محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

447

خلاصة الحكمة ( فارسى )

مبداء نفس ناطقه است و همين طور « حاس » مأخوذ و مشتق از نفس حاسه است در حيوان . اين قسم را فصول اشتقاقيه گويند و آنها بعينه همان صور نوعيه‌اند . بنابراين فصول حقيقيه ، صور نوعيه‌اند و همان صور نوعيه حافظ وحدت نوعيه‌اند و فصل اخير اشياءاند و ثابت‌اند و مانند اصل و عمودند در اشياء . همين فصول اخيرند كه حافظ هذيت اشياء باشند و واجب جمع مراتب وجود آنها هستند و وجود در همهء اشياء فصل الفصول و فصل اخير آنها است و يا صور طبيعيه اصول حافظ و فصول آنها است و بالجمله ناطق و حساس و محرك در حقيقت فصول محموله‌اند نه فصول حقيقيه . ( فرهنگ فارسى معين به اختصار از اساس الاقتباس ) . فُضول : ( ع . ا ) . آنچه از بدن خارج گردد . ج فضولات . فِطام : ( ع . مص ) . جدا كردن طفل از مادر . ( اقرب الموارد ) . شكستگى . مفارقت از هر چيز . ( غياث ) . ( ا ) . زمان فطام . زمان باز گرفتن كودك از شير . ( فرهنگ فارسى معين ) . فَغْر : ( ع . ا ) . گل چون بشكفد . ( منتهى الارب ) . ( مص ) . دهان گشادن . ( منتهى الارب ) . گشاده شدن دهان كسى . ( منتهى الارب ) . فُغَر : ( ع . ا ) . جِ فُغْرَة . ( منتهى الارب ) . فَكّ : ( ع . مص ) . جدا كردن و دور كردن يكى از ديگرى . ( اقرب الموارد ) . دارو در دهان كردن كودك را . از مفصل جدا كردن استخوان را . از جا درآمدن آروارهء كسى . ( اقرب الموارد ) . شكستن مهر . ( ترجمان علامهء جرجانى ترتيب عادل بن على ) . هر يك از دو استخوانى كه در تشكيل آروارهء پايين و آروارهء بالا شركت مىكنند . آروارهء پايين فقط از يك استخوان به نام فك اسفل تشكيل شده است ، اما آروارهء فوقانى از سيزده استخوان به وجود آمده كه يك زوج استخوان فك اعلى دو تا از آن سيزده استخوان است . ( فرهنگ فارسى معين ) . - فك اسفل : استخوانى است فرد و متناظر به شكل نعل اسب كه به تنهايى آروارهء زيرين را مىسازد و داراى يك تنه و دو شاخهء صعودى است . تنه داراى يك سطح قدامى محدب است كه به عضلات پوستى صورت مجاور است و يك سطح خالى مقعر كه در آن دو حفره براى غدد بزاقى زير زبانى و تحت فكى وجود دارد . كنار فوقانى تنه محل حفره‌هاى دندانى است كه ريشهء دندان‌ها در آن جاى مىگيرد . كنار تحتانى اين استخوان صاف و قسمت فوقانى حد گردن است . در سطح قدامى تنهء استخوان