محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

27

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و علامه گفته كه فرق ميان هر دو بدين نحو بيان كرده‌اند كه مادهء ربو در داخل عروق محتبس مىباشد و آلات سينه خشن و مادهء بهر در شرايين و سينه نرم مىباشد و در وقت سرفه ، رنگ رو ، سرخ مىگردد زياده از ربو به سبب احتباس ابخرهء دخانيه در شرايين و جوهرى گفته كه بهر تتابع - يعنى پىدرپى كشيدن - نفس است . « 1 » بهق بَهَق : لك‌هاى سفيد رقيق و يا سياه رقيق بىعمق است كه در ظاهر بدن به هم مىرسد و به تدريج پهن گردد و در سياه آن پوست بدن خشن مىباشد و فرق ميان اين و برص آن است كه برص با غوص و نفوذ و غور در عمق جلد و لحم و تا عظم نيز مىباشد و بطى الزوال به خلاف بهق و سبب حدوث آن ضعف قوهء دافعهء فضول و خوردن اشياى غليظهء كثيفه است . « 2 » بهكى بهكى : ر . ك - : خلاصة الحكمة ، ص 1010 . بياض / بياض احداق بياض : يعنى سفيدى كه بر سياهى چشم افتد و آن سه قسم است : اول : رقيق در ظاهر قرنيه و آن را سحاب و غمام و اثر گويند و به هندى جاله نامند ؛ و دوم : غليظ غائر در عمق قرنيه و آن را بياض مطلقاً و گل چشم خوانند و به هندى پهولى گويند ؛ و سوم : غليظتر از آن و با نتو باشد و آن را به هندى ثنيث نامند . و بعضى ميان اثر و بياض ، چنين فرق مىكنند كه اثر حادث مىشود در قرنيه از بثور و قروح كه در قشر ظاهر از قشور آن طبقه عارض شوند و بياض پيدا مىگردد از بثور و قروح كه در عمق و قشور باطنهء آن طبقه ، عارض گردند . « 3 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 58 . ( 2 ) . همان ، ص 59 . ( 3 ) . حكيم محمد اعظم ؛ خان ، اكسير اعظم ، ج 1 ، ص 389 .