محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

40

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و نوع ديگر از آن بلغمى « حمى ليلى » است ، يعنى تبى كه به شب آيد و نوبهء آن شب باشد و روز واگذارد و نيايد ؛ و ديگر « حمى نهارى » ، يعنى تبى كه به روز آيد به شب رها كند و مادهء اين هر دو بلغم متعفن در خارج عروق است ، و ليكن نهارى زبون‌تر از ليلى باشد ، و ديگر « حمى ليغوريا » است ؛ به زبان يونانى يعنى تبى كه در آن حرارت در باطن و برودت در ظاهر باشد و مادهء اين بيشتر بلغم غليظى است كه تعفن در باطن يافته باشد و گاه از صفراى بسيار غليظ نيز مىباشد . و ديگر « حمى غشيه » است و آن تبى است كه با آن غشى عارض گردد و لازم آن باشد . و آن دو نوع است : « غشيهء خلطيهء غليظه » و « غشيهء دقيقهء رقيقه » و سبب اول بلغم خام بسيار متفرق در بدن حاصل از تخمه و سبب دوم كيموسات رقيقهء بلغميه و يا صفراويهء ردّيهء سمّيه باشد . و اين تب بسيار گرم و ردى و خطرناك است و لهذا نبض و قوت در اين ، در نوبهء اول يا دوم ساقط مىگردد و بسا است كه تا چهارم وفا نمىكند و مىكشد . و ديگر از حميات عفنيه « حمى سوداويه » است و آن نيز انواع است و تعفن آن نيز يا داخل عروق است و يا خارج آن . آنچه داخل عروق است « حمى ربع دائمه » است . و آن تبى است كه تعفن مادهء آن در داخل عروق بود و دائمى باشد و در چهارم - يعنى دو روز در ميان - اشتداد نمايد ، جهت آن كه نوبهء اجتماع و ثوران سوداء از چهار روز كمتر نمىباشد . و آنچه تعفن آن بيرون عروق باشد انواع است ، از آن جمله « حمى ربع دائره » است كه به يونانى « طريطاوس » نامند . و آن تب سوداوى است كه تعفن مادهء آن در خارج عروق باشد و دورهء آن به ربع آيد و حمى ربع دائره از آن جهت نامند كه ابتداى نوبه دوم آن روز چهارم باشد از ابتداى نوبهء اول در اوائل با نافض اندك آيد به سبب غلظت ماده ، پس به تدريج زياده گردد و به سبب رقت مادهء آن ، يعنى هرچند كه رقيق‌تر گردد ، نافض آن زياده شود و زيادتى آن از علامات جيده است . و بالعكس از علامات رديه و با اعضا شكنى و سردى بسيار و حالتى كه گويا اعضاى او را مىكوبند و چيز بسيار سنگينى بر استخوان و مفاصل او افتاده و اين بيشتر در خريف آيد و گفته‌اند [ كه ] مدت نوبهء آن چهارده است و دورهء آن هفتاد و دو ساعت .