محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

57

خلاصة الحكمة ( فارسى )

ورم گرم رودهء مستقيم و يا ريختن خلط صفراوى حاد بدان و يا بلغم شور بورقى و يا بسيار نشستن بر زمين صلب و نمناك به هم رسد . و [ زحير ] باطل آن است كه از احتباس ثفل يابس خشك باشد و قبل از آن چيزهاى يابس قابض خورده باشد . و فرق ميان زحير حق و باطل آن است كه در زحير باطل گرانى شكم و درد پشت و مغص مىباشد و دفع نمىگردد ، مگر به بيرون آمدن چيزى و با آن خواهش طعام كم مىباشد و چون به زور ملينه بنوشند و برنيايد ، دليل احتباس است . و زحير با خون يا به سبب خراش روده و يا گشوده شدن رگى از رگ‌هاى آن است به سبب مرور فضول يابس خشن بر آن و يا غير آن . و زحير يا به اخراج رطوبت مخاطى باشد با اندك ريحى و يا اخراج براز رقيق . « 1 » زرقت چشم زُرْقَت : ميل نمودن سياهى چشم است به ازرقى ، خواه به سبب بسيارى نور باصره و يا به سبب صفا و نورانيت آن و يا به سبب بزرگى جليديه و يا به سبب برآمدگى آن و خواه به سبب كمى رطوبت بيضيه و يا به سبب صفاى آن و خواه به سبب قلت سياهى عنبيه باشد و خلقى آن لاعلاج له است . « 2 » زكام زُكام : ريختن فضول رطوبى است از هر دو بطن مقدم دماغ به منخرين و از بينى دفع شدن ؛ و گاه زكام را بر « خبطه » نيز اطلاق مىنمايند . « 3 » سبات سُبات : در لغت به معنى خواب است و اصل آن راحت است چنان چه حق - سبحانه تعالى - در كلام مجيد خود مىفرمايد : « وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً » . و به اصطلاح اطبا خواب

--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . همان ، ص 74 . ( 3 ) . همان .