محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
97
خلاصة الحكمة ( فارسى )
سرش را بند كنند تا نضج يابد ، پس فرود آورده بكشند و بخورند به تنهايى و يا به قدرى چلاو . و اگر قدرى قليل برنج در وقت طبخ داخل نمايند بد نيست ، بلكه بهتر است و گرماگرم با قاشق خوردن آن به نحوى كه بخار آن به سر و گردن برسد از براى اصحاب زكام و سعال بسيار نافع است و تفصيل خواص و صنعت آن در قرابادين ذكر يافت . « 1 » اطريفل / اطريفلات اطريفل : بدان كه اطريفل معجون متخذ از سه ميوه است ، يعنى اهليلج و بليلج و آملج . محمود سنجرى گفته كه اطريفلات معاجين متخذهء از هليلجات خمسه است و آن هليله كابلى و هليله زرد و هليله سياه و بليله و آمله است . سمرقندى در اصول التراكيب گفته كه اطريفل معرب است از لغت هندى و واقع مىشود بر اهليلج و آملج و بليلج ، اين سه ، ميوه است . خاصيت اطريفل تقويت اعضاى عصبى و دباغت آلات غذا از فضلات مجتمعه در آن و تركيب شدهء از اين سه ميوه به سبب مشاركت آنها در منفعت و تقويت بعض آنها مر بعض ديگر را و گردانيده شده اوزان آنها را متساوى به سبب تشابه قوتها و منافع آنها و اصل آن است كه اقتصار كرده شود از هليلجات بر هليله كابلى و بليله و آمله و گاهى اضافه كرده مىشود بر اين سه ، هليله زرد هليله سياه به مثل اوزان هريك از آن سه به جهت آن كه اين دو مقوى آن سه مىباشند در مزاج و منفعت از تقويت و تنقيه ، پس مىگردد اكمل و اقوا در فعل و بعضى اطبا گفته كه اطريفل معرب از لغت يونانى است و معنى آن سه هليله است . مخترع آن : و گفته شده كه اين معجون از تراكيب اندروماخس اول است ، و ابن ماسويه گمان كرده كه از مخترعات جالينوس است ، شيخ داود گفته كه نيست چنين كه ابن ماسويه توهم كرده ؛ زيرا كه اسحاق بن يوحنا از جرجيس والد بختيشوع طبيب عباسيين - كه ناقل صناعت طبّ است - از لغت يونانى به لغت نبطى آورده : كه اطريفل به لغت يونانى دوايى است مركب از هليلجات . و بعضى ديگر را گمان آن است كه از تراكيب اطباى هند است و معربترى پهلاى هندى است ؛ يعنى سه ميوه ، كه هليله و بليله و آمله است . قلانسى گفته كه اطريفل معرب
--> ( 1 ) . همان ، مخزن الادويه ، ذيل مادهء « اسفيدباج » .