محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

96

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )

* ابزار * بفتح اول و سكون باى موحده و فتح زاى معجمه و بمهمله نيز آمده و الف و راى مهمله و نزد عوام معروف ببزار است * ماهيت آن نباتى است ربيعي و ساق آن تر و تازه و زودشكن و در انتهاى ساق آن بركها بهم پيچيده بجاى كل آن و با حدت و تلخي و لذع و در هيأت شبيه بهليون و در بغداد و موصل در شير پخته مىخورند و منبت آن بلاد سرد و مواضع برف‌نشين * طبيعت آن در دوم كرم و خشك * افعال و خواص آن مشهي و ديرهضم و ثقيل و عصارهء آن جهت اورام رخوه و ريحيه و مركبه نافع و چون با آب و نمك بخيسانند تا تندى و تلخي آن زائل كردد بغايت محرك باه مصلح ثقل آن نعناع و شونيز و كرويا و سركه است * ابقر * بفتح همزه و سكون باى موحده و كسر قاف و راى مهمله لغت مصرى است بفارسي شوره بهندى چهاكهار بضم جيم فارسي و خفاى ها و الف و فتح كاف و ها و الف و راى مهمله در آخر و بفرنكي شليطر كويند و نيز بهندى بشوره مشهور است * ماهيت آن بخاريست كه از زمين شوره‌زار برآيد و بر روى آن زمين انعقاد يابد اكثر بهيأت زغب سفيدى و دانه‌هاى كوچك مانند نمك دريا باشد و آن را با قدرى خاك ممزوج به آن جمع نموده طبخ مىنمايند بدين نحو كه اولا آن را با آب ممزوج نموده مىكذارند در شبنم و يا جاهاى سرد تا منعقد كردد و بعد انعقاد سفيد مانند نمك دريائى دانه‌دار مىكردد پس اكر خواهند آن را قلمي سازند در اندك آبى حل مىنمايند و بدستور طبخ مىدهند و بعد طبخ سيخهاى باريك طولاني در ان مىاندازند و در شبنم يا جاهاى سرد مىكذارند و بعد سرد شدن قلمهاى باريك بلند منعقد مىكردد و آن را شورهء قلمى مىنامند و مطبوخ اول را شورهء غير قلمي * طبيعت آن در آخر سوم كرم و خشك * افعال و خواص و منافع آن مفتح سده و منقي بلغم و اوساخ بدن و مسهل در نهايت حدت قوىتر از نمك و بوره است جهت سپرز و درد كمر نافع و با شكر جهت رفع احتباس بول كه به هيچ چيز كشوده نكردد مجرب اما بايد كه شوره ربع درهم و شكر دو درهم باشد و كويند اكر صاحب حبس البول يك مثقال شورهء قلمي را با دو مثقال خردل در آب بسيار آن مقدار كه تواند آشاميد بخورد در ساعت بول او كشاده كردد و اكر در جوف دو عدد موز كه بهندى كيله نامند كرده به صاحب سپرز و قولنج ريحي بخورانند در سه روز صحت يابد مجرب دانسته‌اند و عرق آن قائم مقام كبريت است مقدار شربت آن تا نيم درهم بدل آن ملح اندراني مضر مرى و كرده مصلح آن كثيرا و عسل است و از خواص ايقر است كه چون آهن را با زرنيخ بيالايند و مثل آن مس بكذارند و بعد از ان شوره بر ان بپاشند مس از آهن صعود نموده آهن در كمال نرمي مىكردد و اهل هند از نوع مطبوخ اول آن آب را سرد مىنمايند بدين نحو كه مقدار يكدو من تبريزى آن را در طاس دهن كشادى با آب سرد كرده و در چهار عدد صراحى نيز آب شيرين تا نصف كرده و طاس و صراحي اكر از روى توتياى خالص باشد كه بهندى جست نامند بهتر است و دو شخص ان صراحيها را در ان طاس بسرعت تمام مىكردانند تا ربع ساعت كامل پس صراحيها را برآورده آن آب شوره را ريخته آب دو صراحي را با قدرى شورهء تازه در ان داخل مىنمايند و در ان دو صراحي نيز آب تازه مىنمايند و همچنين تا سه مرتبه يا چهار مرتبه و در مرتبهء آخر كه دوم يا سوم يا چهارم باشد آن صراحيها را در ان آب زمانى مىكذارند و پارچه كرپاسى را تر كرده سر آن طاس را بدان مىپوشند و ببادزن بران باد مىوزند پس برآورده آن دو صراحي مكرر و سه كرر را با آب صراحي مديد يك بار شسته در ظرفى ريخته مىآشامند و بايد كه در صراحيها مطلقا سوراخى نباشد كه آب شور در ان نفوذ كند و داخل شود و شور سازد و بدانكه زمان كردانيدن و حركت دادن صراحيها را در ان آب شوره حدى است معين كه به كمتر از ان خوب سرد نمىكردد و بزياده بر ان كرم مىشود و معيار آن موقوف به عمل است و اين آب ما دام كه خوب سرد است لذيذ و خوش‌كوار است و چون سردى آن زائل كشت بدمزه و ناكوار مىشود و شايد در بعضى امزجه مضر باشد و اللّه اعلم