محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

371

خلاصة الحكمة ( فارسى )

است از غشاء داخلى چشم و در آن ادراك مىگردد مبصراتى كه شخص بر آنها احاطه دارد و شبكيه نيست مگر انبساط عصب باصره و به واسطهء اين عصب است كه مىرسد به دماغ هر چه كه از اثر نور در چشم منطبع گشته است . ( ناظم الاطباء ) . ميرزا على طبيب مؤلف جواهر التشريح نويسد : « . . . كرهء چشم در جوف مدارى واقع است و به وسيلهء عضلات خود و عصب بصرى و ملتحمه و جفنين و لفافهء مقله اى مدارى در مكان خود استوار شده و اين وسايط ارتباطيه در حركات مختلفه و ممتدهء آن نيز مساعدت مىكنند . . . و طبقات مختلف چشم عبارتند از : 1 . صلبيه ، كه طبقه اى است كه قسمت غير شفاف ( قرنيهء غير شفاف ) . جزء قشرى چشم را تشكيل مىدهد و از خلف براى عبور عصب بصرى سوراخ شده و از قدام داراى ثقبه اى به شكل بيضى ناقص است كه قرنيهء شفاف در آن قرار گرفته است و رنگ آن سفيد كدر و در بعضى اشخاص و در اطفال كبود است . 2 . قرنيه ، كه غشاء شفافى است به شكل بيضى ناقص و در جزء قدامى كرهء چشم واقع شده است . 3 . مشيميه ، كه بر حسب وقوع طبقات به روى يكديگر ، پردهء دوم چشم است . 4 . عنبيه ، كه حجاب عضلى عروقى است و به طور عمودى واقع شده ، در طرف مركز آن سوراخى است موسوم به حدقه . 5 . شبكيه ، كه پردهء سوم چشم است و تأثيرات ضيائيه را اخذ كرده آنها را به عصب بصرى منتقل مىكند و به دماغ مىرساند . 6 . بيضيه يا رطوبت‌هايى كه مايع شفاف براقى است واقع در خانهء قدامى چشم ، يعنى در جزئى از چشم كه ما بين قرنيه و عنبيه واقع است . 7 . جسم زجاجى ، كه مادهء سريشمى بسيار شفافى است و در جزء خلفى كرهء چشم ، در خلف جليديه واقع شده و از رطوبتى موسوم به رطوبت زجاجى كه محتوى در غشائى موسوم به غشاء زجاجى است حاصل آمده است . 8 . منطقهء زين ، كه غشائى ليفى است و آن را « زين » كشف نموده ، داراى منظر مخطط مخصوصى است و بايد آن را مانند نقطهء ارتباط شبكيه و رباط معلق جليديه