محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
9
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )
بعد ازين خواهد آمد مانند حجر التيس و جدوار و چوب چيني و ورد احمر و ماء وره و اكثر ادويهء فادزهريه و ترياقيه و گل ادويهء باهيه نيز مثل شقاقل و بهسنين و بوزيدان و جوزبوا و زراوند مدحرج و طويل و زنجبيل و زرلباد و مانند اينها و درين چنين دواى نباتي اكثر رطوبت فضليه غالب بر رطوبت اصليهء آن مىباشد لهذا به زودى آن را كرم مىخورد و تباه مىكرداند و بدانكه رطوبت فضليه عبارت از رطوبتي است كه در تمام اجزاى آن چيز كما ينبغي ممتزج نگشته باشد و باندك زماني بعضي از ان بتحليل رود و جرم آن را منشق سازد و بعضي بتعفين صورت كرمي يافته جرم آن را بخورد و رفتهرفته تمام آن را فاني گرداند * و اما ذو الخاصية * پس بدانكه خاصيت باصطلاح افعال و آثار ثانوى را نامند و راى كيفيات اولى از حرارت و برودت و رطوبت و يبوست كه از شي ظاهر كردد مانند لطافت و سرعت نفوذ و تفتيح و ترقيق و اذابة و تحليل و امثال اينها و افعال و آثار ثوالت را نيز نامند مانند تفتيت حصاة و تفريح و تقويت ارواح دو قوى و دفع سميت و اين اكرى موافقت و مناسبت مزاج و ارواح و حيوة باشد آن را فادزهر و ترياق نامند و اگر بمضادت و عدم مناسبت باشد آن را سم گويند كه ضد افعال و آثار ترياق از ان ظاهر گردد * و ببيان ديگر * آنكه ذو الخاصية چيزى را نامند كه تاثير آن نه بكيفيت باشد بلكه بصورتي بود كه آن چيز به آن صورت امتياز از سائر اشيا يافته نوعي خاص گشته باشد و ازين جهت اين صورت را صورت نوعيه نامند كه به آن نوع نوع از هم جدا گشتهاند و هريك تاثيرى وراى تاثير ديگرى مىنمايند و اما اشخاص هر نوع نوع در ان تاثير متحد اند مانند جذب مقناطيس آهن را و كهربا كاه را چنانچه ذكر يافت و مانند تاثير حجر التيس و حجر الحيه و جدوار و حب الغار و ترياق فاروق و مثروديطوس و امثال اينها از ادويهء فادزهريهء ترياقيهء مفرده و مركبه كه در سموم حاره و بارده و امراض متضاده موثراند خواه بموافقت و مناسبت مانند فادزهر و خواه بمنافرت و ضديت مانند سم زيرا كه ذو الخاصية دو نوع است چنانچه ذكر يافت و فى الحقيقة مرجع ما بالكيفية و مركب القوى و ذو الخاصية و ما بالطبع عند التحقيق و التدقيق قريب بهم بلكه يك امر است و آن نيست مكر اثر طبيعت كه آن اثر ظهور نفس است در اجسام بمراتب الا آنكه تاثير ما بالكيفية ضعيف و جزئيست و تاثير مركب القوى از ان زياده و متكثر و تاثير ذو الخاصية از ان بيشتر و بالاجمال و تاثير ما بالطبع از ان زياده و تاثير نفس كلى و اشمل و از همه اقوى و ارفع و املى است * و بدانكه * تاثير بعضى ادويه كه بطريق تعليق و اخذ ان بنوعى خاص و شرطى مقرر و همچنين از براى محبت و يا عداوت مثلا در زير سر و يا در خانهء يكي از انها انداختن و يا دفن كردن و فرش كردن و يا سوختن و يا با خود داشتن و غير اينها هرچند قواعد طبيه و تاثيرات طبيعت را چندان در انها دخلي نيست و ليكن از تاثيرات نفس و توهمات ان بيرون نيست خصوص ضعفاء العقول را و به حكم لكل اهل و آنكه كتاب نيز خالى از انها نباشد جابجا بعضي ازين قبيل خواص مذكور مىكردد * و اما تاثير فادزهر و ترياق * پس بدانكه تاثير فادزهر و ترياق از جهت مركب القوى بودن آنست هم از جهت مناسبت و جذب نمودن آن هم را بسوى خود و ميل سم بسوى ان و هم از جهت مضادت و دفع و ابطال و افناى آن اثر سم را از خود و از مناسب و مصادق خود كه حرارت غريزيه و قوى و ارواح باشند و هم از جهت امور مذكوره در فادزهر از تفتيح مجارى و سرعت نفوذ و غوص در اعماق بدن و جذب سم از انها به همان جهت * بدانكه * چون اجزاى رطوبات و قوى و ارواح بدن همه باهم متصل و متحداند اتصال و اتحاد وحداني و طبيعت مدبرهء بدن و نفس حيواني قابض و حافظ و مجتمع كلاند قبض و حفظ و اجتماع وحداني و لهذا به مجرد ورود آن در بدن تاثير آن در تمام بدن مىرسد چنانچه مشاهده مىكردد كه در حين ضعف و كرسنكى بسيار به مجرد ورود