محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
435
خلاصة الحكمة ( فارسى )
بالغ بين 30 تا 40 گرم است . عرق در هر هزار گرم 990 گرم آب دارد و 10 گرم بقيه مواد معدنى و آلى است . مهمترين مادهء آلى عرق اوره است كه در حدود 44 / 0 گرم تا يك گرم در هر هزار گرم عرق موجود است . ( فرهنگ فارسى معين ) . حِمّه . حَميم مَسيح . هَجم . آبى كه از بخار طبخ ادويه حاصل كنند . ( غياث اللغات ) . آنچه از حبوبات و گل ها و ادويهء يابسه و مايعه تقطير كنند مسمّا به اين اسم است . سريع النفوذ و لطيف تر از اصل آن چيز . و عرق نانخواه و دارچينى بهتر از اكثر عرقها است . و عرق شكر و عرق شراب و خرما و امثال آن قوى تر از اصل او و سريع الاثر . و اكثار آن محرق خون و مورث امراض حاره و مهلك است . ( تحفهء حكيم مؤمن ) . محصول مقطرى كه از تقطير مايعات در قرع و انبيق و جز آن به دست مىآيد . ( ناظم الاطباء ) . آبى را گويند كه داروها و خوشبوى ها در آن انداخته از قرع و انبيق كشند . از اين جا است كه شراب مقطر را نيز عرق خوانند ، و اين از اهل زبان به تحقيق پيوسته است . عِرْق : ( ع . ا ) . رگ . ( منتهى الارب ) . وريدهاى بدن كه خون در آن جارى است ، چون عرق اكحل و عرق قيفال و غيره . ( اقرب الموارد ) . ج عُروق ، أعراق ، عِراق . ( منتهى الارب ) . رگ جهنده . ( ناظم الاطباء ) . رگ ناجهنده . ( ناظم الاطباء ) . عرق بادرنجبويه : مايعى كه از تقطير جوشاندهء بادرنجبويه در آب حاصل مىشود . اين مايع داراى مقاديرى نسبةً زياد از اسانس و آلكالوئيدهاى بادرنجبويه است . ( فرهنگ فارسى معين ) . عرق بهار : مايعى خوشبو كه از تقطير بهارنارنج و ديگر مركبات با آب به واسطهء ديگ و نيچه كشند . ( ناظم الاطباء ) . اسم فارسى عرق شكوفهء نارنج است . ( تحفهء حكيم مؤمن ) . عرقى كه از گل نارنج و ترنج به طور گلاب كشند . ( غياث اللغات ) . عرق خوشبو كه از گل نارنج و ترنج كشند . و بهترين آن از گل كرنه است كه به فارسى بهارنارنج گويند و بويش نهايت تند مىباشد . ( آنندراج ) . عرق بهارنارنج : مايعى كه از تقطير جوشاندهء غنچه ها و گلهاى درخت نارنج به دست مىآيد . ( فرهنگ فارسى معين ) . و ر . ك - : عرق بهار . عرق بيد : مايعى كه از تقطير جوشاندهء گل ها و ساقههاى جوان و گل بيد حاصل مىشود . ( فرهنگ فارسى معين ) . ماء الخلاف است . ( تحفهء حكيم مؤمن ) .