محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

7

خلاصة الحكمة ( فارسى )

بيمارىها آتشك آتَشَك : مرضى است كه حادث مىگردد از سوداى محترق و يا متعفن كه به واسطهء غليان و انفصال اجزاى آن از هم ، طبيعت آن [ را ] دفع به ظاهر جلد و يا به باطن به سوى عضوى از اعضا كه خسيس و يا ضعيف و يا قريب و يا بعيد يابد نمايد . و يا به سوى اكثر اعضا به حسب قلت و كثرت ماده ، حتى به استخوان و اعصاب نيز خواه عضو متورم گردد و يا متقرح و يا نگردد . و انواع آن بسيار مىباشد ؛ نوع زبون آن مىخورد عضو را و مىاندازد آن را . اگر زود معالجه ننمايند و بعد معالجه اثر آن در تمام بدن بعضى را مدتى و بعضى را مدت العمر مىماند و باد آن ، مفاصل را متورم مىسازد و از حركت باز مىدارد و سنگينى در عروق به هم مىرسد با حرارتى و لهيبى . و بعضى نوع آن با سوزش بسيار مىباشد كه گويا اخگر آتش بر آن عضو گذاشته و مىسوزد و لهذا آتشك نامند و آبله فرنگ نيز نامند ، جهت آن كه ابتداى ظهور آن از فرنگ بوده و يا از نواح آن براى آن كه مدار اوشان بيشتر بر اغذيهء غليظهء كريههء سوداويه است مانند : گوشت گاو ، خنزير ، مرغابى و امثال اينها و شرب شراب و كم متوجه تنظيف بدن مىشوند به غَسل و غير آن و ارمنى دانه نيز گويند ، جهت آن كه اولًا از بلاد ارمن ظاهر شده . و اكثر حدوث آن اولًا بر اعالى بدن مانند صورت و سر مىباشد به اعتبار غليان مذكور و صعود ابخرهء آن و يا به اسافل خصوص حوالى اعضاى تناسل به جهت ثقل مادهء آن كه سوداء است به اسفل و چون بسيار باشد مادهء آن و يا كهنه شود ، در جلد و لحم و اوتار و اعصاب و عضلات حتى استخوان نيز به هم مىرسد و در اعضاى باطنيه نيز به خلاف