محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

448

خلاصة الحكمة ( فارسى )

مذكور در قسمت وسط يك برجستگى وجود دارد كه به نام برآمدگى چانه اى است . شاخه‌هاى صعودى اين استخوان كه از طرفين تنه بالا مىروند ، داراى سطحى داخلى براى چسبيدن عضلات رجلى داخلى و خارجى ، و داراى يك سطح خارجى جهت التصاق عضلات ماضغه مىباشند . كنار فوقانى هر يك از شاخه‌هاى صعودى استخوان مذكور داراى يك گودى ميانى است به نام شيار سينى شكل ، و دو برآمدگى قدامى و خلفى دارد . برآمدگى قدامى موسوم به زايدهء منقارى و مثلثى شكل است كه توسط قسمتى باريك به نام گردن با شاخهء صعودى يكى مىشود . لقمهء فك اسفل با لقمه و حفره دورى استخوان گيجگاهى مفصل شده تشكيل مفصل گيجگاهى فكى را مىدهد . فك اسفل را آروارهء زيرين و چانه هم مىگويند . ( فرهنگ فارسى معين ) . - فك اعلى : استخوانى است زوج كه در طرفين صورت قرار گرفته و داراى يك زايدهء هرمى است كه با استخوان گونه اى مفصل مىشود و برجستگى صورت را تشكيل مىدهد و زايدهء ديگرى نيز دارد كه به طرف داخل آمده و به نام زايدهء كامى موسوم است و در تشكيل سقف دهان و زير بينى شركت دارد . همين زايدهء كامى است كه در قسمت جلو و پايين آن حفره‌هاى دندانى فك اعلى قرار دارند . سطح خارجى فك اعلى ، مجاور عضلات صورت و پوست است و سطح داخلى جزء جدار خارجى حفرهء بينى است . در داخل اين استخوان حفرهء بزرگى ديده مىشود به نام سينوس فك كه سوراخ آن در حفرهء بينى باز مىشود با وجود آن كه استخوان فك اعلى جزوى از آروارهء بالايى است گاهى هم خود آن را آروارهء بالايى نامند . ( فرهنگ فارسى معين ) . فِكْرى : ( ص نسبى ) . منسوب به فكر . مربوط به فكر . متعلق به انديشه . ( فرهنگ فارسى معين ) . فَواكه : ( ع . ا ) . اجناس ميوه ها . جِ فاكهة . ( منتهى الارب ) . فَوّارَة : ( ع . ا ) . چشمهء آب . فُوارَة : ( ع . ا ) . سرجوش ديگ . ( منتهى الارب ) . « ق » قابِل : ( ع . ص ) . نعت فاعلى از قبول . پذيرا . پذيرنده . قبول كننده . ( غياث ) . مستعد قبول . قابل هضم : چيزى كه معده آن را تحمل كند و داراى گوارش باشد . ( ناظم الاطباء ) .