محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

297

خلاصة الحكمة ( فارسى )

داخل تركيب باشد ، بهتر آن است كه آن را حل نموده ، مانند آن كه براى نقاشى مىكنند داخل نمايند و فرق ميان معجون و جوارش آن است كه اجزاى معجون نرم مىباشد و اجزاى جوارش اندك جريش چنانچه در جوارشات ذكر يافت . معاجين مسهله معاجين مسهله : منظور معاجينى است كه ايجاد اسهال مىكنند ، و در ذيل دو نسخه كه مربوط به اسهال امعاء و رفع قولنج مىباشد ذكر مىيابد . 1 . معجون شهرياران : قولنج و نفخ امعاء و معده را سود دهد . صنعت آن : زنجبيل ، قرفه ، دارچينى ، جوزبوا ، مصطكى رومى ، قرنفل ، سليخه ، سنبل الطيب ، قاقله ، حب بلسان ، از هر يك ، سه درم ؛ سقمونياى مشوى ، چهار درم ؛ تربد سفيد تراشيده ، حبّ النيل ، از هر يك ، هشت درم ؛ شكر سفيد ، هفتاد درم ؛ دواها را كوفته به عسل كف گرفته به قدر حاجت چنان چه رسم است بسرشند . شربتى : دو درم . 2 . معجون سگبينج : قولنج را نافع باشد . صنعت آن : سگبينج ، تخم كرفس ، جندبيدستر ، از هر يك ، يك جزء ؛ سقمونيا نيم جزء ؛ سقمونيا را در روغن بادام بسايند و سگبينج را حلّ كنند و با يكديگر بياميزند ، و داروها كوفته به آن بسرشند . شربتى : سه مثقال . « 1 » معجون برشعثا برشعثا : و آن لغت سريانى است و معنى آن برء الساعه است و اين اسم است كه سريانيون اطلاق كرده‌اند بر معجون كه آن دواى فيلن است و آن معروف است به افلونياى روميه . « 2 »

--> ( 1 ) . مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 2 ، ص 640 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 344 .