محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
487
خلاصة الحكمة ( فارسى )
برودت و رطوبت و يبوست . ( يادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . مزاج در پيش قدماء و اطباء نه گونه بوده است معتدل ، حاد ، بارد ، رطب ، يابس ، حار و رطب ، حار و يابس ، بارد و رطب ، بارد و يابس . ( يادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . قدما به چهار مزاج اصلى قايل بودند : 1 . مزاج صفراوى گرم و خشك ، كه در نتيجهء غلبهء صفراى زرد است . 2 . مزاج دموى يا خونى گرم و مرطوب است . 3 . مزاج ماليخوليايى . ( سوداوى ) . در اين مزاج سوداء غلبه دارد و سرد و خشك است . 4 . مزاج بلغمى كه در نتيجهء ازدياد لنف در بدن است ، سرد و مرطوب . . . از سوى ديگر قدماء مجموعاً به 12 نوع مزاج قايل بودند و آنها را به سه دسته تقسيم مىكردند از اين قرار : 1 . مزاجهاى سادهء مفرد - شامل مزاجهاى گرم ، سرد ، خشك ، تر . 2 . مزاجهاى سادهء مركب - شامل مزاجهاى گرم و تر ، گرم و خشك ، سرد و تر ، سرد و خشك . 3 . مزاجهاى مادى - شامل مزاجهاى بلغمى ، دموى ، صفراوى ، سوداوى . - سرد مزاج : مقابل گرم مزاج . در اعتقاد قدما مراد از سردى مزاج همان است كه در طب امروز به نام هيپوتيروئيدى يا نارسائى غدد تيروئيدى ناميده مىشود . « 1 » كه داراى تمايل جنسى نيست . - سوء المزاج : بيرون شدن مزاجى از اعتدال . . . چنان كه يا گرم تر شود از معتدل يا سردتر و اين را سوء المزاج مفرد گويند و يا چنان بود كه از دو كيفيت بيرون شود و اين را سوء المزاج مركب گويند . . . و سوء المزاج يا با ماده باشد يا بى ماده و سوء المزاج بى ماده را سوء المزاج ساده گويند و با ماده را سوء المزاج مادى گويند . « 2 » ضعيف المزاج : بى بنيه . كم بنيه . محرور المزاج : گرم مزاج . مزاج بلغمى : طبع بلغمى . كه مزاج بلغمى دارد . كه دير متأثر شود از چيزها . ( يادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . مزاج خارج : مزاجى است كه خارج از اعتدال باشد . « 3 » مزاج خنازيرى : استعداد خنازيرى . آن كه در معرض خنازير است . مزاج دموى : مزاجى كه خون بر آن غالب بود . ( يادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . ر . ك - : طبع دموى .
--> ( 1 ) . حاشيهء ذخيرهء خوارزمشاهى ، چ انجمن آثار ملى ، ص 92 . ( 2 ) . ذخيرهء خوارزمشاهى ، ص 22 . ( 3 ) . شفا ، ج 1 ، ص 443 . نقل از فرهنگ علوم عقلى .