محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

41

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و ديگر « حمى خِمْس » ، يعنى تب سوداوى است كه نوبهء آن سه روز در ميان باشد و روز پنجم روز ثوران آن باشد و عوارض آن در آن روز اشتداد يابد ؛ و هم‌چنين « حمى سدس » است كه چهار روز در ميان آيد و روز ششم نوبهء ثوران آن باشد و حمى سبع و حمى ثمن و امثال اينها است ، هرچند به دستور بالا رود و مادهء اينها همه خارج عروق است . « حمى بسيط » ؛ تبى است كه مادهء آن يك خلط باشد و بس . « حميات حاده » ؛ تب‌هايىاند كه مادهء آنها همه حدت و تندى داشته باشد و عوارض آنها شديد و مدت بقاى آنها اندك باشد ، يعنى زود منقضى شوند و بسيار نمانند . « حمى صالبه » ؛ تب گرمى است كه در آن لرزه و سرما نباشد . « حمى متبادله » ؛ تبى است كه نوبهء يكى بدل به نوبهء ديگرى شود . يعنى نوبهء يك تب چون به آخر رسد ، نوبهء تب ديگر برسد و آثار آن ظاهر گردد . « حمى متداخله » ؛ تبى است كه هنوز نوبهء آن به آخر نرسيده كه نوبهء تب ديگر آيد و علامات آن ظاهر گردد . « حمى متشاركه » ؛ تبى است كه با تب ديگر به طريق اشتراك ظاهر شود ، مانند آن كه حمى جدرى با غب دائر و يا با بلغمى دائر جمع شود . « حمى مثلثه » ؛ تب غب است و مذكور شد . « حمى مختلفه » ؛ تبى است كه با فترات و هيجانات غير منتظمه آيد و نوبهء آن را مقرر آيد . « حمى وبائيه » ؛ تبى مختلف متشبث به ارواح است ، پس به اخلاط به سبب فساد هوا به هر سببى از اسباب كه باشد . « 1 » حميقى حُمَيقا : به فارسى « باد آبله » نامند . تبى است كه با آن دانه‌هاى بزرگ سفيد آبدار بر بدن برآيد بزرگ‌تر از دانه‌هاى جدرى در روز اول تب يا دوم نهايت تا سوم و اين ما بين جدرى و حصبه باشد و عوارض اين از آن هر دو كمتر . « 2 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 64 - 67 . ( 2 ) . همان ، ص 67 .