محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
70
خلاصة الحكمة ( فارسى )
عطسه / عُطاس عُطاس : حركتى است خاص در دماغ براى دفع خلطى و يا موذى ديگر كه بدان رسد از داخل يا خارج به استعانت هواى مستنشق از راه بينى و دهان ؛ عطسه براى دماغ مانند سرفه است براى ريه . « 1 » عُقر عُقْر : از امراض ارحام است و آن حالتى است كه عارض مىگردد رحم را كه قبول آبستنى نمىنمايد و نطفه در آن بستگى به هم نمىرساند و اگر به دشوارى به هم رساند ، به زودى لغزيده ، ساقط مىگردد به سبب سوء مزاج باردِ مكثفِ به هم آورندهِ افواهِ عروق آن و يا سوء مزاج گرمِ مفسدِ سوزندهء منى و يا سوء مزاجِ باردِ رطبِ مرخى . « 2 » غثيان غَثيان : حالتى است كه معده را عارض مىگردد به سبب انصباب خلطى لذاع بدان ، كه گويا آن را مىفشارد براى دفع چيزى كه در آن است . و آن حالت اگر دائمى است سبب آن در نفس معده است و الّا در موضع ديگر كه در هنگام انصباب ، آن حالت بر او عارض مىگردد . « 3 » غشاوه غِشاوَه : پردهاى است كه بالاى ملتحمه به هم مىرسد و ظلمت بصر را نيز نامند . « 4 » غشى غَشى : حالتى است كه عارض مىگردد به سبب وصول ابخره و ادخنه و اخلاط فاسدهء خانقه و غير آن و يا ضعف قلب و يا نقصان روح حيوانى قلب به استفراغ و يا
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . همان ، ص 84 .