خوردن اين نوع طلا باعث طول عمر و رفع جميع امراض سوداويه و حفظ صحت است و درين امور عديل ندارد و مقدار شربت آن يك قيراط است * نوع ديكر * كه طلا قابل سحق كردد و مانند رماد شود و اكر دينار باشد صورت دينارى آن به حال ماند آنست كه بكيرند دينار را و در بوته كذارند كه باطن بوته را بمرداسنك با سركه سوده كه آلوده باشند و به آتش كرم نمايند به حدى كه كداخته نگردد پس بوته را برآورند و بكذارند تا سرد كردد مكرر اين عمل نمايند و هر مرتبه باطن بوته را با مرداسنك با سركه سوده تازه بيالايند پس سوده شسته استعمال نمايند و سرنج و سرمه و سرب مكلس نيز اين عمل نمايند * نوع ديكر * كه دستور حكماى هند است آنست كه سرب را چند مرتبه كداخته در آب نوشادر بريزند پس طلاى خالص را كداخته در ان آب چند مرتبه سرد نمايند پس صفحهاى نازك ساخته مزاج سياه و سركه آلوده در آتش كذارند و با نمك آب بشويند و با ربع سرب سوهان كرده در بوته كه باطن آن بمرداسنك آلوده باشند كداخته با ثلث آن زيبق در ظرف چيني يا رجاحي بسيار نرم بسايند و بر روى آتش كذارند و برهمزنند تا زيبق از ان مفارقت نمايد پس شسته بر سنك سماق نيكو سحق نمايند و اندكي از ان را بر آب ريزند اكر بر روى آب ايستد نيكو است استعمال نمايند * دستور جلا دادن * و رنكين نمودن اشرفى و ظروف طلا كه كمرنك و خالص نباشند و رنكين مانند خالص كرده آنست كه بكيرند توتياى هندى و شاخ جاموس و نمك سنك هر سه مساوى سوده با آب سرشته بر ان بمالند و بر آتش كذارند تا خشك كردد پس از آتش بردارند و بكذارند تا سرد شود پس بشويند رنكين و براق خواهد بود * نوع ديكر * آنست كه بكيرند زاج سفيد در وزن شورهء نمك طعام از هريك يك وزن و نرم سوده با آب خمير نمايند و اشرفى و يا ظرف طلا را با آتش سرخ نموده بكذارند تا سرد كردد ادويه را بان بمالند كه هيچ جاى آن خالى نماند پس بر آتش كذارند تا خشك كردد و اندك كرم شود پس از آتش بردارند و بر زمين اندك كوى كرده در ان بكذارند و خاكستر زغال را به آب نم كرده بالاى آن بكذارند و لمحه صبر كنند پس برآورند و به آب بشويند اكر رنكين شده باشد بهتر و الا تكرار عمل نمايند تا رنكين كردد * احراق فضه * آنست كه بكذارند نقرهء خالص را در بوته كه رايحه قلعي در ان باشد يعني بوته را بسفيدآب قلعي آلوده باشند و مكرر بكذازند تا آب آن سوخته قابل سحق كردد * نوع ديكر * آنست كه نقره را براده نموده و به آب و نمك در ظرف آهني به آتش تند بسوزانند و اكر خوب سوخته نشود قدرى كوكرد بر ان بپاشند و بسوزانند تا سوخته كردد * احراق اثمد * آن است كه ريزهريزه كرده در دنبهء كوسفند و يا در پردهء چرب شكنبهء بز يا گوسفند پيچيده در ظرف آهنى بر روى آتش كذارند تا مشتعل كردد و قدرى بسوزند نه بسيار پس پاك شسته در آب يا يخ و يا برف مدتي پرورده نرم سائيده به كار برند و اكر يخ و برف نباشد مدتي در حوض و يا خم آب سرد اندازند و اما تكليس فضه بطريق حكماى هند آن است كه چند مرتبه آن را صفائح رقيقه نموده بكوكرد و سركه آلوده به آتش بتابند و چند بار ديكر در بوته بسفيدآب قلعي آلوده بكدازند پس سوهان كرده در ظرف آهني به آب و نمك بسيار بسوزانند تا نمك و آب بتحليل رود پس كوكرد بر ان بپاشند و برهم زنند تا مكلس كردد * احراق قطران * جهت سنونات آن است كه بكيرند قدحي مطين بطين حكمت كرفته و در ان قطران كوده بر آتش كذارند تا آنكه بكدازد و به نصف رسد پس بكيرند چوبي و يا سيخي از آهن و در ان